سایت جامع شهرستان لردگان
دعوت از همه بزرگان شهرستان لردگان برای نوشتن ....
یکشنبه 6 مهر 1393 ساعت 08:10 | نوشته ‌شده به دست رضا رستمی | ( نظرات )

لطفا این مطلب را متفاوت بخوانید و بدانید

بدون هیچ رنگ و  بوی سیاسی و با کمی دغدغه رشد و پیشرفت


  تا بحال به این فکر نکرده ام که چرا نباید از «بزرگان» دعوت کرد به نوشتن! (منظور از بزرگان همان شخصیت های برجسته، معروف و با تجربه های مختلف مدیریتی ، علمی، اجرایی، سیاسی و ....  است.)

البته نوشتن به معنی اینکه افکارشان و برنامه هایشان و ایده هایشان برای رشد منطقه را برای همه بیان کنند.

بالاخره حتما این جماعت حرفی باید برای مردم شهرستان خود داشته باشند. اگر نداشته باشند که بزرگ محسوب نمی شوند....

مگر نه اینکه نوشتن و فکر کردن به دردهای شهرستان و رشد و توسعه آن وظیفه همه است؟!

البته منظور ما این نیست که این اشخاص  تاکنون دغدغه نداشته اند و یا تلاشی نکرده اند. اصلا. بلکه منظور این است در این فضای بوجود آمده نظراتی که داشته اند یا دارند را برای همه همشهریان بیان کنند. همان طور که در  یادداشت قبلی بیان کرده ام این فضا (اینترنت) بستر خوبی برای تبادل نظر است.

پس آنها که قبلا این درد را داشته اند و مسئولیتی داشته یا دارند؛ بسم الله ، خودی نشان دهند...

عده بسیار زیادی هستند از شخصیتهای  فکری و اجرایی کشور که با وجود همه دغدغه ها و مشغله هایی که دارند گاه به گاه در سایتها، روزنامه ها و مجلات مطلب می نویسند.

نمونه های زیادی وجود دارد و خودتان در سایت های محلی و ملی می بینید و نیازی به اسم بردن نیست.

 می شود اشخاص زیادی را از شهرستان لردگان نام برد و از شما هم می خواهم در قسمت کامنت ها نام ببرید تا لیست کامل شود و منتشر گردد 

پس دعوت می کنیم از :


آقای بیژنی و سایر نمایندگان اسبق شهرستان 

 آقای زاد علی خلیل طهماسبی 

 آقای  گل محمد صالحی

 آقای ابراهیم کریمی

آقای بابااحمدی نماینده سابق

آقای جلیل نماینده فعلی 


آقای رحیمی، خالدی، بامیری  و سایر کاندیداهای سابق انتخابات مجلس 

شهردار و فرماندار و مسئولین فعلی ادارات و نهادهای مختلف شهر (نامشان را بگویید)

بزرگان اقوام و طوایف مختلف (نامشان را بگویید)

نخبگان بخش ها، روستاها و .... 

نخبگان ابواسحاقی  (چون روی سایت منتشر کرده اند)


آقای دکتر حمید ضیایی - دکترای فلسفه 

آقای دکتر جلیل- استاد حقوق و سایر اعضای هیأت علمی که لردگانی اند

آقایان  و خانمهای لردگانیهای مقیم تهران،  تحصیلکردگان شهر و انجمن لردگانیهای مرکز

 و ..... کسانی که شما نام می برید و از آنها درخواست می کنید که برای رشد منطقه نظراتشان را بنویسند!


مطالب مرتبط با این درخواست:

-نامه ای که نوشتم، پاسخی که نخواندم..

-تاسیس مرکز مطالعات منطقه ای لردگان

- شبکه سازی و ایجاد جامعه نخبه محور (شایسته سالار)

-  لردگان، چرا این همه نیست؟


ما و راه دشوار مسئولیت!؟
پنجشنبه 8 آبان 1393 ساعت 17:47 | نوشته ‌شده به دست رحمت الله محمودی | ( نظرات )
ما و راه دشوار مسئولیت!؟
(آنان؛ او یا ما)

« مطالبه عدالت به معناى این است كه عدالت، گفتمان غالب در محیطهاى جوان و دانشجویى شود؛ جوانان عدالت را مطالبه كنند و آن را از هر مسئولى بخواهند. حكیم انقلاب(22/2/82).»

نتیجه نبرد ها را نه تانكها بلكه اراده ها تعیین می‌كند و بسیاری از كشورهای قدرتمند كه انواع مختلف سلاح را در اختیار دارند مجبور شده اند در برابر ضربات انقلابیون و نیروهای مقاومت عقب نشینی كرده و در نهایت هم، تسلیم خواسته‌های مشروع ملت‌های سركوب شده می‌شوند برای مثال می‌توان از مقاومت حزب الله در برابر اسرائیل، الجزایر در برابر فرانسه یا از ویتنام در برابر آمریكا نام برد، ممكن است انسان به راحتی بتواند نتایج از پیش تعیین شده را در برابر خود قرار داده و خود را از مسولیت و در نتیجه از تلاش كردن معاف كند. اگر انسان در زندگی روزمره یا در مورد مسئله‌ای كه مستقیمأ به او مرتبط می‌شود نگرشی نداشته باشد و اگر حس مسئولیت، ایمان یا اراده نداشته باشد به طور قطع به دنبال بهانه تراشی و توجیهاتی می‌رود كه او را از حركت و تكاپو باز دارد چنین فردی همچون كسی است كه خدایی خاص برای خود می‌سازد كه آموزه‌هایی با ظاهر زیبا را برای او پدید می‌آورد تا آنچه را كه انجام نمی‌دهد توجیه كند به گونه‌ای كه اموری مقدس تلقی شود كه نباید به خاطر آن تحرك و اقدامی صورت گیرد. مسئولیت سنگین است و تلاش؛ كار سخت و گاهی هم به ویژه در شرایطی مثل اوضاع ملت‌های عربی- اسلامی؛ فداكاری و جانفشانی را می‌طلبد كه بسیار فراتر از منافع فردی است؛ چندی پیش یكی از دوستان قدیمی‌ام را ملاقات كردم كه تحصیلات عالی خود را تكمیل كرده بود و به من نصیحتی كرد كه تو هنوز همان حرف‌هایی (حرف هایی از جنس حق‌طلبی و عدالت‌خواهی) را بر لبانت می‌آوری كه قبلأ در نشریه دانشجویی مقطع به اصطلاح لیسانس (دانشگاه شهید بهشتی ) منتشر می‌كردی؟ چرا خودت را خسته می‌كنی؟ بدون اینكه شغلی داشته باشی؛ من جای تو بودم از اینجا (کشور) می‌رفتم، بهتر است تو هم مانند بقیه عمل كنی. من از او پرسیدم چه كسی باید وظیفه یا مسئولیت تغییر و پیشرفت شهر یا كشورش را بر عهده بگیرد? كه پاسخ داد: آنان. از او پرسیدم كه آنان چه كسانی هستند؟ گفت: دقیقأ نمی‌داند اما كسانی هستند كه می‌توانند. گفتم پس من و ماها چه؟ او گفت كه خودش نمی‌تواند و همه ماهم نمی‌توانیم و اضافه كرد وضعیت  من دلیلی بر درستی سخن اوست. من به او توضیح دادم كه ناتوانی من تا به امروز در ایجاد حق طلبی  وعدالتخواهی به این خاطر است كه كسانی حق كشی ها؛ ناعدالتی ها؛ و محرومیت ها را می بینند و در كنار من قرار نمی‌گیرند. در این زمان بود كه آشفته شد؛ چهره اش سرخ شد و اضافه كرد كه توان عدالت‌خواهی و مطالبه‌گری را ندارد و دستش از همه چیز كوتاهست. من از ایشان پرسیدم كه آیا فریضه نماز را به جای می‌آورد؟ گفت: بله. به اوگفتم مگر این مسئله دلیلی بر حب به خدا یا ترس از خداوند سبحان نیست. همان خداوند به ما دستور می‌دهد كه برای حق و عدالت بایستیم. شعائر اسلام برای ورزش یا كاهش وزن نیست بلكه تنها برای اینست كه انسان آموزه‌های اسلامی را به یاد آورد تا در دفاع از حق و عدالت دوباره با خداوند تجدید عهد كند. ایمان به خداوند قدرت می‌دهد، باعث اندیشه سالم، برنامه‌ریزی درست و اجرای دقیق می‌شود و غیرممكن است كه به تسلیم شدن و جستجوی توجیهات واهی فرمان دهد كه جز فرار از واقعیت هدف دیگری ندارد. ایمان فقط سخن و دعا نیست؛ عمل است. به همین جهت قرآن كریم (اعراف،42و43 ) به دفعات تأكید و تكرار كرده است كه بهشت از آن كسانیست كه ایمان می‌آورند و عمل صالح انجام می‌دهند نه كسانی كه در اتاق‌های پشتی می‌نشینند در غیر این صورت پارسایی ما به یك عادت یا به جلوگیری از چیزی منجر می‌شود كه ممكن است در آن سوی آن مرگ باشد؛ دوستم با من موافق بود اما همچنان اصرار داشت كه یك فرد نمی‌تواند به تنهایی عدالت‌خواه و حق‌طلب باشد و بهتر است جایگاه خود را بشناسد؛ آخر هر ماه هم حقوق خود را دریافت كند و از خداوند بخواهد كه اوضاع را تغییر دهد. با این حال كه او فارغ‌التحصیل تاریخ بود از او درباره‌ی تغییر شرایط در طول تاریخ پرسیدم و اینكه آیا ملائكه از آسمان نازل می شدند تا تغییرات را انجام دهند یا اینكه دست انسانها بوده كه این كار را انجام داده‌اند؟ از او پرسیدم كه آیا بر پایی حكومت اسلامی توسط ملت ایران در حالی كه بر روی تخت‌هایی از حریر دراز كشیده بودند هدیه شده است یا اینكه با خون‌هایی كه در مبارزه با فاسدان و خرابكاران ریخته شده؛ این امر محقق شده است. من از او درباره امام خمینی(ره)؛ ناپلئون؛ مائوتسه تونگ پرسیدم كه از مردم و تاریخ سازان بودند اما دوست من فارغ كه نه بلكه فارق از تحصیل بود. تاریخ نخوانده بود؛ چیزی از آن نمی‌دانست. نتیجتأ به دوستم كه ظاهرأ در تدریس به او ناموفق بوده‌ام گفتم كه او فقط مدرك دانشگاهی دارد و امانت و علم و عمل به دانشش ندارد. امانت سنگین و رهایی بخش از جهنم دنیا و آخرت است و علم راهی برای بر عهده گرفتن امانت و عمل کردن است.

پی نوشت:
رحمت الله محمودی/ ارشد فلسفه/دانشگاه تهران؛ آبان93


رونمایی از کتاب پژوهشگر لردگانی
سه شنبه 6 آبان 1393 ساعت 17:35 | نوشته ‌شده به دست امین انگارده | ( نظرات )

کتاب «سیره ائمه علیهم السلام در سوگواری امام حسین علیه السلام» نوشته آقای ایرج حجازی،

 پژوهشگر دین و رسانه در مرکز پژوهشهای اسلامی صدا و سیما، به مناسبت ایام محرم رونمایی شد.


ایرج حجازی

آشنایی با نویسنده: ایرج حجازی در سال 1352 در روستای تل ماران از توابع بخش مرکزی شهرستان لردگان به دنیا آمد. تحصیلات حوزوی را تا درس خارج  و تحصیلات دانشگاهی را نیز در رشته علوم سیاسی تا سطح فوق لیسانس ادامه داده است. حجازی، هم اکنون مشغول تحصیل در رشته مذاهب کلامی در مقطع دکتری دانشگاه ادیان و مذاهب است.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا، ایرج حجازی، پژوهشگر دین و رسانه در آیین رونمایی از تازه‌ترین آثار دینی منتشر شده مرکز پژوهش‌های اسلامی صدا و سیما که عصر دوشنبه در تالار اندیشه این مرکز برگزار شد، گفت:عزاداری امام حسین علیه السلام سبقه‌ای با طول زمانی 14 قرن دارد و از زمان پیدایش تاکنون در گوشه و کنار جهان با محوریت شیعیان برگزار می‌شود.

 پژوهشگر دین و رسانه عنوان داشت: با توجه به روایات اسلامی و کتب تاریخی، حضرت زین العابدین امام سجاد علیه السلام به عنوان یک امام حاضر در صحنه کربلا به قدری مصیبتشان سنگین بود که در هر زمان و شرایطی به یاد مصائب روز عاشورا افتاده و می‌گیرستند.وی خاطرنشان کرد: در بخشی از این کتاب به سیره جاری اهل‌بیت علیهم السلام در خصوص عزاداری برای وفات نزدیکان خود اشاره شده و در بخشی دیگر عزاداری بر امام حسین علیه السلام را به عنوان یک آیین سنتی در سیره اهل‌بیت معصومین علیهم السلام معرفی می‌کند.حجازی اضافه کرد: در کتاب «سیره ائمه علیهم السلام در سوگواری امام حسین علیه السلام» به گزارش‌هایی از منابع شیعه و سنی اعتنا شده است که اشاره به عزاداری‌های پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در موارد مختلف فوت عزیزانشان دارد.وی تأکید کرد: در فصل دوم این کتاب به اصل عزاداری در نگاه اسلام پرداخته و مجوزهای شرعی آن بررسی شده است؛ از همین رو در این فصل به سیره پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و اهل‌بیت معصومین علیهم السلام اشاره‌هایی شده است.پژوهشگر دین و رسانه اظهار داشت: عزاداری مسأله‌ای چالشی میان شیعیان و  وهابیت است به‌طوری که  عزاداری را در هر شرایطی منع کرده و آن را اعتراض به خداوند متعال می‌دانند.وی در ادامه افزود: در کتاب «سیره ائمه علیهم السلام در سوگواری امام حسین علیه السلام» پنج فصل سامان یافته که فصل نخست آن مربوط به کلیات و مفاهیم عزاداری بوده و به ضرورت و پیشینه این پژوهش پرداخته شده است.

برای دریافت متن کتاب و همچنین اطلاعات بیشتر به ادامه مطلب یا لینک کتاب در سایت مرکز پژوهشهای اسلامی صدا و سیما (http://pajuhesh.irc.ir/product/book/show/id/2033) مراجعه کنید.

 

ادامه مطلب


چون تو بیایی
دوشنبه 28 مهر 1393 ساعت 19:37 | نوشته ‌شده به دست احمدرضا فتاحی | ( نظرات )
چون تو بیایی

 ای که از کلک هنر نقش  دل انگیز خدایی 

 حیف باشد مه من کاین همه از مهر جدایی

 گفته  بودی  جگرم  خون  نکنی  باز  کجایی

               " من ندانستم از اول که تو بی مهر و  وفایی "

               " عهد نابستن  از  آن  به  که  ببندی  و نپایی"

 مدعی  طعنه  زند  در  غم عشق توزیادم

 وین نداند که من از بهرغم عشق تو زادم

  نغمه  بلبل   شیراز   نرفته ست    ز  یادم

               " دوستان  عیب   کنندم  که چرا دل به تو دادم"

               " باید اول به تو گفتن که چنین  خوب چرایی"

 تیر  را   قوت   پرهیز    نباشد   ز   نشانه

 مرغ مسکین چه کند گر نرود  در  پی دانه

 پای عاشق نتوان بست به  افسون و فسانه

               "ای  که  گفتی مرو اندر پی خوبان زمانه"

               "ما کجاییم  در این  بحر  تفکر تو کجایی"

 تا  فکندم  به   سر   کوی   وفا  رخت  اقامت

 عمربی دوست ندامت شد و با دوست  غرامت

 سر وجان و زر وجاهم همه گو رو به سلامت

              " عشق و درویشی وانگشت نمایی و ملامت"

              "همه  سهل  است  تحمل  نکنم  با ر  جدایی"

 درد  بیمار  نپرسند  به  شهر  تو  طبیبان

 کس در این شهر ندارد سر تیمار غریبان

 نتوان گفت  غم  از بیم  رقیبان  به حبیبان

              " حلقه بر در نتوانم زدن از  بیم رقیبان"

              " این توانم که بیایم سر کویت به گدایی"

 گرد  گلزار رخ  توست  غبار  خط  ریحان

 چون نگارین خط تهذیب به دیباچه ی قرآن

 ای لبت آیت  رحمت  دهنت نقطه ی ایمان

              " آن نه خال است و زنخدان و سر زلف پریشان"

استاد شهریار

              " که  دل  اهل  نظر  برد  که  سریست   خدایی "

 هر شب  هجر بر آنم  که   اگر   وصل  بجویم

 همه چون نی به فغان آیم و چون چنگ بمویم

 لیک  مدهوش  شوم  چون سر زلف تو ببویم

              "گفته  بودم  چو  بیایی غم دل با تو بگویم "

              "چه بگویم  که غم  از دل برود چون تو بیایی"

 چرخ امشب که به کام دل ما خواسته گشتن

 دامن  وصل  تو نتوان  به  رقیبان تو هشتن

 نتوان  از  تو  برای   دل  همسایه    گذشتن

             " شمع را باید از این خانه برون بردن و کشتن"

             " تا که  همسایه  نداند  که  تو  در  خانه   مایی"

 سعدی این گفت و شد از گفته ی خود باز پشیمان

 که  مریض  تب  عشق  تو  هدر  گوید  و  هذیان

 به    شب   تیره    نهفتن    نتوان   ماه   درخشان

             " کشتن شمع چه حاجت بود از بیم رقیبان"

             "پرتو روی  تو گوید که تو در خانه مایی"

 نرگس  مست   تو  مستوری  مردم  نگزیند

 دست گلچین نرسد  تا گلی از  شاخ تو چیند

 جلوه کن جلوه که خورشید به خلوت ننشیند

              "پرده بردار که بیگانه خود آن روی نبیند"

              "تو بزرگی و در آیینه ی  کوچک ننمایی"

 نازم آن سر که چو گیسوی تو  در پای  تو ریزد

 نازم  آن  پای  که  از   کوی  وفای    تو   نخیزد

 شهریار  آن  نه  که  با  لشگر  عشق  تو ستیزد

               "سعدی آن نیست که هرگز ز کمند تو گریزد"

              "که  بدانست  که  در  بند  تو خوشتر ز رهایی"











لینک دانلود








راستی! چه باید کرد؟(1)
شنبه 26 مهر 1393 ساعت 01:56 | نوشته ‌شده به دست لردگانی ها | ( نظرات )

دوستی خیلی وقت پیش میگفت:

معتقدم‌ بزرگ‌ترین، فوری‌ترین‌ و حیاتی‌ترین‌ وظیفه‌ای‌ كه‌ امروز ما داریم،

حرف‌زدن‌ و درست‌حرف‌زدن‌ و دقیق‌ و عالمانه‌ از درد سخن‌ گفتن‌ و شناختن‌ درد است،

زیرا كسانی‌ كه‌ در كشورهای‌ اسلامی‌ و كشور خودمان‌ وارد عمل‌ شدند و خواستند كاری‌ كنند و خودشان‌ و اجتماع‌شان‌ را اصلاح‌ نمایند، همه‌ی‌ رنج‌هایشان‌ یا كم‌ثمر بود و یا بی‌ثمر، چرا كه‌ وقتی‌ وارد مرحله‌ عمل‌ شدند

نمی‌دانستند چه‌ باید بكنند و مسلم‌ است‌ تا وقتی‌ كه‌ ندانیم‌ چه‌ می‌خواهیم، نمی‌دانیم‌ كه‌ چه‌ بكنیم...

لردگانیها گروهیست که به دنبال ایجاد بسترهای لازم برای رشد همه جانبه ی شهرستان لردگان می باشد.

.آیا این پر توقعی است که ازدردها بنویسیم و از شما هم بخواهیم که اینگونه رفتار کنید؟

با هم باشیم تا هم از باید ها برای هم بگوییم و بنویسیم و هم از هست ها

و مهم تر آنکه چه باید کرد؟و آنقدر بگوییم و بنویسیم و تحلیل کنیم-آنقدر بحث کنیم-فضا را باز بگذاریم و نظرات همه را بخوانیم و بشنویم-همدیگر را تحمل کنیم-تا بزرگ شویم-تا اطرافمان را بهتر ببینیم و بعد از آن است که میتوانیم متفکر خوب و در مرحله ی بعد عامل درستکاری باشیم.

با ما همرا باشید و نظراتتان را مخصوصا برای برنامه هایی که در آینده روی سایت می گذاریم برای ما بنویسید و همچنین........

 



هشتمین جشنواره شاهنامه خوانی در لردگان
جمعه 25 مهر 1393 ساعت 15:49 | نوشته ‌شده به دست لردگانی ها | ( نظرات )
 

همیشه دغدغه فکری نگارنده بود که جشنواره شاهنامه خوانی چه فایده ای دارد؟
پس مدتی مدید به این نتیجه رسیدم البته نمیدانم مسولین اجرایی جشنواره میدانند یانه!
فواید زیادی میتوان برشمرد من جمله:
فرهنگ سازی در شهرستان
اشاعه فرهنگهای ناب اسلامی ایرانی موجود در شاهنامه در سطح شهرستان
آشنا کردن دیگران(امسال 11 استان)با فرهنگ بختیاری
نشان دادن قابلیتهای شهرستان
نشان دادن اینکه لردگانیها میتوانند جشنواره ها و همایشهای در سطح ملی برگزار کند! 
حتی با یک کارمند و یک رییس!
ایجاد بستر برای اجرای همایشهای اینچنینی در شهرستان(متاسفانه در شهرستان فقط همین یک جشنواره برگزار می شود.)
حرفهای زیادی برای گفتن هست ان شاءالله بعد از جشنواره پیرامون این موضوع بیشتر صحبت کنیم...
*عزیزانی که میتوانند حتما شرکت کنند.از همه بزرگواران درخواست میکنیم حضور داشته باشند نه به عنوان میهمان که به عنوان میزبان باید شرکت کنیم...
همه باید اداره ارشاد را کمک کنیم این همایش به نحو احسن برگزار گردد...

الان بحث شهرستان و آبروی بختیاریمان در بین می باشد.
آقای شیخی دبیر اجرایی هشتمین جشنواره شاهنامه خوانی ونقالی از اعلام اسامی راهیافتگان به مرحله نهایی این جشنواره خبرداد .به گزارش روابط عمومی اداره فرهنگ وارشاد اسلامی شهرستان لردگان ،علی رحم شیخی رییس اداره فرهنگ وارشاد اسلامی شهرستان لردگان ودبیر اجرایی هشمین جشنواره شاهنامه خوانی ونقالی مناطق زاگرس نشین اسامی راه یافتگان به مرحله نهایی این جشنواره را که در تاریخ 26 و27 مهرماه سال جاری در شهر لردگان برگزار می گردد را اعلام کرد .وی با اشاره به حضور 120اثر در این جشنواره اسامی راه یافتگان به بخش نهایی را در رده های سنی مختلف این چنین اعلام کرددر شاهنامه خوانی رده زیر سی سالآقایان مهران طهماسبی ،رضا فتاحی ،سید اکبر موسوی،میلاد صادقی ،رضاقنبری و حسین شیخیشاهنامه خوانی رده بالای سی سالآقایان علی نظروند ،سید ضیالدین میرشاکی، مجید توسلی ،فرهمند باقری،بهمن حسینی،مسعودکریمی،رضا اردشیری،ابراهیم بابااحمدی و جهانبخش سلیمینقالی زیر 15سالخانمها نگین نادری،زهرا صفری،آیناز فکروند،فاطمه نظرزاده وآقایان امیرحسین چراغ زاده،محمدرضا کلانترنقالی 15تا 25سالخانمها فاطمه احمدی،فاطمه شیرمردی،گلشید عبدالله نیا ،مهشاد صالحی ونیلوفرآریا وآقایان حامد همایون وسید ابوالفضل صفوینقالی بالای 25 سال آقایان اردوان بیرگانی، پویا بازرگان وسیدمهرداد کاووسی و خانمها سیده صغرا موسوی ،ژیلا مهندس سامانی مهرانگیز قلاوند وزیبا یعقوب لو

*فردا شنبه 26 مهر از بعد از ظهر همایش شروع می شود
به امید فردایی روشن برای لردگان و لردگانیها

زادروز اسطوره ی آواز بختیاری و پیشنهاد نام گذاری آن به روز موسیقی بختیاری
یکشنبه 20 مهر 1393 ساعت 12:21 | نوشته ‌شده به دست لردگانی ها | ( نظرات )

 

امروز بیستم مهرماه سال روز تولد اسطوره ی آواز بختیاری، مسعود بختیاری است. همیشه برای من نوشتن درباره ی مسعود بختیاری و تاثیر بزرگی که بر فرهنگ و موسیقی بختیاری داشته بی نهایت دشوار بوده است. ترجیح می دهم در این باره سکوت کنم و هر کس را که سئوالی در مورد مسعود بختیاری پرسید ، او را به دو اثر بی نظیر مال کنون و هی جار ارجاع دهم و همواره این آوازهای بی نظیر را همراه خود داشته باشم تا هجران ها، کوچ ها، جنگ ها، شادی ها، حماسه ها و نامرادی های ایل را با تمام وجود حس کنم .

« با نگاهی به گستره‌ی مرزهای ایران، این جغرافیای خوش نقش را گستره‌ی زندگی اقوام گوناگونی درمی‌یابیم که در سرتاسر این کشور پراکنده شده‌اند و هر یک با زبان، فرهنگ و مذهب خاص خود مشغول زندگی‌اند. اما آنچه باید بر آن تأکید نمود این است که جدای از اشتراکات فرهنگی که بین اقوام مختلف وجود دارد، تمام اقوام ایرانی را وجوه ایرانی بودن به هم نزدیک می‌کند. اما قدر مسلم آن است که هر قومی علاقه دارد که میراث فرهنگی هزاران ساله‌ی خود را حفظ کرده و به نسل‌های بعد انتقال دهد، لذا علاقه به حفظ زبان، و میراث فرهنگی اقوام هیچ‌گونه تناقضی با دو وجه ایرانی و مسلمان بودن آنها ندارد.

بی‌شک یکی از دلایلی که باعث ماندگاری مؤلفه‌های فرهنگی و زبانی این اقوام شده است تفکر قومی در بین مردم این اقوام بوده است. تفکر و نگرش خاصی که در بین اقوام مختلف به صورت توجه به منافع اقتصادی، سیاسی و اجتماعی افراد یک قوم، تکلم به زبان مادری، توجه به موسیقی محلی، پژوهش، گسترش و پاسبانی از فرهنگ فولکلور، نامگذاری فرزندان با اسامی قومی، نگارش و استفاده از زبان و خط بومی و … بروز پیدا می‌کند. البته تفکر قومی به ترتیبی که سخن از آن رفت و در حال حاضر در بین اقوام دیده می‌شود، مسئله‌ای نوظهور است که تا حدودی از تحولات سیاسی کشورها در اواخر قرن بیستم نشأت گرفته است.

در واقع تفکر قومی به شکل امروزین آن را باید بیش از هر چیز دیگر باید حاصل کنش‌های سیاسی و اجتماعی دوران معاصر دانسته شود، صرف‌نظر از مسائل سیاسی و اجتماعی کشورها در چند دهه‌ی اخیر، از جمله مواردی که بر فرهنگ و موجودیت اقوام و فرهنگ‌های فولکلور جهان تأثیر فراوانی داشته است پدیده‌ی جهانی شدن است؛ جهانی شدن گرچه همواره یکی از تهدیداتی بوده است که اقوام و فرهنگ آنان را تهدید کرده است اما همین پدیده از سوی دیگر باعث رشد و تقویت هویت‌خواهی قومی نیز شده است؛ همان گونه که گفتیم هویت قومی بر مبنای شناسه‌های فرهنگی (زبان، آداب و رسوم و پیشینه‌ی تاریخی) تعریف می‌شود، لذا به خاطر تاثیر و درک تجربه‌ی مشترک از بی‌عدالتی و به حاشیه رانده‌ شدن‌ها، هویت‌خواهی قومی که در شرایط عادی امری انفعالی است، در بین اعضای یک قوم فعال می‌شود و گروه‌های قومی را برای دفاع از هویت و بقای قوم خود برمی‌انگیزاند. »

خوشبختانه ۲۰ مهر روز تولد استان بهمن با روز تولد حضرت حافظ اسطوره ی شعر پارسی و رند دنیادیده که نشان آزادگی و رندی همه ی ساکنان این سرزمین است یکی شده است و ما بختیاری ها می توانیم پیشنهاد کنیم که این روز را به عنوان روز موسیقی بختیاری نام گذاری کنند. حتی اگر هم با چنین پیشنهادهایی موافقت نشود می توانیم در همه ی مطبوعات و نشریه و سمینارهای ادبی و فرهنگی محلی خود این نام گذاری را اطلاع رسانی کنیم و بر آن اصرار ورزیم تا بتوانیم در کنار بزرگداشت حافظ شیرین سخن فرهنگ و موسیقی خود را نیز پاس بداریم و یاد بهمن را جاودانه کنیم.

 

به نقل از سایت چویل لردگان  داریوش احمدی




کیوسک تلفن
دوشنبه 7 مهر 1393 ساعت 21:42 | نوشته ‌شده به دست آیت آبرود | ( نظرات )

مطلبی را که امروز میگذارم  در مورد یکی از مشکلات چند روز پیش خودم است...شاید در نگاه اول  به دلیل رواج تلفن همراه زیاد به چشم نیاید  اما در هر صورت مشکل بزرگی است که نیاز به توجه دارد نه به عنوان یک کیوسک تلفن بلکه به عنوان یک مشکل شهری و شهروندی.........

اما مشکل از آنجا شروع شد که از شهرکرد وارد شهر خودم شدم و با خاموش شدن گوشیم و نیاز مبرم به تلفن مواجه شدم که ناگهان یاد کیوسک تلفن افتادم و مشکل اصلی را از این جا درک کردم به طوری که قبلا زیاد به چشم نمیزد.بعد از خرید کارت دنبال کیوسک گشتم تا بعد از مدت بسیار زیادی و طی مسیر بسیاری از ترمینال به طرف چهار راه شهرداری اولین کیوسک را پیدا کردم و به طرف آن رفتم اما با صحنه عجیبی مواجه شدم و آن ریختن وسایل توسط دستفروش ها بر روی کیوسک تلفن بود شاید باورتان نشود ولی تا 6الی7کیوسک با این مشکل مواجه شدم(به دلیل خاموش شدن گوشیم نتونستم عکس بگیرم)اما بعد از این که از راسته دستفروش ها عبور کردم نزدیک بانک صادرات قدیم نیز با یک کیوسک تلفن مواجه شدم اما اما اما این یکی سیم نداشت و مجبور شدم بازم به دنبال کیوسک بگردم رسیدم به چهارراه بعدی این کیوسک دوطرفه بود خوشبختانه ،اما اونی که طرف من بود تلفن نداشت و انگار خسته شده بود از بیکاری و پا به فرار گذاشت به طرف اون وری رفتم اما اون یکی هم انگار خسته شده بود و ........دیدم با این کارا راه به جای نمیبرم و بی خیال از کیوسک تلفن به راهم ادامه دادم دیگه مجبور شدم کارم را بیخیال بشم و مثل بقیه به راهم ادامه بدم اما نتوانستم این مطلب را اینجا ننویسم،شاید بشود راهی برای این مشکل پیدا کرد ،شاید هم اصلا کسی به فکر اصلاح این مشکل برنیاید اما به عنوان یک وظیفه  شهروندی مجبور به نوشتن این مطلب شدم..امیدوارم به کسی بر نخورده باشد اما مشکل من کیوسک نیست و نبوده مشکل و دغدغه من بیان مشکلات برای پیشرفت شهرستانم بوده......


دنیای آینده
جمعه 4 مهر 1393 ساعت 11:10 | نوشته ‌شده به دست سید سلیمان موسوی | ( نظرات )

بسمه تعالی

مطلب را با دو پیشنهاد شروع می کنم خواندن کتابهای 1984 از" جرج ارول" و دنیای شگفت انگیز نو از" آلدوس هاکسلی".


ارول و هاکسلی هردو آینده های هراسناک و نامطلوب را از جهان به تصویر کشیده بودند ولی غالب انسان های اندیشمند بر این عقیده اند که نگرش آن دو در مورد آینده ی جهان با هم تفاوت های اساسی دارند.

ارول به پیدایش قدرت استیلاگر مستبدی-نظام دیکتاتوری- معتقد است وبدان هشدار می دهد، اما هاکسلی بر این باور است که برای ازدست دادن و تاراج استقلال ، خودمختاری ، حق حاکمیت بر سرنوشت خویش، حق داشتن رای و عقیده ی آزاد و بالاخره تاریخ و فرهنگ نیاز به حضور و ظهور برادر بزرگ نیست. او اعتقاد دارد که انسان ها رفته رفته- به آنجا می رسند که از اسارت خویش لذت می برند و به پرستش تکنولوژی هایی می پردازند که زمام اندیشه را از آنان می رباید و قدرت تفکرشان را نابود می سازد.

ارول نگران زمامداری است که به تحریم کتاب و کتاب خوانی می پردازد اما هاکسلی هراس از روز و روزگاری دارد که دیگر دلیلی برای تحریم کتاب و سانسور و ممانعت از کتاب خوانی وجود ندارد زیرا دیگر کسی را نمی توان یافت که خواهان مطالعه و قرائت کتاب باشد.

ارول از کسانی بیم دارد که اطلاعات را از ما کتمان کنند و مارا از دسترسی به اطلاعات محروم سازند اما هاکسلی از کسانی هراس دارد که آنچنان ما را در امواج اطلاعات غرقه سازند و به اندازه ای اطلاعات بر سروروی ما ببارند که ناچار می شویم برای نجات خود به بی تفاوتی و بی اعتنایی در برابر اخبار و اطلاعات پناه ببریم و درلاک خود فرو برویم.

ارول از آن واهمه دارد که روزگاری واقعیت و حقیقت را از ما مخفی خواهند کرد، اما هاکسلی از دورانی می هراسد که         

 " حقیقت"ها در دریایی از بی تفاوتیها و بی اعتنایی های ما غرقه خواهند شد.

 ارول بر این باور است که در سال 1984 انسان ها را در اسارت و در درد و رنج و اختناق فرو می برند تا برآنان سلطه یابند و پیوسته آنها را کنترل کنند و اما هاکسلی در " دنیای شگفت انگیز نو " معتقد است کنترل و سیطره بر انسان ها از آن طریق صورت می گیرد که آنان را غرق در لذات و خوشیها و سرگرمی ها می سازند.

سخن آخر: آنچه که ما و فرهنگ ما را به تباهی می کشاند و موجب انحطاط و زوال ما می شود از دیدگاه ارول آن چیزهای است که ما از آنها نفرت داریم و در نقطه مقابل از دیدگاه هراسناک هاکسلی این ها همان مقوله هایی است که ما به آنها عشق می ورزیم و از آنها لذت می بریم.

به نظر حقیر حق به هاکسلی است نه ارول.

در آینده به صورت مفصل بحث خواهیم کرد که چگونه در عصر حاضر بشر با استفاده از رسانه ها به خصوص رسانه های تصویری- مقدمات زوال فرهنگ خود را فراهم کرده است.( هم اینک که در حال نوشتن این سطور می باشم اذان ظهر و گاهاً اذان مغرب به دلیل پخش بازی های اینچئون بازیهای آسیایی- پخش نمی شود و این حداقل بدان معنی است که در نگاه دست اندرکاران تلویزیونی جمله "حی علی خیر العمل"تغییر معنی داده و بهترین عمل در این لحظه دیدن بازی والیبال ایران و هنگ کنگ می باشد و نه راز و نیاز با معبود بی همتا. و شاید هم چاره ای نداشته باشند که غیر از این عمل کنند چون هدف جذب بیننده است به هر قیمتی".

برگرفته از کتاب زوال فرهنگ در بستر عشرت

 


تقدیم به دانشجویانی که......(به مناسبت سال تحصیلی جدید)
چهارشنبه 2 مهر 1393 ساعت 10:58 | نوشته ‌شده به دست اسماعیل حسنی | ( نظرات )


دانشجویانی که عقلشان بر احساسشان غلبه می کند،

دانشجویانی که برای تحمل آرای دیگران،تمرین می کنند،

دانشجویانی که به واسطه ی زحمتی که می کشند،همیشه خسته اند،

دانشجویانی که برای چهل سال آینده ی خود،برنامه دارند،

دانشجویانی که فرق بین هشت و هشت و یک دقیقه را می دانند،

دانشجویانی که رنگهای شاد خلقت را در ظاهر خود سپاس می دارند،

دانشجویانی که با محاسبه ی حروف اضافه،سخن می گویند،

دانشجویانی که قاعده مند،فکر می کنند،

دانشجویانی که برای هر سوالی،چندین پاسخ متفاوت قایلند،

دانشجویانی که عصبانیت خود را به تاخیر می اندازند،

دانشجویانی که شان را بر قدرت مقدم می شمارند،

دانشجویانی که در رفتار قابل پیش بینی اند،

دانشجویانی که معنای تناسب،درصد و کار تدریجی را می دانند،

دانشجویانی که برای افزایش قدرت کشور،تامل می کنند،

دانشجویانی که برای جلب اعتماد دیگران،حتی در نگاه کردن دقت می کنند و

به دانشجویانی که دغدغه ی وفای به عهد،آنها را شب از خواب بیدار می کند.

(متن تقدیم کتاب عقلانیت و توسعه یافتگی ایران دکتر محمود سریع القلم)


لردگانیها و تحرک بر سبیل « توازن معرفت و هویت»
یکشنبه 30 شهریور 1393 ساعت 10:19 | نوشته ‌شده به دست رحمت الله محمودی | ( نظرات )

به نام خدای قلم، كه خدابر آن سوگند خورد و از روح خویش درآن هم دمید. قلمی بیصدا كه میتوان دردها را با آن فریاد زد. قلمی كه با صدای خش خش عصیانگر خویش روح بعضی را از فرط غیظ و فریادش میرنجاند و برخی را شعف شكستنش سر به سقف میكوباند. قلم، این همه قلم و همه این كاغذ؛ كه تاریخ را بر كمرش سنگینی دادند. صداها را؛ دردها را؛ نگفتنی هارا؛ نتوانست هارا؛ حقارت ها را؛ همه را یكجا در دلش ریختند. و همه این سكوت؛ سكوت زجرآور حلق آویزی خشن برگردن خریت!! وهمه این خریت؛ خریت خروپف های متمولان؛ چاپلوسان؛ خریت قهقهه ای از برای مسند ها؛ پسوندها؛ پیشوند ها؛ برچسب ها؛ خریت هر آنچه نمی‌بایست بود اما هست و همه این هست كه...كه...بماند!!! سلام عرض می کنم به هموطنان اهل ایمان ، ایران، لردگان و مخاطبانی که از خطه‌های دیگر این دردنوشته را می بینند، می خوانند و شاید سود و نقدی را یافتند.
در همین آغازتشکر میکنم از دوست فرهیخته، رضا رستمی بنا بر لطفی که داشتند برای این حقیر مطالبه و پیشنهاد ایده و نظر درباره لردگانیها را فرمودند. حقیقتأ سخن برای گفتن بسیار است، آنقدر ممالک اسلامی در جهان اسلام مشکل دارند، آنقدر گرفتاری متأسفانه فراوان است که بقول شاعر: «کشته از بس که فزون است کفن نتوان کرد» نمیدانیم که برای کدامین بگرییم، برای کدامین بنالیم، ازکدامین گله کنیم، شکایت به که ببریم، اما همین قدر میدانیم که در خانه پرآشوبی زندگی می کنیم. خانه مسلمانان از یک طرف، آدمخواران نژاد پرست بر سر مظلومان بی گناه و بی پناه غزه بمب ریختند، ماه رمضان آنها را بمب آلود وگلوله باران کردنند و کودکان کشتند. از سوی دیگر، جانور آدمخوار دیگری ادعای خلافت اسلامی می کند و بانگ شقاوت و شیطانی تازه‌ای در عالم اسلام بر آورده وتفرقه تازه ای پدید آورده است و از طرف دیگرمشکلات داخلی کشور و شهر خود ماست، نتیجتأ به هرطرف که می نگریم خانه از پای بست ویرانست و حقیقتأ دوران بسیار دشوار، تیره و تاریکیست که برجهان اسلام می‌گذرد. 
روزگاری مسلمانان و تمدنشان در صدرتمدنهای جهانی بود و قدرتی داشتند، هم قدرت نظامی هم قدرت علمی- نظری و هم قدرت ایمانی. با کمال تأسف امروز در مقابل یک تمدن غالبی فروخفته اند و قدرت پیشین را از دست داده اند نه تنها از نظر ظاهری و این‌جهانی دچار ضعف وافول شده‌اند بلکه به لحاظ ایمانی هم در ایمانشان خلل ها و رخنه های فراوان پدید آمده است و نه یارای ایستادگی دارند بدلیل قدرت باطنی، و نه یارای ایستادگی دارند بخاطر قوت ظاهری، و ازهر جهت موجب حمله و هجوم اعداء هستند. اینها را به عنوان مقدمه ذکر کردم تا بیان کنم برای این مشکلات و گرفتاریهایی که در سطوح مختلف اعم ازجهانی ، ملی و منطقه ای که محل بحث ما هست چگونه بایست فکر کرد ، راه حل داد و عمل کرد. 
پاسخ اینست در این روزگار، مسلمانان (جهانی)، ایرانیان (ملی)، لردگانیها (منطقه ای) باید بیش از هر وقتی هم بدنبال معرفت وهم بدنبال هویت باشند. ازیک طرف باید انبان ذهن خودشان را از معارف تازه، دریافت ها، وآگاهی های جدید نسبت به دینشان،کشورشان و شهرشان پرکنند و از طرفی هم هویت خود را هرچه منسجم تر کنند. برفرض مثال همین وب سایت به اصطلاح لردگانیها از اجتماعاتیست که شاید بتوان گفت نیرو به هویت ما میبخشد یا میتواند ببخشد ، یعنی میتواند به ما بگوید که ما کی هستیم؟ عضو کدام امتیم؟ آیا شهرما به اصطلاح محروم است ؟ اگرهست چرا؟ و بگوید به چه مجموعه ای تعلق داریم؟ و این تعلق را چگونه میتوانیم سنگین تر کنیم و یا محکم تر کنیم؟ اما هویت به تنهایی کافی نیست. توازن میان معرفت و هویت در میان ما مسلمانان، ایرانیان و به نحو اخص لردگانیها دیریست که از دست رفته است. باز گرداندن این توازن، به هوش بودن نسبت به چنین ناموزونیتی وعزم بر بازگرداندن آن وعلاج آن باید در صدر خواسته ها، انگیزه ها و در صدراعمال ما قراربگیرد. تکیه ی برهویت به تنهایی کار را به بنیادگرایی (fundamentalism) می کشاند یعنی اینکه آدمی خود را در مقابل دیگران تعریف کند و آنگاه با آنها به ستیز و کشمکش برخیزد بدون اینکه این هویت را بریک بنای معرفتی نهاده باشد.
ما نمی توانیم فقط گوشه ی مدرسه یا دانشگاه بنشینیم ، درس بخوانیم ،کتاب بنویسیم و مدرک بگیریم از آن طرف هم نمی توانیم فقط شمشیر بدست بگیریم و بادشمنان بجنگیم. بلکه مزجی ازاین دوتا لازم است برای اینکه بدانیم وقتی کاری می کنیم چرا می کنیم !؟ واگر نمی کنیم چرا نمی کنیم!؟ اجتماعات ما چنان که گفتم نیرو بخش و فضابخش به هویت ماست و این البته امر بسیار واجبی است و از این امر نباید غفلت ورزید. مخاطبان ما اعم از موافق و مخالف که در این گونه اجتماعات هستند و یا پیگیر هستند ، درس هویت میگیرند و می فهمند که به چه مجموعه ای تعلق دارند و این امر بسیار نیکو و واجبی است اما درس معرفت هم باید بگیرند یعنی بدانند که این هویت در چه معرفتی بنا میشود؟ چرا مسمانند؟ چرا ایرانیند؟ چرا به این مکتب دل بستند؟ چه چیزی را از این جا می گیرند که از جای دیگر نمیتوانند بگیرند؟ چرا محرومند؟ چرا اختلاف طبقاتی از شکاف به دره رسید؟ چرا جنگ و نزاع دست برداربشر نیست؟ چرا عدالت آموزشی ، رفاهی و اقتصادی وجود ندارد؟چرا عده ای دارند ، عداه ای ندارند ؟ چرا نباید برای لردگانی آباد و آزاد ازخشونت و خفتگی نوشت ، گفت و کوشید؟ چرا و چرا و هزاران چرای دیگر؟؟؟ آنگاه است که این دل بستگی صد چندان خواهد شد و آدمی در این تعلق گروهی آگاهانه تر عمل خواهد کرد و بهتر خواهد دانست که در چه موقعیتی نشسته است و به کدامین سو میرود یا فرستاده میشود و بر مجبور یا مختار بودن خویش بصیرت می یابد و میتواند تصمیم بگیرد و انتخاب کند .

همتم بدرقه راه كن ای طایر قدس
كه دراز است رَهِ مقصد و من ،نوسفرم (حافظ)

 ادامه دارد....


پی نوشت
این درد نوشته صرفأ نظر نویسنده است نه لردگانیها
محمودی رحمت الله/دانشگاه تهران/ارشد فلسفه
شهریور93.



اگر فقط یک کار در لردگانمان می توانستید انجام دهید.....
پنجشنبه 27 شهریور 1393 ساعت 00:19 | نوشته ‌شده به دست لردگانی ها | ( نظرات )

چند سوال از چند سوالی که ما پرسیدیم و چند جواب از چندین جوابی که شما ندادید را در چند مطلب به قلم چند نفر و با نظرات متفاوت بررسی خواهیم کرد:هدف اصلی این است که اگر روزی مثلا یک دانش آموزدبیرستانی و یا خدای ناکرده یک طلبه از ما پرسید چه باید کرد....سریع بتوانیم جواب درست و روشنی به او بدهیم....مشکلات را شمردن آسان است(البته بود!) ما باید مسائل را اولویت بندی کنیم و بگوییم ماه آینده - عید  - سال آینده - 5 سال آینده چه می خواهیم؟!؟ و هر کدام بر اساس ظرفیتمان به دنبال عملیاتی کردن گفته های درست و با پشتوانه خود برویم!

سوال اولمان را بدون مقدمه و هیچ گونه پیش زمینه ای پرسیدیم که اگر فقط یک کار در شهرستان لردگان می توانستید انجام دهید چه بود؟؟؟؟؟

شاید معنای دیگر این سوال این باشد که بزرگترین دغدغه ی شما درباره ی لردگان چیست و البته پاسخی که من خبرنگار به این سوال می دهم ممکن است با پاسخی که دوست هنرمندمان شاغل در اداره ی ارشاد با پاسخی که دوست دغدغه مند ی که قبلا مسئول بوده با پاسخ کسی که می خواهد در آینده در شهرستان کاره ای شود با پاسخ کسی که می خواهد در شهرستان کار درست و ریشه دار انجام دهد با پاسخ فرماندار با پاسخ شهردار با پاسخ او که به ما پول داد و از پیش ما رفت  و و تک تک کسانی که به این سوال فکر کرده اند متفاوت باشد....

می توانیم از این سوال اینچنین برداشت کنیم که بزرگترین مشکل در شهرستان چیست اما دقت شود حل شدن بزرگترین مشکل لزوما به معنای حل کردن کلیدی ترین مشکل نیست.

کمی مصداقی تر می شویم و وارد شهرستان و در بین مردم....

مشکلاتی که مشاهده خواهیم کرد از بدیهی ترین مثل نداشتن آب شرب سالم تا نداشتن کلاس درس کافی یا نبود معلم تا آسفالت کوچه ها تا چشمه برم و آتشگاهمان تا .... تا فردا می شود نوشت!

همه ی این مشکلات را می شود تحمل کرد و بزرگترین سند حرف من این است که تا الآن کرده ایم و دم برنیاورده...اما لازم می دانیم اشاره ای مختصر داشته باشیم بر یکی از مشکلاتی که هیچ کدام توان تحملش را نداریم: فوت یکی از بستگان و یا نزدیکان(که کم هم در طول این سالیان دراز اتفاق نیفتاده است) بر اثر حوادث مختلف مثل تصادف و یا دعوا(حال به هر دلیلی) !همین قدر که ساده و در یک خط این مساله را نوشتیم به همین سادگی هم ممکن است یک نفر این اتفاق برایش پیش بیاید...

اما چرا؟چرا این مساله اینقدر برای شهرستان لردگان عادی شده است؟؟؟چرا کسی تا به حال نتوانسته است برای این مشکل که کم کشته و حتی هزاران آواره بر جای نگذاشته تدبیری بیندیشد؟؟

به دو صورت میتوان به این سوال جواب داد:اول اینکه کسی تا به حال به فکر حل این مسائل نبوده است.که بسیار بعید می باشد و دیگری اینکه راه حل های ارائه شده و یا نشده! پختگی و جامعیت لازم را برای تاثیرگذاری نداشته اند.و یا زودگذر و مقطعی بوده که بسیار این فرضیه را قوی می دانیم.

به موقعش سوال خواهیم کرد و جواب خواهیم داد که ریشه ی این مشکل از کجاست و راه حل ها کدامند.

اما فعلا به ذکر این نکته بسنده شود که نکند کسانی که می خواهند در شهرستانمان(حال با هر نیتی) کار انجام دهند داستانشان آن شود که همه به امید آنکه بقیه همراه خود آب آورده اند...شاد و خندان برویم و برگردیم...و سرانجام  در کنار حوض همدیگر را با ظرف های خالی از آب ملاقات کنیم....

از بحث اصلی خود که همانا تفکیک مهم ترین از ریشه ای ترین بود جدا نشویم چند سوال ساده:اگر من به جلیلی و یا ساطحی و یا خانمیرزایی بودن خود تعصب نداشته باشم دیگر موقع انتخابات و بعد از آن هیچ درگیری ای رخ نخواهد داد؟آیا نماینده ی خوبی انتخاب خواهد شد؟آیا کلید حل مسائلمان در جیب نماینده ی خوب فرضیمان است؟آیا دیگر در سطح شهر بی اخلاقی و درگیری ای بوجود نخواهد آمد؟آیا دیگر بر سر پارک یک ماشین درگیری رخ نخواهد داد؟آیا بر سر بازی استقلال و پیروزی ؟آیا برسر خواستن و یا نخواستن همدیگر؟آیا بر سر یک اسمس؟؟؟؟آیا به خاطر چند کیلو میوه؟؟؟؟آیا برای تصاحب زمین های...؟؟؟آیا به خاطر پس دادن جنس به مغازه؟؟؟آیا در صف های تعاونی خرید عید؟؟؟؟آیا پدر و پسر؟؟؟آیا برادر و خواهر؟؟؟؟؟آیا آمار معتادین شهر به خاطر ساطحی و جلیلی بودنمان بالا رفته است بلکه این بلای خانمان سوز از مرگ بدتر میشود....؟؟؟آیا جواب این سوالات در تعصبات قومی و قبیله ای گنجانده می شوند و یا نه این فقط ظاهر قضیه است و موضوع چیز دیگریست؟؟؟؟

 

در روستای باد کرده و شبیه شهر درآمده ی لردگان یک نوع حذف رقابتی در حال انجام است و سوال ما به چرایی وجود این حذف بر می گردد که مطمئنا جواب مسائل قومی-قبیله ای نیست....

برای مثال صف شیر قدیم! را در نظر بگیرید:چند نفر نیازمند به این ماده و همه می دانند که نصف این افراد شیر گیرشان نمی آید.قصدم این نیست که شان مردم را در این اندازه پایین بیاورم بلکه مثالی بود تا روشن شود که اگر پول بود و یا شیر به اندازه ی کافی این صف طویل تشکیل نخواهد شد و مردم مجبور به حذف همدیگر نخواهند شد.

آیا آن چند نفر بی فرهنگند؟آیا جنابعالی در جریان معیشت خانوارهای شهرستان هستی که در مقام جواب قرار بگیری؟؟؟!!!

زمینی خالی در پیاده رو و چند نفر که می خواهند آن را تصاحب کنند و بساط دستفروشی پهن کنند؟آیا آنها بی فرهنگند؟

آزمایش فرضی ذهنی انجام می دهیم:

متمدن ترین خانواده ی پایتخت نشین را انتخاب می کنیم و به لردگانمان می بریم...یک جمعیت 8 نفره...پدر شغلش آزاد(همان باکلاس کارگر فصلی خودمون) 2 برادر بزرگ و در سن ازدواج و 2 خواهر دم بخت.........آنها چه روشی برای زندگی اتخاب می کنند؟شما پاسخ دهید!

چند نفر از شمایی که دوست دارید لردگانتان پیشرفت کند تا بحال خودتان را به جای یک دستفروش زحمت کش فرض کرده اید؟چند نفرتان حاضرید جای او باشید؟با غیرت ترین مردم ایران همان هایی که در سرما و گرما به خاطر نان شب خانواده های خود حاضرند هر خواری و سختی ای رو تحمل کنند؟؟

تا می گوییم مشکل عده ای سریع می گویند این دستفروش هایی که سد معبر می کنند آبروی شهرستانمان را برده اند...

آبروی شهرستان ما را آن بی غیرت هایی برده اند که کاره ای شدند اما نتوانستند حتی یک شغل برای شهرستانمان ایجاد کنند.........

بگذارید از یک شعار تقلب کنیم :همه ی ما لردگانیها در طول عمر خویش یکبار مرده ایم و آن وقتیست که جز به فکر مردم شهرستانمان بودن به مسائل دیگری فکر کردیم...و چه مرگ...............

سخت است از درد لردگانی بودنمان سخن راندن و هم هیچگاه سخن دوست به غریبه نبریم اما گاهی لازم است تا بگوییم شاید خاطری آزرده شود اما مهم برایمان به جریان افتادن تفکریست که نیتشان حل مشکلات آن مردمیست که آب سالم برای آشامیدن ندارند و خاطری امن برای تشکیل خانواده و تربیت فرزند!!!...

از بحث اصلی کمی فاصله گرفتیم. سعی میکنیم در نوشته های بعد کم تر حاشیه برویم!

 




فراخوان هشتمین جشنواره شاهنامه خوانی ونقالی لردگان مهر1393
شنبه 15 شهریور 1393 ساعت 13:08 | نوشته ‌شده به دست لردگانی ها | ( نظرات )




لینک فراخوان

http://upload7.ir/imgs/2014-09/49808394410879499714.jpg  


که گر مراد نیابم، به قدر وسع کوشم...
سه شنبه 11 شهریور 1393 ساعت 10:03 | نوشته ‌شده به دست صادق حسنی | ( نظرات )
"او گفت: 
اشتباه می‌کنند بعضی‌ها 
که اشتباه نمی‌کنند! 
باید راه افتاد، 
مثل رودها که بعضی به دریا می‌رسند 
بعضی هم به دریا نمی‌رسند. 
رفتن، هیچ ربطی به رسیدن ندارد
!

و دقیقا داستان برای ما همین طور خلاصه می شود.... باید راه افتاد... مثل رودها که بعضی به دریا می‌رسند و بعضی هم به دریا نمی‌رسند.... 
قصه و شاید غصه ی پیشرفت لردگانمان این روزها و بلکه تا سال ها همین خواهد بود.... همه باید بخواهیم و تلاش کنیم و جلو برویم و البته این رفتن هیچ ربطی به رسیدن ندارد.... ده ها هزار رفتن باید دست به دست هم بدهند تا لردگانی آباد فقط شعار و در متن ها و نوشته ها نباشد و این حرکت ها و این خواستن ها و این رفتن ها قطره هستند در مقابل آنچه که باید باشد...و همین قطره ها هستند که نوید آمدن باران می دهند... 

   گروهی بیست نفره از دانشجویان و نفرات برتر کنکور امسال شهرستان عازم دیار رضا(ع) شدیم و عهد بستیم تا آخر برای جلو رفتن لردگانمان در کنار هم بمانیم 
از همه ی قومیت ها در این سفر بودند، ساطحی، جلیلی، فلاردی،خانمیرزایی، درویش، غریب،و دیگرانی از طوایف دیگر 
چه احساس خوبی و چه لحظات خوبی بود وقتی همه با هم بودیم... و کاش همه ی لردگان را می توانستیم در این لحظات خوب شریک کنیم... یکی از دوستان می گفت تصور این جمع برایم سخت بود اما شد....!!!!! 
رشته ی جمعیت ای یاران همدل مگسلید     در پریشانی، پریشانیست... از هم مگسلید. 
و البته همه اتفاق نظر داشتند که برای بیرون آمدن لردگانمان از وضع امروزی اش همه باید باشند و البته همه باید در کنار هم باشند...
جمعیت ارباب وفا نگسلد از هم        این سلسله تا روز جزا نگسلد از هم.... 



اگر امروز جاده خوزستان لردگان آدم می کشد، اگر امروز درصد بیکاری لردگانی ها سقف ندارد، اگر امروز گردشگری شهرستان فلج است، اگر امروز و بعد از چند سال هنوز پتروشیمی نیمه کار است، هنوز داستان بیمارستان غم انگیز و گریه آور است، اگر هر روز اعتیاد و فساد بیشتر نفوذ می کند در خانه هایمان، اگر هنوز بعضی مدارس معلم عادی ندارند چ برسد به امکانات دیگر و اگر هنوز نرخ دعواها و بلکه جنگ ها! علی الخصوص در زمان انتخابات شناسنامه ی ما از دید دیگران شده است و اگر امروز استان به ما بی مهری می کند و اگر امروز با این جمعیت فعال و منابع عظیم سال های سال از بروجن عقب تر هستیم
... 
و اگر این ها همه هستند و بلکه بالاتر از اینها، دیگر چه بهانه ای برای نیامدن هست؟ 
!?! 
دیگر باید چطور شود که همه دغدغه مند شویم و پای کار بیاییم؟ 
معلم ها و مدیران مدارس لردگان کجا هستند؟ تابحال چه کرده اند؟ در مدارس چه می کنند؟ چقدر در مورد مسائل شهرستان با دانش آموزان سخن گفته اند و آن ها را آگاه کرده و بلکه برای آینده شهرستان تربیت کرده اند؟ 
طلاب عزیز و علمای محترم شهرستان چطور؟ چقدر دغدغه ی آینده شهرستان را دارند و چقدر برای مخاطبانشان که قشر عظیمی از مردم هستند در مورد لردگانمان صحبت کردند؟ 
نماینده مجلس چه می کند؟ فرماندار؟ شورای شهر؟ دانشجویان؟ و البته ما خبرنگاران چه کردیم؟ و اگر امروز نه، حتما روزی خواهد آمد که از ما حساب کشی خواهند کرد، نه در آن دنیا که اتفاقا در همین جهان...... 

و با این ها قدر مسلم دیگر کسی به هیچ بهانه ای نباید سکوت کند، همه باید صریح باشند، تعصبات قومی قبیله ای دارد یک به یک ما را می کشد، چه در جاده ها و چه در پشت میزهایمان و چه وجدان هایمان را..... 
همه باید وسط کار باشند و همه باید بنویسند و بگویند و بخواهند، 
همه باید باشند 
هیچ کس هیچ بهانه ای برای نبودن ندارد 
همه باید بیایند 



دشمن اصلی لردگانمان تعصبات قومی قبیله ای است و همه باید در مقابل این دشمن بایستند 
دشمن اصلی بیکاری است که فقر می دهد که اعتیاد می آورد که خشونت آورده است و.... 

بدون شک و با اطمینان بالا می گویم و می نویسم و مطمئن هستم همه قبول دارند که هر کسی چه آن کس دانش آموز باشد، چه دانشجو باشد، چه نماینده مجلس، چه شورای شهر، چه هر مسئول دیگری و چه اطرافیانشان باشند، به هر اندازه که در کارهایشان و بلکه در افکارشان و بلکه لحظه ای گذرا در محاسباتشان بر اساس ترکیب قومیت ها و نسبت ها عمل کنند، و قوم و قبیله را بر شایستگی و لیاقت و توانمندی و تخصص ترجیح بدهند، به خدایی خدا قسم 

به امام هشتمی که لردگانیها از همه ی قومیت ها به پابوسش رفتند و گریه کردند قسم 
که خائن است که خائن است و خیانتش را نسل بعد و رسوایی اش را نسل های بعدی آشکار خواهند کرد، بدون شک. 

چند سال است که از شما خواننده محترم خواستیم فقط روزی چند دقیقه به لردگان فکر کنید و امروز هم همین را می خواهیم و دیگران را هم به فکر کردن در مورد لردگان تشویق کنید..... باید راه افتاد، مثل رودها که بعضی به دریا می‌رسند.....



یا رضا
دوشنبه 10 شهریور 1393 ساعت 15:14 | نوشته ‌شده به دست احمدرضا فتاحی | ( نظرات )

کدامین شوق است که مرابه انجا کشاند؟

                       نمی دانم!

ولی قدمهایم راباید برداشتم تا شاید حس دلتنگی ام تمام شود.

رفتم چون ان روزها هم گذشت ودلم هوای رواقی را کرده بودکه صحنش اسمان پرواز کبوتران زندگانی است.

ولی افسوس که یاد ضریحش  افسونترم کرده است.


ظرفیت های فضای مجازی برای توسعه لردگان
یکشنبه 9 شهریور 1393 ساعت 07:01 | نوشته ‌شده به دست رضا رستمی | ( نظرات )
مقدمه :
با رونق استفاده از فضای مجازی و فناوری اطلاعات و ارتباطات و همه گیر شدن آن تحولی عظیم در این حوزه صورت گرفته است. تحولی که باعث نامیدن این عصر به این نام نیز شده است. این تحول البته فرصت ها و تهدیدهایی را همراه خود داشته است که درباره آن زیاد خوانده و شنیده ایم. آنچه که امروز به آن می پردازیم فرصت هایی است که این فناوری و این ابزار برای جوامع و آن هم در زمینه هایی خاص همچون نقادی، روابط اجتماعی و فکری و ... در اختیار ما گذارده است.
به زعم بنده آنچه باعث عقب افتادن برخی مناطق و شهرهای کوچک از غافله رشد و پیشرفت کشور و حتی جهان شده است، غفلت ماست. غفلت ما از تحولات دانش و علم. غفلت ما از تحولات سیاست و اقتصاد. برای نمونه وقتی نمی دانیم چرا به فلان استان فلان بودجه را داده اند یا فلان امکانات را داده اند هیچ تلاشی هم به جهت جذب آن بودجه یا امکان برای منطقه خود نمی کنیم و این مهمترین درد ماست. و راه حل این درد چیزی نیست جز آگاهی.
و آگاهی بدست نمی آید مگر به جد و جهد و استفاده از ابزار و روش مناسب آن یعنی ارتباطات.


اکنون به تشریح ظرفیت های این فضا می پردازیم:

- نقد و  تحلیل
امروزه در همه جای جهان، چه کشورها و شهرهای صنعتی و پیشرفته و چه دورافتاده ترین روستاها و افراد، مسئله نقد و تبادل نظر آن هم بر بستر اینترنت به عنوان ابزاری ساده و مهم برای تبادل نظر و ارتباط جمعی جا افتاده و بدیهی است. خواه این سایت ها مهم ترین سایتهای خبری و سیاسی و نظامی باشند، خواه سایتی مربوط به یک روستای کوچک در یک جزیره کم جمعیت در دل اقیانوس. هر دو گروه کارکرد یکسانی دارند.
نقد مربوط به آن دسته از افعال و صحبت ها و تصمیم هایی می شود که یا دیگران بطور مستقیم در آن محق هستند مثل مسائل یک شهر یک کشور و ... و یا بطور مستقیم ذیحق نیستند مثل مسائلی همچون ادبیات و هنر و .... و صرفا برای بهبود شرایط و ارائه نظر خود نقد می کنند. 

- شبکه سازی  
یکی از رویکردهای جدید در جهان ارتباطات همین رویکرد "شبکه ای" و "شبکه سازی" است. برای این مهم مجبورم به سه گانه عصر اطلاعات مانوئل کاستلز ارجاع دهم و توضیح فنی بیشتری ندهم. شبکه سازی به معنای ساده آن استفاده از ارتباطات برای انجام یا تسهیل یک فرآیند است. 
شبکه سازی برای هدف مهم ما که رشد و توسعه محلی است به معنای استفاده از فضای مجازی برای تکمیل حلقه های مطالعه، نقد، بررسی، اصلاح، تصمیم گیری و اجرا می باشد.  حلقه هایی که شاید از هم کمی فاصله داشته باشند. فاصله های مکانی و زمانی، ولی بستر اینترنت برای کاستن این فاصله ها و تسریع عملیات بسیار رهگشا خواهد بود.

- تربیت نیرو  و کادر سازی 
در یک مثال ساده از این کارکرد مهم باید عرض کنم، عده ای از بچه های فعال همین شهرستان اقدام به راه اندازی فضایی برای انجام فعالیت های فرهنگی می کنند. این دوستان برای تحقق اهدافشان مجبورند از افراد دیگر هم صنف خود کمک بگیرند و به نوعی گروهی از همفکران و یاران خود داشته باشند. عده زیاد دیگری نیز از راه دور صرفا ناظر و خواننده این گروه کوچک هستند. ظرفیت فضای مجازی اینجا آشکار می گردد که بطور تدریجی این سایت اقدام به تربیت کادری از افراد محلی می کند که در موضوعات خاص مورد علاقه شان با هم بهنجار! شده اند. یعنی به یک ادبیات و فهم مشترک از موضوع رسیده اند و احتمالا می توانند به هم کمک کنند و راه یکدیگر را ادامه دهند. در واقع یک جوشش داشته باشند.

- تسهیل ارتباطات و تسریع امور
در این زمینه نیز زیاد گفته اند و زیاد شنیده ایم. کوتاه اینکه امروز بواسطه وجود این سایت یا سایر سایتهای شهرستان، بنده که در شهری بسیار دور از شهرستان هستم از اخبار و اطلاعات، از مسائل مردم، از پیشنهادات و نقدهای آنها، از افتخارات و برگزیدگانش مطلع می شوم. گاه این اطلاع موجب نشان دادن واکنشی مناسب حال آن موقعیت در زمانی مناسب می شود. و این یعنی تسریع امور. گاه مشکلی می بینیم و با دوستان در میان می گذاریم. گاه فرصتی کشف می شود و به اهلش اشاره می کنیم و ....

- مستندسازی و آرشیو اطلاعات
آنچه در کنار خلاقیت و نواوری کمک شایانی به پیشرفت دانش بشری کرده است همین مسئله ساده مستند -انبار- نمودن دانش بوده است. به بیان ساده استفاده از فضای مجازی و بخصوص سایت ها کمک می کند تا اندیشه ها و افکار مردم به سادگی ثبت و ضبط گردد و در فرصت های مناسب به ذهن دیگران نیز منتقل شود و چه بسا یک ایده مهم  در ذهن کسی بوجود بیاید و به سرانجامی نرسد ولی بواسطه انتقال به ذهن دیگری، سر منشا تحولات عظیمی گردد.

- بکارگیری تمام ظرفیت نیروهای محلی و غیر محلی
همین مسئله ساده تسهیل ارتباطات یعنی هر کسی هر جایی که هست بواسطه اشتراک موضوع و تمرکز بر موضوع بتواند افکارش را با دیگران به اشتراک بگذارد. نظر دهد و نظرات دیگران را بداند و این همان استفاده از نیروی متخصص منطقه است که عمدتاً در خود منطقه حضور فیزیکی و کاری ندارد ولی می تواند کمک کننده و رشد آفرین باشد.

- هم افزایی و اثربخشی تلاش های منفرد و گروهی
بواسطه مطلع شدن افراد از برنامه ها و تصمیم های یکدیگر، فضایی بوجود آمده که همه همشهریهای عزیز در هر جایی که زندگی می کنند از طرق مختلف آمادگی خود را برای همکاری در این برنامه ها و فعالیت ها اعلام می دارند. چه آنها که شماره تلفن دوستان را دارند، چه آنها که به سایت پیام می دهند و چه کسانی که از طریق ایمیل و شبکه های اجتماعی با هم در ارتباط هستند. و این نوید فرخنده ای است برای آبادانی منطقه.

 
- آگاهی بخشی و استفاده از سرمایه اجتماعی منطقه
مردم شهرستان اکنون راهی برای اطلاع از اخبار و اطلاعات منطقه دارند و بهتر از قبل در جریان امور قرار می گیرند. در زمانهای خاص مانند انتخابات ها و ... نیز ابزار قابل اطمینانی برای اطلاع از وقایع دارند. کاری که سال های گذشته این سایت دنبال نموده و در مواقع بعدی نیز بخوبی دنبال خواهد کرد. این فضا سبب تحولات شگرفی در حوزه همراهی اجتماعی مردم با نخبگان و فرهیختگان ایجاد می نماید.
همچنین مسئولان منطقه نیز از نظرات نخبگان و فرهیختگان و اقشار مختلف مردم درباره موضوعات مختلف آگاه شده و تصمیم های مناسب را اخذ خواهند نمود. یا هر جا مشکلی برای مردم رخ داده باشد سریع به فکر حل آن خواهند بود. (البته در بهترین و خوشبینانه ترین حالات).

- مدیریت فرصت های آزاد نیروهای متخصص در جهت سازندگی
نیروی متخصص و فرهیخته ما - چه دانشجو و چه مشغول بکار و فارغ التحصیل - فرصتهایی آزاد دارد که می تواند در فضای مجازی به امور مختلفی بپردازد. تا اکنون نبود فضایی برای پرداختن به مسائل و معضلات شهرستان این سرمایه عظیم و ارزشمند صرف استفاده های دیگر می شد  که مدتی است این وقت و اندیشه در خدمت رشد منطقه بکار گرفته می شود. 

- طراحی و تعریف کارکردهای ترکیبی جهت استفاده حداکثری از فضای سایبر (اقتصادی، فرهنگی و آموزشی و ...)
منظور از کارکردهای ترکیبی خارج شدن از فضای تک ساحتی نوشتن نقادی است. وقتی که فضای یک سایت  بخاطر مطالب انتقادی یا فرهنگی مخاطب بالایی می یابد بهترین بستر برای کارکردهای مرتبط دیگر تهیه می شود. کارکردهایی همچون تبلیغات برای شرکت ها و کسب و کارهای محلی، معرفی توانمندیهای مختلف منطقه ای، معرفی افراد لایق و توانمند منطقه در کسب و کار، ورزش و هنر و ... جهت الگوسازی برای جوانان و ... که اگر بخواهیم نام ببریم لیست طویلی خواهد شد. و این خود ظرفیت بسیار عظیمی برای سایت ها و پرتال هایی از این جنس خواهد بود.

----------------------------------------
پی نوشت:
- وظیفه ما در این زمینه (نوشتن دیدگاه ها) توصیف بهترین حالت و وضعیت مطلوب برای این موضوعات است، اینکه فضای موجود این چنین نیست، نه گفتنش دردی را دوا می کند و نه شنیدنش و توصیف کردنش. ما وظیفه داریم بهترین وضعیت ها را برای رسیدن به آن، تحلیل و البته بیان کنیم. اینکه به آن سمت برویم یا نرویم به همت جمعی بر می گردد و نه همت شخص خاصی همچون من یا آقای ایگرگ.

- انتظار ما بعنوان کسانی که این متن را تا حدی درک می کنیم، از بزرگان علمی، فرهنگی و سیاسی شهرستان این است که توانمندی جوانان و دانشجویان شهرستان را جدی گرفته و در حمایت از این دوستان برای در انداختن طرح های نو و رشد آفرین دریغ نکنند. از مسئولان دولتی فعلی و سابق گرفته تا بزرگان اقوام و طوایف و صنعت کاران و اساتید و ....


پذیرای نظرات و نقدهای شما هستم: Rostami22r@gmail.com 


عدم رسیدگی مسئولین به صنعت گردشگری شهرستان چهارفصل لردگان
شنبه 8 شهریور 1393 ساعت 10:59 | نوشته ‌شده به دست رضا رستمی | ( نظرات )
خبرگزاری مجلس شورای اسلامی

عدم رسیدگی مسئولین به صنعت گردشگری شهرستان چهارفصل لردگان
سرویس: فرهنگی
نماینده مردم لردگان در مجلس گفت: یک بیمارستان 166 تخت خوابی نمی تواند پاسخگوی 220 هزار نفر جمعیت این شهرستان باشد که البته همان نیز نیاز به تکمیل تجهیزات در بخش های اورژانس، آی سی یو، سی سی یو و کلینیک دارد.
مجید سرقلعه در گفت و گو با خبرنگار حوزه انتخابیه خبرگزاری خانه ملت، خشکسالی در منطقه را موجب رکود کشاورزی و یکی از عوامل بیکاری دانست و اظهار کرد: هم اکنون بسیاری از ساکنین منطقه لردگان که زمانی قطب کشاورزی استان به شمار می رفت به علت خشکسالی های پی در پی با بیکاری مواجه شده اند.

نماینده مردم لردگان در مجلس شورای اسلامی بر همین اساس تصریح کرد: اکنون دیگر کشاورزی پاسخگوی اشتغال مردم منطقه نیست، از طرفی صنایع کوچک نیز به علت افزایش قیمت ها و عدم توان تأمین مواد اولیه ورشکسته شده و کارگران آنها بیکار شده اند.

وی در ادامه به صنایع بزرگ موجود در شهرستان اشاره کرد و گفت: دو پروژه بزرگ صنعتی در منطقه وجود دارد که هر دو به حالت نیمه کاره مانده است، در همین راستا پروژه ساخت مجتمع پتروشیمی را در منطقه داریم که با همکاری طرف چینی احداث شده و ال سی آن نیز باز شده است اما همچنان در حالت غیر قابل بهره برداری به سر می برد.

جلیل سرقلعه ادامه داد: همچنین پروژه بزرگ دیگر شهرستان لردگان سدی است که در منطقه احداث و به حالت نیمه کاره و به علت عدم تخصیص بودجه رها شده است، این در حالی است که با اتمام ساخت این سد و مجتمع پتروشیمی مذکور می توان مشاغل جدیدی را جایگزین کشاورزی کرد تا مردم در سختی زندگی نکنند.

عضو کمیسیون عمران مجلس شورای اسلامی در ادامه به مشکلات موجود در حوزه راه و شهرسازی این شهرستان اشاره کرد و یادآور شد: پروژه ساخت جاده شهرکرد به اهواز در دست ساخت است اما از آنجایی که حجم کار بسیار بالاست و هزینه های ساخت آن به سختی تأمین می شود با روند کندی پیشرفت می کند.

وی همچنین به بیان مشکلات حوزه بهداشت و درمان در شهرستان لردگان پرداخت و عنوان کرد: یک بیمارستان 166 تخت خوابی نمی تواند پاسخگوی 220 هزار نفر جمعیت شهرستان لردگان باشد که البته همان نیز نیاز به تکمیل تجهیزات در بخش های اورژانس، آی سی یو، سی سی یو و کلینیک داشته و امکانات لازم برای پذیرش بیماران را ندارد.

جلیل سرقلعه در ادامه گفت: علیرغم اینکه شهرستان لردگان منطقه ای چهارفصل بوده و از ظرفیت گردشگری بالایی برخوردار است با این حال از نظر صنعت گردشگری صفر بوده و زیرساخت های آن برای پذیرش گردشگر تأمین نشده است.

وی افزود: در حوزه آموزش عالی نیاز به ساخت دانشگاه آزادی که در منطقه به حالت نیمه کاره مانده است داریم همچنین قرار بوده دانشگاه پیام نور تبدیل به واحد مرکزی شود که این امر تا کنون صورت نگرفته است و این در حالی است که لردگان از جمعیت دانشجویی خوبی برخوردار است.

نماینده مردم لردگان در مجلس شورای اسلامی در پایان به مشکلات حوزه آموزش و پرورش منطقه اشاره و خاطرنشان کرد: از لحاظ زیرساخت در حوزه آموزش و پرورش با مشکلات جدی روبرو هستیم و اکثر مدارس روزانه و شبانه روزی نیاز به نوسازی دارند و خانواده ها نیز به علت هزینه های بالای زندگی توانایی کمک به تکمیل این زیرساخت ها را ندارند.


باز خوانی نظرخواهی از لردگانی ها (قسمت اول)
جمعه 31 مرداد 1393 ساعت 07:03 | نوشته ‌شده به دست لردگانی ها | ( نظرات )

سلام بر لردگانی های عزیز

گویند سنگ لعل شود در مقام صبر                    آری شود ولیک به خون جگرشود...

خوشحالیم از اینکه هنوز هستند کسانی که حتی وقتی ما به روز نمی کنیم!گاهگاهی سرکی می کشیدند به این مجازخانه.... حتی اگر دوستمان نداشته باشند و صرفا از سر کنجکاوی باشد ملالی نیست!

بنویسیم که احیانا فکر نکنید سایت سیاه پوش شده بود ما غرض یا قرض خاصی داشتیم!!!نه...مدتی که نبودیم در حال افتکار!در چند سوال بودیم....البته جواباشون منظوره...

تعدادی سوال جهت نظر سنجی در سایت به پیوست صلواتی جهت شادی روح همه ی گذشتگانی که اکنون همراه ما نیستند و به گذشتگان خود پیوستند تقدیم شما عزیزان...باشد که مقبول صاحب رد و قبول واقع شود و اینکه در مرحله ی اول سوالاتمان را کامل کنید و بعد از آن جواب های کامل...

اینکه از قضا همه ی ما لردگانی هستیم دلیل خوبی برای دوستی با همدیگر داریم...حتی دوستی با او که به ما پول داد و از شهرمان رفت!!!و حتی بعدیها که پول بدهند و بروند...ما دوست داریم همه ی همشهریانمان پیشرفت کنند!لعنت خدا بر حسودان عنود...

و اما سوالات نظرخواهی ما:

.. .. .. .... .. ... . ... .... .. . ..

1*اگر فقط یک کار می توانستید در سطح شهرستان لردگان انجام دهید آن کار چه بود؟

2*به نظر شما بزرگترین مشکل مردم شهرستان مساله ی اشتغال و بیکاری است و یا مسائل قومی-قبیله و طایفه گرایی و یا هردو! و یا یکی علت و دیگری معلول؟

3*آیا می توانید 5 مورد از مهم ترین مشکلات فرهنگی شهرستان را برایمان بنویسید:

4*اگراز بین مسئولین فعلی و یا سابق و یا از نخبگان شهر کسی را می شناسید که فکر می کنید اگر در شهرستان 
مسئولیتی بپذیرد و یا جایگاه خاصی داشته باشد پیشرفت همراه با معرفت شهرستان جهش عظیمی می یابد ذکر نام بفرمایید و اگر دلیل بیاورید و یا از سوابق اجرایی و غیر اجرایی ایشان برایمان بفرمایید ممنونتان خواهیم شد

5*آیا فکر نمی کنید عده ای مثل مثلا ما دقیقا دارند با یکسری کارهایی ناشی از جو گرفتگی و هیجان زدگی نمک بر زخم( دوباره خودِ ما )و بلکه پیشاپیش آیندگان ما می پاشندددد(تاکید روی دال!)؟

6*آیا می توانید 5 عدد از مهم ترین مسائل بی فرهنگی در شهرستانمان نام ببرید؟

7*آیا فکر می کنید طایفه ی خاصی در شهر دلیل مشکلات فرهنگی شهرستان هستند؟ذکر نام به همراه دلیل(هر کدام نیم نمره!!)

8*سوال این است که اگر شما فکر می کنید با انجام عملیات راپل و تظاهرات و سر و صدا می توانید در شهرستان لردگان تغییری مثبت و پایدار ایجاد کنید آیا شما نسبتا در اشتباه هستید؟ و یا مطلقا؟

9*به نظر شما مسئولان شهرستان ما قابل تغییرند؟مثالی ملموس برای هضم سوال:

به نظر شما مجید جلیل ها می توانند در بین مجلسیان و دولتی ها قدرت چانه زنی!! پیدا کنند؟ذکر دلیل بفرمایید.مثالی دیگر:

به نظر شما رئیس ارشاد حاضر است روزی نترسد و مهمترین مشکل شهرستانمان را بر زبانش پیاده سازد؟

و یا مثلا فردا روزی شهرداری نشین ها دیگر به سراغ کسب علم و دانش بیشتر نخواهند برفت؟؟

11*آیا به نظر شما سوال یا سوالات دیگری هست که باید پرسیده می شدند و ما ترسیدیم و نپرسیدیم؟

12*آیا شما جواب دادن به این سوالات را نه لزوما در قسمت نظرات این وبلاگ بلکه در گوشه گوشه ی این شهر و کاشانه!مهم و ضروری می پندارید؟

13*فکر می کنید با ...گسترش فرهنگ مطالعه و کتابخوانی چه در سطح مدارس و چه عموم و چه درسی و چه غیر از آن به شکل گسترده و جدی.....پس از گذشت ده سال وضعیت ما با الان چقدر تفاوت خواهد کرد؟قابل توجه یا ناقابل توجه؟!!!؟

پیشنهادهای  شما چیست؟





گزارش یک جشن!
چهارشنبه 29 مرداد 1393 ساعت 09:37 | نوشته ‌شده به دست یاسر رشیدی | ( نظرات )


باعرض سلام

ابتدا عذرخواهی می کنیم به خاطر تاخیری که در اطلاع رسانی مراسم تقدیر از برگزیدگان کنکور به وجود آمده.باید زودتر از اینها چگونگی اجرا و برنامه را برایتان بازگو می کردیم...

از اول اولش برایتان می گویم...

در یکی از پست های خیلی قبل چند نفر از بازدیدکنندگان درمورد تقدیر از کنکوریها پیشنهاد تشویق و تقدیرشان را دادند.ابتدا بدون توجه گذشت تا اینکه در اداره ارشاد یکی از عزیزان به گفت شما چرا برنامه اکران فیلم ندارید ؟ من هم به ذهنم خطور کرد می توان هم اکران فیلم داشت و هم به بهانه این اکرانها برنامه های دیگر را پیشبرد مثل مراسمات فرهنگی و علمی و آموزشی و...

از همان موقع تقدیر از کنکوریها کلید خورد...برای هدایا، مجری،قاری ،تدارکات،سیستم صوت،سیستم نور و...خیلی بعضی از عزیزان تلاش کردند! خیلی ها هم فقط نگاه هم نکردند...

برنامه با استقبال خوبی روبه رو شد هم دانش آموزان کنکور 93 آمدند هم دانش آموزان کنکور 94 وهم دانشجویان و هم اولیا دانش آموزان هم بعضی از دبیران گرامی ...

برنامه با قرائت قرآن شروع شد و سرود ملی با بد بودن سیستم صوت خوب اجرا نشد!(اول برنامه) مجری، برنامه را ادامه داد نوبت به خیر مقدم بنده رسید...وقتی رفتم و شروع کردم متوجه شدم انگار افراد به نسبت آنچه اول آمده بودند خیلی کمتر شدند ناراحت شدم حقیقتاً به نحوی که کنترل صحبت از دستم خارج شد چون دیده بودم تلاشهای زیاد دوستان در قبل و حین اجرای برنامه ها را...تذکر دادم که این رسمش نبود

واقعیت می دانید چه بود؟؟ یک نفر برای تکریم کنکوریها 93 به آنها در کنار برم بستنی داده بود!همین آقا هنگامی که ما از ایشان خواستیم 94ی ها را دعوت  کند بیایند در جلسه گفت بود دیگر نمی تواند!! همین آقا برای تکریم دانش آموزان خود را به زحمت انداخته بود و برای شان بستنی گرفته بود!؟!؟

به هر زحمتی بود صحبتهایم را به اتمام رساندم  و جمعیت هم در حال زیادشدن بود... بعد از بنده اجرای موسیقی آقای احسان بامیری مخاطبان را به وجد آورد(اجرای جدید کوگ تاراز و لردگان من) پس از احسان نیز آقای روزدار معلم ریاضی لردگان که در آینده نزدیک قرار است به فرانسه بروند ، آمدند و تذکراتی به کنکوریهای دانشجو شده! دادند که برادر و خواهر من پس از تحصیل برگردید به شهرستان و اینجا را آباد کنید لردگانمان به ما نیاز دارد همچنین تذکر دادند که نکند وارد مسائل باندبازیهای سیاسی بشوید؟تا می توانید از این مسائل دور باشید. البته احمق هم نباشید!

پس از آقای روزدار نوبت به مراسم تقدیر رسید چند معلم و آقای محمودی رئیس مدرسه نمونه آمدند و کنکوریها را مورد تفقد قرار دادند.

جوایز هم سه سفر مشهد و سه سفر بابلسر و بن های کتاب پنجاه هزارتومانی بود...(حقیقت آن است که باید بهتر تقدیر می شدند اما انچه در توان دانشجویان قدیمی بود همین بود! با توجه انچه در چنته داشتیم فقط رتبه های زیر پانصد را توانستیم تقدیر کنیم.ان شاءالله اموزش و پرورش تقدیر بهتری از دوستان داشته باشند!)خداییش برای همین جوایز و تهیه آنها بهضیها خیلی زحمت کشیدند!

بعد از تقدیر نوبت اکران فیلم شد . نمیدانیم هنوز ، چرا اکران فیلم با استقبال خوبی روبه رو نشد؟

مراسم تمام شد و لردگانیها! بدون حمایت هیچ رئیس و مرئوسی (غیر از اداره ارشاد!)توانست این همایش را به انجام رساند.

امیدواریم همه به خصوص کنکوریها خوششان آمده باشد.

ان شاءالله کنکوریها 94 را 93ی ها تقدیر کنند و...

از همه دوستان تشکر می کنیم

از اسماعیل حسنی و منصور اردشیری که از اول کار با ما بودند

از عبدالله اسحاقی که مجری برنامه بودند.

از اشکان جلیلی ویوسف رشیدی وسجاد حسنی که برای خوب اجرا شدن برنامه من می دانم چقدر متحمل زحمت شدند

از علی آقای محمودی و فرود محمدی که زحمت مصاحبه را کشیدند

از حمید محمودی که زحمت انتخاب فیلم  و دانلود !؟!؟آن را کشیدند

از اداره ارشاد وکارمندان ان

از صادق حسنی که مدیریت از دور داشت!؟!؟

از همه ی همه تشکر می کنیم

برنامه بعدی تقدیر به عهده جدیدی ها است!؟!؟

از همه تشکر می کنیم...

در پست بعد درمورد اردوی بابلسر می نویسم که چه به روزشان آمد و چقدر به آنها خوش گذشت...

به امید فردایی روشن برای لردگان و لردگانیها...




چرا نیازمند همت جمعی هستیم؟
یکشنبه 26 مرداد 1393 ساعت 08:24 | نوشته ‌شده به دست رضا رستمی | ( نظرات )
کشور ما تاریخ کهن پر افتخاری داشته است. بگذریم از تاراج برخی دوره ها و بی کفایتی برخی حکمرانان. بگذریم از جفاها و ظلم های برخی قدرتمندان و مستبدان عالم. از همه نا ملایمتی های گذشته بیایید با هم بگذریم و اکنون به فکر امروز میهن باشیم.
نمی دانم خبر از سقوط هواپیمای ایران-140 اخیر دارید یا نه ؟ بیخ گوش ما بود. حتمن شنیده اید. خبر از سوانح ریلی چند روز و چند هفته اخیر دارید؟ خبر از روغن پالم دارید؟ از آتش سوزی های گاه و بیگاه بازار و مراتع و ... مطلع شده اید؟ اخیراً به بیمارستان های دولتی شهرهای بزرگ مراجعه نموده اید؟ نه اشتباه نکنید، قصد سیاه نمایی نداشته و ندارم. من همیشه از کشور و وضعیتش دفاع می کرده ام. در برابر کسانی که بی منطق و بی دلیل قصد کوبیدنش را داشتند یک تنه دفاع می کردم گاه فحش می خوردم. ولی انسان ِحقجو و حقگو نمی تواند چشم و گوشش را بر حقایق ببندد. نمی تواند بی کفایتی برخی مدیران را ببیند و ساکت بنشیند. نمی تواند انواع و اقسام فسادهای مالی و اداری و ... را ببیند و خونسرد باشد. بله من هم با شما همنوایم. میهنم خوب و قوی و مقتدر ، ولی پر مشکل است، میهن ما مبتلا به عفونت است و نیاز به عزم ما دارد. نیاز به تلاش و همدلی و همفکری همه ما دارد. اگر من بنشینم و تو بنشینی و هر کس مشغول جیب و گریبان خویش باشد، همه نشسته ایم و هیچ کس برپا نیست. سودجویان هم البته خوشحال از این غفلتهای ما...
حرف اول من، حرف آخر من، بپا خواستن و بیدار شدن «همه» است. شاید فکر کنید این شعار است. بله شعار است و تحققش چیزی نیست جز همین کارهای کوچکی که برخی دوستان شروع کرده اند. گاه با فعالیت فرهنگی، ترویج مطالعه، برگزاری مسابقه، نقد مسئولین، ارائه دیدگاه های عمومی و تخصصی و پیشنهادهای خود در باره مسائل مختلف. همین اندک کارها و همت های به ظاهر کوچک. ولی رو به جلو.
می گویند : برو آقا، مملکت از ریشه مشکل دارد. مملکت از بالا فلان است. «باور نمی کنم». میهن ما از پایین مشکل دارد. بله از ریشه، ولی ریشه ای که در خاک هست و البته ریشه اش ماییم، ما مردم. و تا ما نخواهیم هیچ اتفاقی نمی افتد. معنای مردمسالاری همین است. این که ما بخواهیم تا اتفاقی بیفتد. ما بخواهیم تا مشکلات حل شوند. فسادها ریشه کن شوند و بی-مدیریتی و بد-مدیریتی رخت بربندد. 


ما ایرانیها باید به فکر آلودگی مواد خوراکی خود باشیم، سبزی های تهیه شده از آب فاضلاب، آب آشامیدنی دارای املاح گاهن سمی، پارازیت های ماهواره و رادارهای نظامی اطراف شهرها، آنتن های BTS موبایل روی ساختمانها، باید به فکر نوسازی ناوگان هوایی و ریلی باشیم که سالهاست تحریمیم و نمی گذارند جان مردممان حفظ شود. به فکر هزینه های سرسام آور زندگی امروز، به فکر محیط زیست خود که هر روز خبر جدیدی از انقراض یک گونه نادر یا خشکی رود و دریاچه یا ... ما باید با همین منابع کم مالی خود به فکر جاده ها باشیم، نمونه اش همین جاده شهرستان لردگان، از آن غصه دار تر باید به فکر کیفیت و امنیت پایین خودروی داخلی با آن قیمت عالی اش هم باشیم، ما ایرانی ها باید دائم به فکر باشیم و لحظه ای راحت ننشینیم.
ما باید بفکر همخوانی نداشتن خروجی های دانشگاه ها با بازار کار ، به فکر عقب افتادگی صنعت از دنیا، به فکر کیفیت پایین آموزش دانشگاه ها ، به فکر رکود تولید و کمک به ابرقدرت اقتصادی دنیا؛ چین باشیم با این همه واردات از آنجا. ما باید به فکر شادی و نشاط مردممان باشیم که از غصه دق نکنند اگر تفریح و سفر مناسبی در طول زندگی خود نداشته اند...

ولی آیا همه ما باید به داد کشور و مسائل کلان بشتابیم؟ مسلماً نه! کشور تشکیل شده از روستاهای لردگان، روستاها و بخش ها، شهرستان را تشکیل می دهند و شهرستانهای استان، البته چهارمحال را، و چند استان کوچک و بزرگ کشور را. پس از کنار خود شروع کنیم و کشور را با فکر و تلاش خود بسازیم.
 ما باید سازنده ایران جدید و مقتدر باشیم. از همین جا شروع کنیم. از امروز ....

پی نوشت های مهم :
- اخیراً مطلع شدم اعضای شورای شهر و شهرداری لردگان مطالب این سایت را می خوانند ( از سالهای گذشته می خواندند ولی من تازه باخبر شدم) . این موضوع نه اینکه باعث افتخار نویسندگان لردگانیها باشد، بلکه  از ابتدا توقع و انتظارشان بوده است و منتظرند تا سایر مسئولین محلی و استان و حتی کشور هم حرف مردم لردگان بخصوص دانشجویان و فرهیختگان لردگانی را بشنوند و پاسخ مناسب را هر جا که نیاز است ارائه نمایند.

- انتظار دیگر نویسندگان لردگانیها همراهی همه مخاطبان در همه مسائل مرتبط با فعالیت این گروه و البته مرتبط با تحول و رشد منطقه است. اینکه در دوره اعلام نتایج کنکور یا انتخابات بازدیدها و ارتباطات زیاد باشد و این موضوع تا سال یا سالهای بعد فراموش شود، حاصلی نخواهد داشت.





 
>
نظر سنجی
چه آینده ای برای لردگان می بینید؟




دیگر موارد
تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :

Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت