تبلیغات
لردگان .... لردگانی ها ... لردگانیها
لردگانی ها
» تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان :
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» بازدید کل :
» آخرین بازدید :

Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
سلام و عرض ادب و احترام 
عید فطر بر همگی مبارک باشد
چند روزی بیش تر به اتمام سه سال فعالیت سایت لردگانی ها و البته ورود به چهارمین سال از حیات باقی نمانده است. 
مسلما نقص ها و ایرادات اداره کنندگان سایت بیش تر از نقاط قوت شان بوده است چرا که تا محیطی در شان لردگانی ها و برای استفاده ی همه بسیار جای کار وجود دارد. 
در همین بین لردگانی ها دات کام با امکانات بیشتری منجمله چت روم و غیره هم چند ماهی بروزرسانی می شد که متاسفانه به دلیل نقص ها و ایراداتی که عرض شد دوام نیاورد و البته اگر نیروی کار باشد می شود از همین فردا استارت دوباره ای زد! 

سعی می کنیم در مطلبی جداگانه بنویسیم که از ایجاد سایت و صرف در مجموع هزاران ساعت وقت چه هدفی داشتیم، چه خواستیم، و تا الان چه برداشتیم و البته به چه سمتی در حرکت ایم! و همچنین گزارشی از مطالب و نظرات و تنوع شخصیتی بازدیدکنندگان! و البته اهدافشان ارائه دهیم. 
و اما چند تغییر و توضیح برای اداره ی بهتر سایت اندیشیده شده است که عبارتند از :

1.اکانت مدیریت سایت با نام ادمین و بدون تعلق به شخص و یا موسسه خاصی بوده و صرفا جهت تنظیمات کلی مورد استفاده قرار می گیرد و در واقع هیچ کس صاحب این مجموعه ی مجازی نیست و البته همه ی نویسندگان در اداره ی آن شریک هستند. 

2.کسانی که می خواهند مطالبی ارائه دهند اما تمایلی به انتشار نامشان ندارند حال به هر دلیلی، دستور بفرمایند مطلبشان با نام کلی لردگانی ها منتشر می شود و البته که فلسفه ی استفاده از اکانت لردگانی ها کمتر کردن تنش های پیش بینی شده و نشده! است. 

3.تعدادی نویسنده جدید اضافه شده اند به این معنی که برای نویسنده شدن فقط کافی است لردگانی باشید و اهل دل. نگذارید هیچ حرف و مطلب و ایده ای در نورون های خاکستری مغزتان انباشته و بلا استفاده شود. ایده هایتان را با بقیه به اشتراک بگذارید. 

4.به نظر نگارنده قالب سایت مناسب است اما اگر کسی قالب بهتری سراغ دارد می تواند در قسمت تنظیمات قالب آن را جایگزین کند. اصولا به نظر ما شکل و رنگ و لعاب و هدر و قالب و امثالهم مهم نیست هرچند تلاش می کنیم که بهترین ها را انتخاب کنیم. 

5.صفحه فیس بوکمان فعال تر شده و خواهد شد، آنجا هم ما را دنبال کنید. 

6.هر پیشنهادی برای تغییر دارید دریغ نفرمایید 

7.قول دادیم و می دهیم و تا آخر بر سخنمان هستیم که همیشه و همیشه فقط و فقط و فقط برای لردگانمان بنویسیم، درست است نقص داریم، بعضاً بعضی هایمان خسته می شویم، بعضی بی حوصله و البته بعضی بی منطق، اما چه باید کرد که از معانی کار گروهی و از فلسفه های گروه بودن، پوشش دادن همدیگر در مواقع نقص و کم کاریست.... فکر نمی کنم به توضیح بیشتر نیاز باشد. 

8.و در آخر و البته از همه مهمتر بگوییم که ذوق می کنیم وقتی نویسنده چویل خوشبو که تازگی تبدیل به سایت شده و شاید لردگانی ها از آن الهام گرفته است، برایمان کامنت می گذارد و اخیرا خوشحال شدیم وقتی فعالیت مجدد لردگان دات اورگی ها را دیدیم. خیلی زیاد... 
دل گرمی و دم سردی ما بود که گاهی         مرداد مه و گاه دی اش نام نهادند... 




ن : لردگانی ها
ت : دوشنبه 6 مرداد 1393
            


ن : لردگانی ها
ت : یکشنبه 5 مرداد 1393
اهنگ ساسان جلیل(از جوانان لردگانی) در جواب شاهین نجفی را گوش کنید و دریافت بفرمایید.
نظرات و پیشنهادات خود را در مورد این اثر بنویسید تا به آقای جلیل در کارهای بعدی کمک شود...
لینک دانلود...
http://www.uplooder.net/cgi-bin/dl.cgi?key=ea339c1676142a03af6d89fbbe76647d



ن : لردگانی ها
ت : چهارشنبه 1 مرداد 1393
64263824843105582415.jpg" alt="" />36246116935098804466.jpg" alt="" />25954699261347846624.jpg" alt="" />36749654024771002993.jpg" alt="" />62319224856352162567.jpg" alt="" />01731231922165702881.jpg" alt="" />54370832832184053005.jpg" alt="" />82995669730426767481.jpg


ن : لردگانی ها
ت : شنبه 21 تیر 1393

پرویز حسنی عضو منتخب شورای شهر لردگان در وبلاگ شخصی اش نوشت:

جاده مرگ در شهرستان لردگان؟!؟
خدایا مگر خون و جان مردم زحمتكش و محروم شهرستان لردگان چندان ارزشی ندارد كه كسی بطور جدی و مستمر پیگیر موضوع جاده ی لردگان - خوزستان نیست و متاسفانه هر روز شاهد كشته شدن تعدادی از همشهریان عزیز خود میباشیم.

جاده ای كه هر روز هزاران خودرو از آن عبور میكنند ولی متاسفانه اكثر قسمتهای آن یك طرفه و غیراستاندارد و بدون تابلو و علایم رانندگی؟؟!!!میباشد .(مسیرتونل تا دوراهان- مسیرسه راه گوشكی تا تونل- مسیر گرد وبیشه تا دوراهان و...) 

واقعا جای تعجب است كه كوچه پس كوچه های مركز استان وبرخی شهرها با بهترین آسفالت و خط كشی ودارای تابلو وعلائم راننگی میباشند ولی جاده ترانزیتی و پرتردد و محور ارتباطی اصفهان - خوزستان فاقد چنین چیزهائیست؟؟چشمها را باید شست ! جور دیگر باید نگاه كرد؟؟

مگر مردم شریف و شهیدپرور شهرستان لردگان چه گناهی مرتكب شده اند،

 مردمی كه در جنگ تحمیلی جانشان را در كف دستانشان گذاشتند وبرای دفاع از سرزمین اسلامی ایران (( كاروان پیاده )) به سوی مناطق جنگی اعزام نمودند و خونهای زیادی را تقدیم ملت وانقلاب نمودند اما اگر الان فرزندان آنان پیاده سفر كنند جانشان محفوظتر است!؟ مردمی ولایتمدار و پیرو خط امام(ره) وحامی همیشگی رهبرمعظم انقلاب وحاضر در تمامی صحنه های انقلاب ***مردمی خونگرم - مومن و خداجو كه اكثر جوانانش مذهبی و هیئتی میباشند***شهرستانی با جمعیت 100 درصد شیعه*** 

مردمی كه به كمترین خدمات هم قانعند و بیشتر از حق خودشان را نمی خواهند*** اینست جواب آن همه فداكاری - ایثار - ولایتمداری - وطن پرستی.... مگر این جاده چقدر هزینه نیاز دارد كه نزدیك به 20 سال از این پروژه میگذرد ولی هنوز تكمیل نگردیده؟؟!!!؟؟


انشاءالله با هم اندیشی با نماینده شورا در شورای شهرستان  موضوع را پیگیری خواهیم نمود. و امیدواریم مسئولین مربوطه نهایت تلاش را در این خصوص نمایند.

انشاءالله    ومن الله التوفیق        

                                                          




ن : لردگانی ها
ت : سه شنبه 3 تیر 1393
                        

                     امید،صبر، تلاش؛ به خورشید سلام کنیم



ن : لردگانی ها
ت : سه شنبه 3 تیر 1393

بررسی مشکلات اکوتوریسم شهرستان لردگان همراه با ارائه راهکارها با استفاده از مدل SWOT

آیت آبرود،محمد جواد مرادی نصر

دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه خورازمی،Abroodayat@yahoo.com

دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه خوارزمی،j.moradinasr@gmail.com


چكیده

در جهان امروز اکوتوریسم  به صورت یك صنعت، اهمیت اقتصادی فراوانی یافته است. بطوری كه برخی از كشورها، بخش مهمی از اقتصاد آنها، وابسته به ارز حاصل از جهانگردی می باشد. این صنعت روز به روز گسترش یافته و دولتها به این نكته پی برده اند كه صنعت جهانگردی علاوه بر جلوگیری از خروج ارز و كسب در آمد در ایجاد شغل جدید، گسترش صنایع دستی، شناساندن فرهنگ جامعه، تبادل فرهنگی و غیره نقش مهمی دارد.شهرستان لردگان با داشتن جاذبه های طبیعی و فرهنگی و مناظر بدیع به عنوان بخشی از استان چهارمحال و بختیاری می تواند در راستای توسعه گام بردارد ولی به دلیل مشکلات این شهرستان این توسعه فراهم نشده است در این تحقیق سعی شده كه از منابع معتبر استفاده گردد تا بتواند گوشه هایی از پتانسیل ها و مشكلات این شهرستان را با استفاده از جداولswotنشان داد و پیشنهادهای مناسب جهت رفع مشکلات برای ورود گردشگران ارئه گردد. روش جمع آوری داده ها به صورت كتابخانه ای و میدانی بوده است.

کلید واژه ها:اکوتوریسم،استان چهارمحال و بختیاری،شهرستان لردگان،مشکلات گردشگری،swot

Abstract

Nowadays, ecotourism industry is of great significance in the world; so that, ecotourism income plays an important role in economy of some states. The industry is rapidly growing and governments have figured out its impact on creating jobs, handicrafts developments, culture presentation, share of culture, etc. in addition to fact that it brings money and prevents foreign exchange outflow. Lordegan County which enjoys many natural and cultural attractions with incredible sights has the ability to step in development as a part of Chahar Mahal and Bakhtiari Province. However, no progress has been made so far, due to several issues. In this study, reliable references were preferably used in order that some of the potentials and issues of this town may be showed through swot tables and appropriate suggestions could be made for tourists to resolve the issues. Data collection was carried out both in the library and field.

Keywords: Ecotourism, Chahar Mahal and Bakhtiari Province, County of Lordegan, Tourism industry issues.

 

بیان مسئله

اکوتوریست سفر به مناطق حساس ،سالم و معمولا حفاظت شده می باشد.اکوتوریسم برای گردشگر یک سفر آموزنده است که درآمد آن صرف حفاظت محل شده ومستقیما بررشدو توسعه ی اقتصادی  و تقویت سیاسی جوامع محلی اثر گذاشته وموجب تکریم فرهنگهای گوناگون وحقوق بشر می گردد(رنجبر،1387). اصولا فعالیت های انسان در راستای همراه کردن محیط با شرایط زندگی خود باعث ایجاد تغییراتی در محیط می شود که این تغییرات در اکثر مواقع به شکل بروز مشکل رخ می نمایند. شهرستان لردگان از دیر باز محلی برای گذران اوقات فراغت ساکنان استان ودیگر شهرها و استان های نزدیک محسوب می شده.این شهرستان که به لحاظ آب و هوای و چشم اندازهای طبیعی همواره مورد توجه مردم بوده است به تدریج به شکل یک شهرستان ارتباطی-تفریحی برای ساکنان استان و دیگر استان های همجوار گردد. این شهرستان با داشتن جاذبه های طبیعی و فرهنگی و مناظر بدیع به عنوان بخشی از این استان می تواندبا جذب گردشگر در راستای توسعه گام بردارد.در حال حاضراین  صنعت با مسائل و مشكلات زیادی مواجه می باشد و همین امر باعث گردیده تا این صنعت نقشی در توسعة استان در ابعاد اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی نداشته باشد بنابراین جهت بهره برداری مناسب از جاذبه های اکوتوریستی استان و شهرستان برنامه ریزی های اصولی و سرمایه گذاری های هدفمند بیش از بیش اهمیت می یابد كه لازمه این امر انجام تحقیقات وسیع علمی و كاربرد در زمینه توسعه صنعت اکوتوریسم استان است. اما سؤال اصلی اینجاست که این شهرستان با داشتن این همه قابلیت وتوانایی نتوانسته به نحوی مطلوب در جذب گردشگران چه در سطح ملی وچه در سطح منطقه ای عمل کند؟ در تحقیق حاضر سعی برآنست تا به بررسی مشکلات اکوتوریسم شهرستان پرداخته وعلت مطرح نشدن این شهرستان را در سطح کشور مشخص کرد همچنین با ارائه پیشنهاداتی برای این مشکلات راه را برای ورود گردشگران به این شهرستان هموار کنیم.

سوالات

1-چراصنعت اکوتوریسم هنوز در این شهرستان نتوانسته منبع درآمدی برای آنها باشد؟

2--درصورت برطرف كردن مشكلات و موانع، آیااین صنعت می تواند نقش مهمی در توسعه استان در ابعاد اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی داشته باشد؟

فرضیات:

1- نفش صنعت اکوتوریسم در پویایی اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی منطقه بسیار ناچیز است

2- توسعه صنعت اکوتوریسم استان در حال حاضر با كمبودها و موانع زیربنایی و امكانات و تسهیلات جذب توریسم مواجه است.

3 -درصورت برطرف كردن مشكلات و موانع، این صنعت می تواند نقش مهمی در توسعه استان در ابعاد اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی بهره گیرد.

اهداف تحقیق:

1-بررسی وضعیت اکوتوریسم در شهرستان

2- تعیین توانها و جاذبه های اکوتوریستی منطقه در توسعه آینده

3-معرفی راهبردهای اساسی در جهت پویا ساختن صنعت اکوتوریسم بعنوان عاملی برای توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و غیره.




ن : آیت آبرود
ت : چهارشنبه 21 خرداد 1393
تصادفتسنیم: رئیس پلیس راه فرماندهی انتظامی چهارمحال وبختیاری گفت: سانحه رانندگی درمحورلردگان-خوزستان امروز ۴کشته و زخمی برجای گذاشت.
به گزارش خبرگزاری تسنیم از شهرکرد 
در این سانحه در اثر برخورد یک دستگاه سواری پژو و یک دستگاه پراید درمحورلردگان - خوزستان، حدفاصل روستای چنار محمودی رخ داد ، 2 سرنشین خودرو ها در دم جان باختند و دو نفر نیز زخمی شدند....

مرکز شهرستان لردگان در فاصله 162 کیلومتری شهرکرد مرکز چهارمحال وبختیاری قرار دارد.




ن : لردگانی ها
ت : شنبه 17 خرداد 1393

در این مقال قصد آن داریم از طرف لردگانی ها خاصه کسانی که پنج شنبه عصر در سالن دبیرستان شهدا گرد هم جمع بوده و احساس خوب و نویی به آنها دست داده از دست اندركاران و برگزار کنندگان برنامه بزرگداشت فردوسی كه که یک خرداد در لردگانمان برگزار شد تشکر کنیم که :

 «رشته                                     -رشته ی جمعیت ای یاران همدل مگسلید      در پریشانی - پریشانیست، از هم مگسلید...» 

 در این همایش و البته بزرگداشت هم مهمان سعی كرد فرهنگی باشد وهم میزبان... و چشم نوازتر آنکه استقبال از این برنامه در نوع خودش بی نظیر بود.... 

نوشتیم تا بگوییم که آری، می شود از این برنامه الگو برداری كرد .می توان آن دسته از عزیزانی كه قصد اجرا طرح های فرهنگی دارند ببینند می توان با هزینه های نه خیلی زیاد!! برنامه ای اجرا كرد كه استقبال از آن مثال زدنی و مثال نزدنی باشد...!برای اجرای طرحهای فرهنگی باید از جاذبه های مختلف استفاده كرد تا تاثیرگذار باشد تا انچه میزبان به دنبالش می باشد تحقق پیدا كند

می توان یاد گرفت برنامه ای اجرا كرد كه از همه ی سلایق! استفاده شود.می توان برنامه ای اجرا كرد كه افراد با نگرش های مختلف در کنار هم بنشینند و از آن استفاده كنند و لذت ببرند.دیدیم در این برنامه مخاطبان مختلفی بودند.سلایق مختلف هم سلایق مختلف فرهنگی اخلاقی بود هم سلایق مختلف سیاسی واجتماعی 

... فقیر وغنی همه در این جلسه کنار هم نشسته بودیم. بحث قومیت نبود. کسی کدخدا کدخدا کشون نمیکرد. و خلاصه حس خوبی بود حداقل برای آنان که حالشان از جلسات و همایش ها و نمایش های برتری طلبی های قومی قبیله ای بد بود... خیلی بد! 

و البته نباید زیاد تعریف كرد كه نهایت آمال برنامه های فرهنگی شهرستان چنین باشد. ناگفته هم نماند كه كمتر جلسه ای به این غنا در شهرستان برگزار شده و می شود ولی ان شاءالله در آینده بتوانیم بگوییم برنامه بزرگداشت فردوسی سال 93ضعیف بوده است...می شود؟؟می آید آن روز؟

متأسفانه كمبود فعالیت فرهنگی در شهرستان سبب بسیاری از مشكلات شهرستان می باشد.اگر فرض كنیم مثلا برای انتخابات در شهرستان 5 جلسه این گونه اجرا شود چه می شود؟ چه اثراتی در پی دارد؟برای مقابله با طایفه گرایی مذموم بی شك نبود چنین جلساتی به معنای واقعی كلمه احساس می شود.

فرض كنید از متخصصان شهرستان و حتی از جاهای دیگر استفاده شود و در مورد اشتغال در مورد فرهنگ در مورد فقر و...جلسات این گونه اجرا شود چه نتایجی در پی دارد؟بی شك تمامی كسانی كه جلسه یك خرداد را بوده اند اذعان دارند تاثیرات بسیاری مثبتی برای جلسات مشابه مترتب است.

باشد كه مسولین و متولیان فرهنگ در شهرستان الگوبرداری كنند و سعی در بهتر شدن این گونه جلسات داشته باشند...

سایت لردگانیها منتظر است بزگواران دست اندركار اجرای برنامه از نحوه اجرا و همچنین مشكلات برسر راه آن و...بنویسند آنچه می خواهند بنویسند لردگانیها حتما همچون گذشته انتشار خواهد داد.

به امید فردایی روشن برای لردگان و لردگانیها...




ن : لردگانی ها
ت : شنبه 3 خرداد 1393

اندر حکایت وطن دوستی برخی از ما

همیشه کسانی که می­ گفتند «لردگان جای ماندن نیست و باید بزرگ فکر کرد و رفت» برایم جالب بودند. دلم می­ خواست بدانم کجا رفتند و حرف حساب­شان چیست. هنوز عده زیادی از نخبگان[i] بالقوه و بالفعل لردگان بر همین خُردعقیدۀ بالا پای می­ فشارند که باید رفت! در همین موضع فعلی، که این کلمات را می­ نگارم، دوستان زیادی هستند که ندایِ کهن دیارا سر داده­ اند، کهن دیاری که دل از آن کنده­ اند و نمی­ دانند از کجا می­ گریزند و به قول خودشان اگر بمانند، کجا بمانند؟ اقبالی از زبان آنها می­خواند:

نه پای رفتن، نه تاب ماندن، چگونه گویم درخت خشکم؟
عجب نباشد اگر تبرزن، طمع ببندد در استخوانم!

در این جهنم، گل بهشتی، چگونه روید؟ چگونه بوید؟
من ای بهاران، ز ابر نیسان، چه بهره گیرم که خود خزانم؟

در اینکه گل بهشتی در جهنم نمی­ روید شکی نیست اما چرا تصور می­ شود کهن دیار، جهنم است؟ شاعر این شعر نادر نادرپور است و اقبالی آن را در شرح حال کسانی خوانده که از وطن تشریف می­ برند و من برای لردگانی­ هایی که به زعم خودشان برای پیشرفت از لردگان می­ روند، آن را بکار می­ برم. آنها هم واقعاً لردگان را دوست دارند و خیر سرشان قلیان تعطیلات­ شان را در لردگان می­ کشند، اما تاب ماندن ندارند. مشکل چیست؟ آیا کسی در لردگان پیشرفت نکرده است؟ برای پاسخ به این سوال مصرع چهارم و دوم این شعر را کنار هم بگذارید:

من ای بهاران، ز ابر نیسان، چه بهره گیرم که خود خزانم؟

عجب نباشد اگر تبرزن، طمع ببندد در استخوانم!

اولین پاسخ سوال، این است که در شرایطی که عموم جامعۀ نخبگانی لردگان، فکری خزان­ زده راجع به لردگان دارند چگونه می­توان از بهره­ گیری از بهار سخن گفت؟ وقتی در اعماق فرهنگی­ ترین آدم­ های این شهر نهادینه شده که لردگانی­ ها بی یا کم یا بدفرهنگ­ اند و گرد خزان بر افکار جامعه نخبگانی پاشیده شد و برف ناامیدی هم بر آن یخ بست کدام بهار می­ تواند یخ آن را آب کند؟ در اینکه شرایط فرهنگی لردگان در زمینه هایی جای کار دارد شکی نیست اما این اصلا به این معنا نیست که هیچ ندارد، بلکه اعتقاد بر این است که مشکلات فرهنگی لردگان فقط در برخی موارد، خاصِ لردگان­ اند و سر و کله بقیه را در حد شدیدتر و فجیع تر می­توان در شهرهای دیگر نیز یافت.

در چنین شرایطی آنچه اتفاق می­ افتد هجوم تبرزن است. تبرزن­ ها در لردگان کاسب­ اند. بعضی شغل­ شان در لردگان است و زندگی شان در جای دیگر. برخی دوران آموزشی­ شان را در لردگان می­ گذرانند و برخی برای تفریح ماموریت کاری­ شان را می­ اندازند لردگان. اصلا عجیب نیست که برخی­ شان لردگانی اصیل­ اند! لردگان برای کشور مسئولین خوبی تربیت و صادر کرده است که برخی لردگانی­ اند و برخی نه، خیر و برکت اغلب­ شان هم به لردگان نرسیده است. هجوم تبرزن عجیب نیست در شرایطی که گرد خزان بر پیکر نخبگان همچون کوه یخ سنگینی می­ کند.

تناقض "نه تاب رفتن، نه پای ماندن" خاص شبه روشنفکرانی است که تشریف مبارک را می­ برند آن سمت آب و به زعم خودشان در قافله پیشرفت بز می­ چرانند و فیلشان یاد مبارک هندوستانی می­ کند به نام وطن و آواز سر می­دهند[ii]:

کهن دیارا! دیار یارا! به عزم رفتن دل از تو کندم
ولی جز اینجا وطن گزیدن، نمی‌توانم! نمی‌توانم!

ادعای وطن دوستی دارند اما در حد دلتنگی! بندگان خدا دلشان تنگ می­ شود برای وطن بی­ فرهنگ­ شان! این ادبیات شبه روشنفکری که همیشه از بالا به مردم نگاه می­ کند تاریخ انقضایش گذشته است. جامعه نخبگانی لردگان به صرف نخبگی علمی و فرهنگی بودن بافرهنگ­ تر از مردم نمی­ شود و اگر قرار است لردگان به سمت و سویی برود می­ بایست جامعه­ نخبگانی با مردم حرکت کند. برای رفتن به هر جایی ابتدا باید مبدا و مقصد مشخص شوند و تا زمانی که تعریف ما از مبدا «جایی که نمی­ شود در آن زندگی کرد» باشد، مطمئناً مقصد و مسیری هم رسم نخواهد شد و باید تصویر دقیق تری از مردم و فرهنگ برای خود ترسیم کنیم.

 



[i] منظور از نخبگان و جامعه­ نخبگانی در اینجا همه­ دغدغه مندان نسبت به مسائل شهر است و در سواد و تحصیلات دانشگاهی محدود نمی­شود.

[ii] منظور عام است و شامل کسانی است که داعیه وطن دوستی دارند اما وطن را شایسته حضور مبارک خود نمی­ بینند و خدمتی هم به آن نمی­ کنند و با این حال گوش باختر پر است از تز و پزشان.




ن : امین انگارده
ت : پنجشنبه 1 خرداد 1393
این بار پیشنهادی برای مطالعه دارم. حس می کنم اهالی عزیز لردگان، جوانان اهل فکر و مطالعه، دانشجویان دردمند و دارای دغدغه باید به سمت و سویی بروند و در مطالعات خود یک باریکه تازه باز کنند. برای جویی هر چند ناچیز. جویی که بتدریج غنی تر می شود و معرفت جوانان شهرستان را سیراب تر می کند. 
و آن چیزی نیست جز «خواندن از مصلحان و بیدارگرانی همچون سید جمال الدین اسدابادی، اقبال لاهوری، دکتر علی شریعتی و رسالت مشترک این افراد». بنده فعلا در جایگاه تشریح عقاید این بزرگواران و دفاع یا نقدشان نیستم و امیدوارم کسی از پیشنهاد بنده برداشت سویی نداشته باشد. صرفا شما را حواله می دهم به درک و فهم رسالت اجتماعی این اهالی فکر و فایده ای که می تواند برای شهرستان داشته باشد و نه کلیه جوامع یا کشور!
 اگر تمایل به اظهار نظر در این باره داشتید با روی باز پذییراییم.






ن : رضا رستمی
ت : پنجشنبه 25 اردیبهشت 1393

گاهی به آسمان نگاه کن....
آدم ها همیشه مهم ترین حرف های شان را با نگاه شان می زنند
(عکس: آرش، اهل روستای جنگه از توابع ایذه)



ن : امین انگارده
ت : یکشنبه 21 اردیبهشت 1393

در ابتدا لازم می دانم که تعریفی از قوم داشته باشیم


قوم به گروهی از افراد اطلاق می‏شود كه به یك فرهگ، زبان ، آداب ورسوم تعلق داشته و از این طریق شناخته شوند . قوم به مردمی گفته می‏شود كه از هویت تاریخی دیرین، سرزمین و زبان ویژه ای برخوردار باشد.

. با این تعاریف می توان متوجه شد که در شهر ما یک قوم بیشتر وجود ندارد، پس نمی توان گفت که ما قومیت گرایی داریم بلکه ان چیزی که در جامعه ما وجود دارد .ایل گرایی یا طایفه گرایی می باشد.
اما از تعاریف و کلی گویی بگذریم که هیچ دردی را از ما دوا نمی کند. چیزی که دوای درد ماست ،پیدا کردن راه حلی برای این مشکل متناسب با شرایط حاکم بر جامعه ما می باشد. بیایید با هم به گذشته بریم ،جایی که بزرگان ما برای گذراندن زندگی خود همواره در کوچ بودند ،جایی که ایل ها  جدا از هم کوچ می کردند ،جایی که ازدواج بین ایل ها مرسوم نبود ،جایی که ازدواج را با طایفه های دیگر ننگ می دانستند،جایی که واقعا نمی شد به علت کوچ های جدا از هم ، ازدواج های بین طایفه ای داشته باشند،غافل از این که چه چیزی را برای نوادگانشان رقم می زنند.  بله یکی از دلایلی که طایفه ها روز به روز از هم دور تر می شوند همین ازدواج های فامیلی می باشد (حالا از مشکل پزشکی ان میگذریم و از این که نمی دانم چرا همه چیز به این عروسی ها ختم می شه).خود شما تا حالا چقدر به ازدواج با فردی از فامیل دیگه فکر کردید؟آیا ما هنوز همان آدم های عشایر نشین هستیم ؟نگرشی که از زمان دور ملکه ذهن ما شده ، نمی توان یک شبه از شر آن خلاص شد.

البته ما نباید نیمه خالی لیوان را ببینیم هر چند طایفه گرایی برای هیچ کس قابل قبول نیست در عین حال برای هیچ کس هم قابل انکار نمی باشد.می‏توان گفت كه این احساس تعلق و هویت مشترك ( ما) كه معمولاً همراه با احساس غرور و سر بلندی و تعهد در برابر هنجارهای طایفه ای می باشد، عامل وفاق و همبستگی اجتماعی بین اعضای هر طایفه می باشد. به طوری كه احساس تعهد ، وفاداری،اعتماد واحترام بین افرادهر طایفه راتقویت و در عین حال انسجام آن طایفه  با طایفه های  دیگر را تضعیف کرده است . هر چیزی که یک روی خوب و یک روی بد دارد مانند چاقو می باشد که به خود چاقو بستگی ندارد بلکه به آدمی که چاقو در دستش می باشد(جراح یا قاتل) بستگی دارد. پس بیایید به جای کنار گذاشتن چاقو خودمان را عوض کنیم.




ن : سجاد خلیل مقدم
ت : جمعه 12 اردیبهشت 1393
دوستان از بنده کمی دلخور شده اند که چرا ایده مرکز مطالعات را مطرح کرده و خود را کنار کشیده ام و تلاشی در این باره ندارم. خدمت یکی از همین دوستان (جناب مهندس احمدی عزیز - بوسیله ایمیل) عرض شد که این تلاش نیاز به چه افرادی با چه خصوصیاتی دارد. بنده تلاشم این است حال که به اجبار پای تخت نشین شده ام قدم هر چند کوچکی برای بهبود وضعیت مناطق محروم  و وطن خود (استان) بردارم و البته این کار سخت است برای امثال بنده و تنها کاری که از دستم بر می آید همین نوشتن ها در فرصت های آزاد است. بماند که در این فرصتهای مشوش و مُرده، فکرهای پخته دیگر سراغمان نمی آید و به اضطرار می نویسیم.
درباره مرکز مطالعات می گفتم و راه اندازی آن. دوستان من باید توجه داشته باشند که منظور ما از راه اندازی اجاره یا خرید یک دفتر کار به همراه تهیه ملزومات اداری آن مثل میز و صندلی و رایانه و چاپگر و خلاصه این شیک بازیها نیست. چرا که اگر طرز فکر این باشد تا آخر دنیا جای شیک بازی است! فعلا تصور ما گرد هم آمدن چند جوان خوشفکر است که دردها را بتوانند تا حدی زیادی حس کنند و البته بتوانند جوشش کنند، فکر کنند، راه حل دهند و اجرا کنند.

فرض کنید چیزی به آن اسم و رسم راه اندازی کرده ایم و چند نفری دور هم هستیم:


ادامه مطلب

ن : رضا رستمی
ت : یکشنبه 7 اردیبهشت 1393
این پژوهش نگاهی انتقادی به مطالعات قومی از دیدگاه روش‌شناسی دارد و برآن است تا مسائلی نظیر قومیت، ملیت و هویت را با نگاهی نقادانه به مطالعات قومی در غرب و شیوهٔ تعمیم غیرتاریخی مفاهیم قومیت، قوم‌گرایی و قبایل به جوامعی نظیر ایران مورد ارزیابی قرار دهد.


نویسنده برآن است آن‌چه در ادبیات کنونی علوم سیاسی و جامعه‌شناسی به قومیت و ناسیونالیسم قومی موسوم است در گذشتهٔ ایران قابل مشاهده نیست و تنها از اواسط قرن بیستم به‌بعد است که تلاش‌هایی در جهت سیاسی‌کردن مسائل زبانی و مذهبی صورت گرفته است. وی در پاسخ به این سؤال که چه عواملی در تلاش برای سیاسی‌کردن این مسائل در ایران معاصر نقش داشته است، معتقد است که تنها یک چارچوب نظری مبتنی بر جامعه‌شناسی تاریخی ایران قادر به پاسخ‌گویی به این سؤال است. نویسنده چارچوب نظری خود را که براساس سه متغیر اساسی دولت مدرن اقتدارگرا، مبارزهٔ نخبگان سیاسی و تأثیر سیاسی بین‌المللی استوار است، در رابطه با تحولات کردستان، آذربایجان و بلوچستان ایران به‌کار می‌گیرد تا اعتبار تجربی آن را به سنجش گذارد.
 
قومیت و قوم‌گرایی در ایران
افسانه و واقعیت
نویسنده: حمید احمدی
تعداد صفحات: ۴۴۸
شابک: ۹۷۸۹۶۴۳۱۲۴۲۴۳
نوبت چاپ: ۱۰
قطع: رقعی
جلد: شومیز
قیمت: 
۱۸۰,۰۰۰ ﷼




ن : رضا رستمی
ت : پنجشنبه 4 اردیبهشت 1393

متن  زیر را یکی از مخاطبان عزیز برایمان ارسال کرده است ،برای اطلاع شما عزیزان به خاطر آنکه متن بدی نبود قرار داده ایم ان شاءالله مورد پسند واقع شود...

سلام خدمت نویسندگان سایت لردگانیها

من شرح تعطیلات نوروزی خود را نوشته ام و به نظرم حاوی مطالب خوبی برای مخاطبان شما است این متن را فرستادم امیدوارم در سایت قرار دهید تا دیگران نیز مطالعه  کنند

«قبل از عید برای رفتن از دانشگاه به شهر کلی برنامه ریختیم و اینکه فلان کار را انجام دهیم و فلان کار را نه...همانطور که می دانیم و میدانید وقتی به خانه رفتیم تمام برنامه ها که نه ولی 90%برنامه ها پرید!! قصد طول دادن مقدمه ندارم می خواهم توضیحی در مورد آنچه در این ایام دیدم برایتان بگویم باشد که مفید باشد.

نمی دانم دیدید  یا نه خیابانهای شهر لردگان را در هفته منتهی به عید  که چقدر شلوغ بود چقدر مردم در شهر بودند (لردگان تنها شهری است که قریب 360روستا در اطراف آن دارد و تنها شهر مهم برایشان لردگان است که مردم برای برآورد حاجاتشان و خرید هایشان مجبورند  به شهر لردگان بیایند ) به شهری می ایند که برای برآورد نیازهای شهروندان خود عاجز است!خیابان های لردگان در ساعات 9-12 ظهر گنجایش اتومبیل های شهر خود را ندارد در آن ایام کذایی شهر لردگان دیدنی بود به قول یکی از بچه بمبئی و به گفته دیگر کلکته! از خیابانهای بسته شده توسط دستفروشان و مغازه داران گرفته تا ماشینهای فروش لوازم مورد نیاز مردم ! در خیابانها و ... که چهره نازیبایی به شهر داده بود با یکی از عزیزانم صحبتی بس طولانی کردیم که مشکل مسولین هستند که شغلی برای دستفروشان گرامی مهیا نمی کنند یا دستفروشان عزیز؟ به نظرم معقول آن است که مقصر را دو گروه بدانیم اگر مسولین شغل سازی! کنند و دستفروشان تنها شغل ممکن را دستفروشی ندانند این مشکل قابل رفع و حل است...

در هر صورت چند مشکل وجود دارد که هر صاحب عقلی می پذیرد

1- فروش دستفروشان بدون پرداخت عوارض و مالیات و کرایه مغازه نتیجه اش عدم امکانات رسانی توسط شهرداری و دولت

2- چهره زشتی که به شهر می دهد  اگر داعیه آن را داریم که شهرمان بشود توریستی نه تروریستی! باید حتما ساماندهی شود اوضاع دستفروشی در شهر لردگان

3-  سد معبر برای پیادگان توسط دستفروشان و سد معبر برای سوارگان توسط سایپاها!

4- مغازه دارانی که هزینه های دولت را می پردازند ولی مشتری هایشان در این پیک!خرید به دیگری رجوع می کنند همان عزیز گفت که دیگری به او گفت تو کجا میدانی پرداخت ماهی دو میلیون تومان کرایه چگونه است؟

5-  وقت مردم که در ترافیک پیاده روها و ترافیک ماشینها تلف می شود

*استدلال دوستمان را بگویم شاید بشنوند آنانی که باید بشنوند

1- مردمی که هیچ منبع درآمدی ندارند جز دستفروشی چه باید کنند؟

2- ارزان فروشی دستفروشان سبب تامین بعضی نیازهای دیگر مردم که به ایشان رجوع می کنند می شود(چه جمله ای شد!)

از بحث قبل از عید بگذریم عید شد و عیددیدنی ها و..

ما به مسافرتی رفتیم آن هم به یزد...دوست دیگری گفت چرا یزد؟ وقتی کل ماجرای یزد را به او گفتم اذعان کرد که سفر خوبی بوده.  دوست دارم برای شما خواننده سایت لردگانیها هم بگویم

ابتدا به شهر اردکان یزد رفتیم همان شهری که ارده و حلوا ارده آن معروف است و مفید!

کل استان یزد البته آن مقدار که ما دیدیم جاده هایی داشت مثل شیشه! جاده های ما لحافی ماند ،که صبح بعد از خواب جمع نشده و روی آن بخواهیم راه برویم! خب از این هم بگذریم...اردکان مشکل دستفروشی را اینگونه حل کرد که  دستفروشان در سه روز در سه محل مختلف شهر جمع می شوند مثلا شنبه در 25هکتاریشان و دوشنه در زمین شهریشان و چهارشنبه در محله اخوندشان! در کل سطح شهر اثری از دستفروشی نمی بینید...

روزی دیگر رفتیم میبد یزد به قدری پوسترهای شهرداری برای راهنمای توریست در سطح شهر بود که اگر فقط سواد نوشتن و خواندن میدانستی تمام جاهای شهر و مناطق زیبای آن را می توانستی پیدا کنی!

در ایام عید چند عکس از مناطق گردشگری لردگان در سطح شهرستان دیدید؟؟ چشمه برم رفتید؟زیبایی های نهفته آن زیر جلبک ها انگار برای نسل های بعد ذخیره شده است!! از رفتن به آبشار آتشگاه و عوارض فرهنگی که از خودمان سوال میشود که هیچ!(منظور آن است که اگر در مثلا اصفهان دانشجو هستید و یک نفر از شما بپرسد آتشگاه جزء منطقه شماست؟چه می گویید؟ و او چه می گوید؟؟)

از این نیز بگذریم که العاقل یکفی بالاشاره!

روزی دیگر یزد رفتیم عزیزان به شما بگویم که از یک فروشنده پارچه متوجه شدیم یزد 80نساجی پارچه دارد فقط!!

یزد کاشی  و سرامیک و پارچه و شیشه و فولاد و قند و شیرینی جات مخصوصش وفرش و روفرشی و...خودش برای خودش تولید می کند و به کل کشور هم صادر می کند...

اگر از یزد تا اردکان مسیری حدود 60 کیلو متر را طی کنید بیش از هزار کارخانه خواهید دید!!بقیه جاهایش بماند...!

خبر دارید یزد آمار بیکاری صفر دارد؟ آب هم ندارد حتی...

*رفتیم خرید روفرشی حدود 600هزار تومان قیمت روفرشی ها شد. برای سرخرید یک پارچه یک متری به ما نداد!اول ناراحت شدیم و گفتیم اصلا روفرشی ها را هم نمی بریم مغازه دار گفت نبرید!باورتان می شود برای دو هزارتومان حاضر بود 600هزار تومان معامله نشود؟چرا؟چون بیش از حد ونیاز و شرعی و قانونی اضافه نمی فروخت که سرخرید بدهد!خیلی جالب است نکته گیران گرفتند؟در لردگانمان اگر 50هزار تومان معامله کنی از هر جنسی، 5 هزار تومان حداقل سرخرید می توانی بگیری!چرا؟ نگویم که شاید غریبی متنم را بخواند.

*چند روزی ندوشن بودیم...ندوشن شاید از آلونی بزرگتر نباشد ولی هیچ جاده غیر آسفالتی نداشت!روستاهای اطراف که شاید دویست نفر جمعیت نداشت بدون جدول کشی نمی توانی خیابان و کوچه هایش را ببینی!آسفالت که جای خود دارد...حال  بروید مالخلیفه را ببینید...روستای خود رانگاه کنید!؟

*نظم رانندگی در کل جاهایی که رفتیم و دیدیم در استان یزد قابل توصیف نیست و شاید غیر از یزد در پاریس بتوان همچنین چیزی را دید! در لردگانمان چگونه رانندگی می شود؟اصلا حق تقدم ها ،سبقت ها ،سرعت غیر مجاز؛چراغ راهنمایی ورانندگی و ...در شهر ما چگونه است؟اولین چیزی که دیگران از یک شهر می بینند اگر رانندگی شهروندانش نباشد دومی حتما رانندگی افراد را مود مداقه و توجه قرار میدهند!

*خوشبختانه بعد از یزد به استان کهگیلویه و بویر احمد و نورآباد سفر کردیم تفاوت های این جاها با یزد مثل تفاوت یزد با شهر خودمان است.رانندگی ،زیبایی شهر،افراد شهر،دستفروشی،فرهنگ مردم،ارتباط با توریست ،جاده ها،رانندگی مردم،مناطق بکر و زیبای مناطق خودمان و...

هنگام مراجعت از یاسوج به لردگان هموطنان همزبان خود را دیدیم که گیاه (بیلهر) در پلاستیک گذاشته بودند و می فروختند، عزیزی در ماشین گفت دیدید یزد را؟ و به اینجا دقت کنید!مردم آن منطقه به چه شغلهایی مشغولند  و ما!؟

بعد از این گر شرح گوی ابلهی  است       زانکه شرح آن ورای آگهی است

ور بگویم ، عـــقل ها را بـــــر کند         ور نویسم بس قلم ها بشکند

یک سوال  دارم و امید وارم  مخاطبان سایت لردگانیها که علی الظاهر دانشجویان و جوانان و نخبگان شهرمان هستند  جواب دهند چرا آنجا چنین است و شهر ما چنان؟ »




ن : لردگانی ها
ت : چهارشنبه 20 فروردین 1393
**  عادت داریم به هُل دادن. کافی است کسی راه بیفتد، هلش می دهیم. شبیه بازی­های کودکی. اگر کسی ریش گذاشت سریع برچسب جان­ برکف می­ زنیمش و اگر کسی همان ریش را زد برچسبش هم عوض می­ شود. دیگران هم حداقل به اندازه ما آدم هستند؛ اشتباه می­ کنند، کج می­روند، اما همه خیانت­کار نیستند!

2.     **  قرار نیست گول ظاهر کسی را بخوریم اما شرعاً و عرفاً و قانوناً موظفیم برای شناخت هر کسی اول به گفتارش توجه کنیم، از عملش هم غافل نیستیم اما حق نداریم نیت­ خوانی کنیم، حق نداریم حرف­ های کف خیابان را به عنوان اصول اساسی تفکر بگسترانیم. حق نداریم وقتی کسی می­ گوید "می­ خواهم خدمت کنم" بگوییم تو به این ترتیب که ما می­ فرمائیم شهردار شدی و شایعاتی دیگر را جان می­ دهیم. حق نداریم هُلش بدهیم. می­ گوید قومیت برایش مساله است و می­ گوئیم نه­ خیر شما خودت قومیتی عمل خواهی کرد؛ آیا حق داریم دودستی هُلش بدهیم سمت قومیت­ گرایی؟!

3.      ** با شعار دادن، مشکلات فقط فرصت بزرگ شدن پیدا می­ کنند چون ما فکر می­ کنیم در حال حل شدن هستند. می­ گوئیم ما عاشق تعامل با نخبگان و دانشجویان هستیم. چون بالاخره هم کلاس دارد و هم وجهه. اما شاید اصلاً کار ما بگونه­ ای باشد که نیاز به چنین تعاملی نباشد. اول به این سوال پاسخ بدهیم که شهرداری و شهردار چه نیازی به تعامل با دانشجویان دارند؟ مساله مشترک این­ ها چیست که بر سرش تعامل کنند؟ منظور از تعامل چیست و چگونه می­ توان به آن رسید؟

4.      ** تنها در صورتی تعامل میان دانشجویان و شهرداری اتفاق می­ افتد که آبادانی لردگان به عنوان مساله مشترک مطرح شود. اما چرا دانشجویان؟ پاسخ این است که: "دانشجویان فکر می­ کنند مدلی برای آبادانی دارند" یا شاید "دانشجویان می­ توانند مدلی برای آبادانی داشته باشند" و شایدی دیگر این است که "دانشجویان باید مدلی برای آبادانی داشته باشند." در واقع ذات آبادانی بگونه­ ای نیست که از جایی آورده و در محل نصب شود و نرام­ افزار آبادانی تنها در محل تولید می­ شود. دانشجویانی که به مدل آبادانی فکر کرده باشند می­ توانند بهترین مدل را با توجه به ویژگی­ های خاص منطقه ارائه دهند. بنابراین دانشجویان حق دارند انتظار داشته باشند که شهرداری سراغ­شان بیاید؛ اما شهرداری، هر چقدر هم مخلص باشد، هیچ گاه فرصت چنین کاری پیدا نمی­ کند و به عبارتی هیچ­ گاه آنقدر فراغ بال ندارد که به پس­ فردا بیندیشد و "روزمرگی" همیشه آفت امور اجرایی بوده و مانع ارتباط آن با حوزه نظر. گاهی امور بگونه­ ای است که مدیران اجرایی شهرها انگار در یک بحران دائمی زندگی می­ کنند و تنها به تمام شدن آن می­ اندیشند نه به حل شدن و طرحی نو درانداختن. نتیجه اینکه دانشجویان و شهرداری همواره منتظر هم هستند تا این تعامل را شروع کنند و این انتظار همیشه در حال عبور است. این اتفاق برای همه مسئولین جدید می­افتد که در ابتدا قول تعامل صد درصدی می­دهند اما گردابِ کار اجرایی، آنها را به ورطه روزمرگی می کشاند و حوصله­ ای برای تعامل نمی­ ماند. دو طرف با اینکه تعامل را دوست دارند اما شروع نمی­ کنند و بهترین پیشنهاد در شرایط فعلی شروع است؛ حتی یک شروع بد!

5.    ** فارغ از نشست و برخاست­ های آبکی شکلی از تعامل با دانشجویان و نخبگان می­ تواند حداقل به این شکل باشد: فراخوان ایده­ های دانشجویان، جلسات هم­ اندیشی، پرسش و پاسخ هدف­مند و کم­ حاشیه، سپردن مسائل شهر به دانشجویان برای یافتن راه حل و استفاده از نظرات دانشجویان و  تشکیل کمیته­ های مشورتی دانشجویی تخصصی... . جلسات دو سه نفره و حرف­ های دورهمی بسیاری از مردم در شب­ نشینی­ ها، بانکی از ایده­ هایی درباره آبادی شهر است که البته همواره با این جمله تلخ بر زبان مردم تمام می­شود «اَر صاحاب بِداشت...». این تلخی را می­ توان با تعامل حل کرد. یعنی باور کنید الان حتی بازاریان چهارراه قدس درباره میوه و تره­بار حداقل چند طرح و پیشنهاد دارند که می شود با چکش­ کاری آنها به نتایجی رسید.

6.      ** نکته­ ای که همیشه از آن غافلیم این است فکر می­ کنیم با اختصاص بودجه، یا وجود یک مسئول عالی مشکلات حل می­ شود در حالی که حتی در شهرهایی که بودجه­های کلان رفته و مسئولین هم بسیار شریف بوده­ اند آب از آب تکان نخورده و تا مردم پای کار نیایند مشکلی حل نمی­ شود. البته نقش مسئولین و بودجه شرط لازم است که کافی نیست و گاهی پای کار بودن مردم هم بودجه را می­ آورد و هم شرافت مسئول را. باید باور کنیم اگر همین کارهای فرهنگی ساده را جدی بگیریم هم چشمه­ برم درست می­ شود و هم جاده­ ها آسفالت و هم بقیه راه­ حل­ ها از دل فرهنگ سرباز می­ کنند.

7.  ** شهرداری و دولت باید بسترهایی فراهم کنند که مردم پای کار بیایند. به عنوان مثال آیا در لردگان سرمایه­ داری وجود ندارد که یک ساختمان پزشکان بسازد؟ آیا مسئولین شهر می­ توانند مجوزهای لازم را اخذ کرده و محل مناسبی بیابند و چه کنند و چه؟ یا مثلاً آیا نمی­ توان از ظرفیت صنف میوه و تره­ بار برای احداث میدان تره­ بار استفاده کرد؟ با توجه به تمرکز ترافیک و بازار شهرداری به جز گشت سد معبر چه کارهای دیگری می­ تواند بکند؟

8.     **  شهردار جدید را نباید هل داد، نه به سمت قومیت، نه به راست و چپ و نه حتی به اعتدال! شهردار باید کارش را بکند و ما هم اگر قرار است کمک کنیم که راه پیشنهاد و انتقاد و مشاوره یا باز است یا باید بازش کرد. اما اگر فقط اهل نغ ­زنی و برچسب­ زنی هستیم بهتر است بگذاریم کارشان را کنند و مزاحم­شان نشویم.

9.      ** شهردار جدید را باید هُل داد! البته به سمت کار و تلاش و باز کردن و هموار کردن جاده تعامل. بهتر است ابتدا شهردار را هل بدهیم و جاده تعامل را آسفالت کنیم. البته یک تعامل کاملاً عملی که بدرد پُز دادن نخورد و از آن طبل­ هایی باشد که شاید بعدها صدایش دربیاید.




ن : امین انگارده
ت : سه شنبه 13 اسفند 1392
                             


ن : لردگانی ها
ت : پنجشنبه 8 اسفند 1392

درود بر لردگانی های عزیز

با کمی دقت در مطالب اخیر سایت لردگانی ها درمی یابید که سعی شده است علاوه بر نوشتن کلی پیرامون لزوم کار فرهنگی و همدل بودن و مشارکت و دعوت از همه ی سلیقه ها و روشن تر کردن مسیر رسیدن به لردگانی آباد و پرداختن به چالش ها و موانع،در کنار همه ی اینها بیش تر از پیش به مصادیق و مشکلات اشاره شده و سعی و برنامه بر این هست که در ادامه ی مسیر مشکلات و مسائل مربوط به لردگان به خوبی رونمایی و پرزنته! شوند.

قبلا هم اشاره شده بود که یکی از اساسی ترین مسائل و والبته از مهم ترین وظائف  ما تلاش برای آگاهی دادن از هست ها و باید ها به قدر فهم مان و برای مخاطبین مان که مسئولان شهرستان و مردم و البته دانشجویان و قشر محصل شهرستان اند،می باشد.

لذا تصمیم بر آن گرفته شده است تا در مجموعه ای مکتوب از مقالات مختلف و البته کامل و مکمل به بررسی کامل لردگانمان پرداخته شود.

توضیح بیش تر آنکه هدف به طور کلی این هست که اگر مسئولی-دانشجویی-طلبه ای-آشنایی-غریبه ای -بالادستی-پایین دستی-مهندسی-دکتری-خیری-آدم پولدار و کارآفرینی! و خلاصه هر کسی از ما پرسید لردگان چیست؟کیست؟کجاست؟مشکلش چیست؟چه می خواهید؟چه قدر می خواهید و .... سریع جزوه را در آورده و به عنوان هدیه تحویل جنابش دهیم.

می شود از علما و مبلغان و مداحان محترم خواست تا در تجمعات و مراسیمات مختلف از این جزوه استفاده کرده و هم خودشان فیض ببرند و هم مخاطبان و مستمعانشان را به فیض برسانند.

می شود از معلمان و مدیران مدارس و فرهنگی ها خواست تا در کلاس های درس و محیط آموزش و مدرسه از این جزوه استفاده کرده و هم خودشان فیض ببرند و هم مخاطبان و مستمعانشان را....

می شود سایت ها و روزنامه ها و شب نامه ! ها و و و ....

می توان به مسئولان هدیه داد ....

می توان از این جزوه برای تدریس به جای خیلی کتاب ها در برنامه های کتابخوانی فوق العاده استفاده کرد-سوال طرح کرد-جایزه داد!!!!

و می شود های دیگر که بعدها می شود!

"این جزوه می تواند یک گام لردگانمان را جلوتر ببرد....."

هر کسی نوشته ای دارد و یا نویسنده ای سراغ دارد-هر کسی ایده ای دارد و یا مشکلی سراغ دارد که امکان از قلم افتادنش هست-هر کسی تخصصی دارد - هر آنکه حرفی دارد-یا علی- ما منتظریم. 

ایده های خود را می توانید در قسمت نظرات همین وبلاگ و یا وبلاگ های مشابه لردگانی(مثل چویل-نیک اندیش و ...) بنگارید-قول می دهیم تا آخر برای لردگانمان بنویسیم بدون هیچ چشم داشتی و بدون هیچ ادعایی ،که البته حق هیچ کدام را هم نداریم:)

 آدرس ایمیل: lordeganiha@yahoo.com





ن : لردگانی ها
ت : جمعه 25 بهمن 1392

در این یاداشت قصد داریم یکی ازچندین مشکل شهرمان را مورد نقادی وموشکافی قراردهیم.این مشکل "حمل و نقل در شهر لردگان"است.

 همانگونه که می دانیم و می دانید این مشکل در شهرلردگان بسیار آزاردهنده است این آزاردهندگی از چند جنبه می باشد.هم نبود ساماندهی تاکسی ها وهم اینکه تاکسی نماها با قیمتهای دلخواه و شخصی نه نوعی از مسافرین دریافت کرایه می کنند و اتوبوس همگانی که جای خود دارد.. اگر به همین نزدکی ترین شهرستان کناری خود توجه کنیم بسیار مایه تاسف است که می بینیم علاوه بر ساماندهی و علامت گذاری تاکسی ها به خاطر بالابودن سطح امکانات دهی تاکسیها حمل و نقل عمومی با اتوبوس در این شهر بسیار پایین است. و یا اگر به شهرکرد نگاهی بیندازیم ساماندهی اتوبوس و تاکسی رانی درون شهری را به خوبی نظاره خواهیم بود.

برای حل مشکل حمل و نقل عمومی در شهر لردگان می توانیم چند راه حل ارائه دهیم باشد که مورد توجه قرار گیرد نه تفقد!!

1- حمل و نقل عمومی دولتی

2- حمل و نقل عمومی خصوصی

در حمل و نقل عمومی دولتی ؛بخش های دولتی مثل فرمانداری و بخشداری و بخش عمومی مثل شهرداری باید وارد عمل شوند و این وضع نابسامان را سامانی دهند.

روشهای پیش بینی شده و اجرایی شده در شهرهای دیگر به این گونه است که

1- اتوبوس:در شهرهای دیگر اتوبوس هایی برای حمل مسافرین از مبدا به مقصد با ارائه بلیط به راننده تعبیه شده است . این روش بسیار مورد استقبال قرار خواهد گرفت البته باید هم تعداد دستگاههای اتوبوس وهم داشتن مبدا ومقصدی که بسیار مورد استفاده است می تواند مشکل شهر را حل کند.

*صرفا برای پیشنهاد اگر مثلا دستگاه های مربوط برای حل این مشکل اتوبوس هایی برای حمل مسافرین روستاهای خاردان و شیرانی به شهر و برعکس در نظر بگیرند حتما مورد استقبال همشهریان قرار خواهد گرفت .و یا برای روستای حاجی آباد همچنین چیزی در نظر بگیرند و...

*برای حمل و نقل در شهر به وسیله اتوبوس با توجه به سطح ترافیک بالا در ساعات صبح که پیک آن است.به نظر این راهکار بسیار عملی و مفید است.کم کم باید این فرهنگ نهادینه شود و با اجرا کردن مثلا دوماهه این طرح و نتیجه کم گرفتن نباید این طرح رها شود(همانگونه که در سابق چنین طرحی در بازه چند ماه اجرایی می شد و دوباره به فراموشی سپبده می شد...) بلکه استمرار این کار باعث افزایش استقبال مردمی می شود.

2- تاکسی:برای بهبود تاکسی رانی در شهر لردگان می توان با علامت گذاری ماشین ها مخصوص و ثبت نام از علاقه مندان و همچنین اعلان نرخ کرایه ها در سطح شهر ؛مردم برای کم کردن ساعات رفت وآمد خود حتما استفاده می کنند همانطور که الان هم استفاده می کنند ولی هم مردم از بالابودن سطح کرایه ها وهم نداشتن نظم حتی در کرایه های بالا! ناراضی هستند.

در شهرهای بزرگ برای حل مشکل تاکسی و داشتن نظم به خصوص درمورد"دربستی تاکسی" وسیله ای به نام «تاکسی متر» در تاکسی ها قرار داده اند که این تاکسی مترها با توجه به مسافت وهمچنین شب یاروز بودن و زمان سوار بودن مسافربه صورت خودکار کرایه های مسافرین را حساب می کند و مسافر نیز براساس آن وجه خود را پرداخت می کند و راننده تاکسی نیز بیشتر از مقدار مشخص شده وجهی را مطالبه نمی کند.

در همه موارد بالا باید مرجعی برای رسیدگی به شکایات مردم در نظر گرفته شود تا سریع و ضربتی مشکل حل شود که این عمل هم فرد خاطی را مجازات میکند وهم از کارهای مشابه توسط دیگر افراد پیشگیری می کند.

3-  درمورد بخش خصوصی که در بالا به آن اشاره ای کردیم اگر فضا برای ورود بخش خصوصی در امر حمل و نقل عمومی باز باشد هم استقبال صورت می گیرد وهم با آمدن بخش خصوصی رقابتی به وجود می اید که برای جذب بیشتر مردم(مسافر) سطح کیفی خود را بالا می برند و خود مردم باعث حذف و یا انتخاب ارائه دهنده سرویس های برتر می شوند.

و اما در مورد موضوع مهم تر و وسیع تر حمل و نقل و رفت و آمد "بین شهری" و از مبدا لردگان و یا وقتی مقصد لردگان باشد در آینده خواهم نوشت.

به امید فردای روشن برای لردگان با ارائه طرح های با کیفیت در سطوح مختلف و اجرایی کردن انها..




ن : یاسر رشیدی
ت : یکشنبه 20 بهمن 1392

بسمه تعالی

مطالبه گری

خودِ مسؤولان دستگاه‌ها ببینند كه نقاط منفى آنها كدام است، در نابود كردن عوامل نقاط منفى سعى و تلاش كنند. البته پشتوانه و ضامن این كار، آگاهى، مطالبه و خواست مردم است (رهبری).

یک از حلقه های گم شده در پیشرفت لردگان عدم مطالبه گری از مسولین است . درست است که مسولین بایست خودشون به وظیفه ی خودشون عمل کنند و مردم با آسودگی به دنبال کار خودشون باشند ولی زمانی که این روند طبیعی دنبال نشود بایستی مردم وارد صحنه شوند و معادله را تغییر بدن .بنده خودم ساکن شهرک هستم مدت زیادی بود که مشکل کم­آبی داشتیم یه روز بزرگای شهرک را جمع کردیم و جلوی فرمانداری وعده کردیم . هنگامی که دم درب دفتر ریئس ایستادیم، ایشان زحمت بلند شدن از پشت میز را به خودشون ندادن و منشی ایشون افاضه کردند که نماینده شما بایستی وارد شود و با اعلی حضرت صحبت کند ...به هرحال بعد از ردوبدل شدن صحبت هایی همگی وارد اتاق اعلی حضرت شدند ...بفرمایید. مشکلتون چیست؟ (اعلی حضرت)، یکی از حضارکه اتفاقا دانشجو هم بودند جواب دادند ، شما که مشکل را بلدید راه حلتون را بفرمایید؟(چون قبل از ورود مردم به اتاق ایشون، موضوع را به بخشداری ارجاع فرمودند). اعلی حضرت فرمودند شما بچه اید جلوی بزرگترا حرف نزنید!!!!!!!!!!!!!!!!!!! .به هرحال حرف ها رد و بدل شد تا اینکه قرار شد بخشدار و اداره ی آب و فاضلاب موضوع را پیگیری کنند .هیئتی از مسولین به شهرک فرستاده شد و در مسجدی گرد آمدند و دنبال چاره می گشتند که این جملات از دهان ارشدترین مسئول بیان شد (مردم باید جلوی استانداری جمع شوند از دست ما کاری ساخته نیست ماباید مثل مردم کوهرنگ که تا مشکلی براشون پیش میاد جمع میشن میرن استانداری باشیم ، مردم ما نهایت تا دم فرمانداری میان، از این بالاتر نمیرن ،چرا؟ و .....) خلاصه بعد از چند مدت خانوم های شهرک رفتند و جلوی فرمانداری جمع شدند و فرمودند تا مشکل ما حل نشود از این جا نمیریم، آب نداریم و ....بعد از چند روز یه انشعاب از خاردان یا لردگان گرفتند و اب این اهالی نیز به خوبی تامین شد و بالاخره مشکل حل شد . (این است معجزه ی مطالبه گری) ("" انّ الله لا یُغیِّرُ ما بقوم حتّی یغیّرو ما بانفسهم""  خداوند سرنوشت هیچ قومی و «ملّتی» را تغییر نمی دهد مگر آنكه آنها خود تغییر دهند)،یاحق




ن : سید سلیمان موسوی
ت : جمعه 4 بهمن 1392

هر آرمانی و هر هدفی در درون خودش شعارهایی دارد که بدون داشتن این شعارها رسیدن به این اهداف ممکن نیست. هر انقلابی و هر حرکتی و... که پایانش رسیدن به یک هدف خاص بود در درون خود شعارهایی داشت.

لردگانمان برای حرکت به سمت اهدافش و تبدیل به یک آرمان شهر که البته خواست مشترک و نهایی همه ماست در این زمینه استثنا نیست و شاید درک خوب این مساله بتواند سرنخ خوبی از شعار ها آرمان ها و واقعیت ها به ما بدهد و باعث شود دچار توهم و خستگی و البته ندانم کاری و بی هدفی و سردرگمی نشویم! 

مطالبی که بنده می نویسم اگر از دید مخاطبان عزیز شعر به نظر می رسد البته که شعار هم هست ولی برگرفته از اهدافیست که ما برای رسیدن به ان اهداف تلاش می کنیم و باید تلاش بکنیم.

اکنون بین واقعیت و حقیقتهایمان فاصله ای بس دراز است.که ما برای رسیدن به ان حقیقتها باید تلاش کنیم که فاصله را کم کنیم.نه این که برای کم کردن فاصله حقیقتهایمان را کوچک کنیم.

یک داستانیست که می گوید:پادشاهی در سرزمینش مسابقه ای برگزار می کند. و قرار می شود در یک روز خاص بلند ترین صدای سرزمین پادشاه شنیده شود روز موعود فرا می رسد. در ان روز همه مردم سکوت کردند. زیرا که باور داشتند و منتظر بودن که دیگری بلندترین صدای سرزمین را فریاد بزند. ان روز در ان سرزمین هیچ صدای شنیده نشد.

بیایید واقع نگر باشیم  خوب فکر کنیم و ببینیم که آیا شهرستان لردگان در شان یک شهروند لردگانی است یا نه.

اگر ما از آرمان های شهرستانمان دور هستیم بدون تردید همه مقصریم .نه یک نفر یا یک فامیل یا یک طایفه. ..

و در آخر... 

امروز نه اغاز و نه انجام جهان است      ای بس غم و شادی که پس پرده نهان است

گر مرد رهی غم مخور از دوری و دیری      دانی که رسیدن هنر گام زمان است

ابی که براسود زمینش بخورد زود         دریا شود ان رود که پیوسته روان است  


ن : سید عارف دانیالی
ت : سه شنبه 1 بهمن 1392

بسمه تعالی

هر زمانی که این سوال پرسیده می شود که مهمترین دلیل عقب ماندگی لردگان و چهارمحال و حتی ایران چیست بی شک یکی از جواب های به حقی که داده می شود، نبود فرهنگ و یا کم فرهنگی مطرح می شود.

 به نظرم آمد که راه حل اصلی این بحران رجوع به مجسمه های فرهنگ می باشد  که همان پیامبر(ص) و اهل البیت(ع) می باشند . در این چند سطر بنا دارم که گوشه هایی از زندگی ابر مرد عالم در طول تاریخ (پیامبر بزرگ اسلام) را برای دوستان مطرح کنم که امید است بتوانیم به زندگی خود رنگ و بوی پیامبری بدهیم .

اما قبل از آن یه درد ودلی با دوستان داشته باشیم : دوستان، مگر نه آن است که قران کتاب هدایت خلق می باشد (هدی للناس)، مگر نه آن است که هیچ  شک و شبهه وایرادی در آن نیست (لا ریب فیه ) مگر نه آن است که خداوند پس از  ذکر دو قسم می فرماید فصل الخطاب  قران است (وَالسَّمَاء ذَاتِ الرَّجْعِ (سوگند به آسمان پرباران،) وَالْأَرْضِ ذَاتِ الصَّدْعِ (و سوگند به زمین پرشکاف (که گیاهان از آن سر برمی‏آورند)،( اِنَّهُ لَقَوْلٌ فَصْلٌ(که این (قرآن) سخنی است که حقّ را از باطل جدا می‏کند)) ،

مگر نه آن است که خداوند تبارک تعالی یکی از دلایل خواری در دنیا را گزینشی انتخاب کردن احکام اسلام معرفی می کند (َافَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْكِتَابِ وَتَكْفُرُونَ بِبَعْضٍ فَمَا جَزَاء مَن یَفْعَلُ ذَلِكَ مِنكُمْ إِلاَّ خِزْیٌ فِی الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَیَوْمَ الْقِیَامَةِ یُرَدُّونَ إِلَى أَشَدِّ الْعَذَابِ وَمَا اللّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ (آیا به بعضی از دستورات کتاب آسمانی ایمان می‏آورید، و به بعضی کافر می‏شوید؟! برای کسی از شما که این عمل (تبعیض در میان احکام و قوانین الهی) را انجام دهد، جز رسوایی در این جهان، چیزی نخواهد بود، و روز رستاخیز به شدیدترین عذابها گرفتار می‏شوند. و خداوند از آنچه انجام می‏دهید غافل نیست.))،

پس چرا به این کتاب آنطوری که شایسته است اهمیتی نمی دهیم ؟ اگر کتاب زندگیست، که هست پس چرا اهمیت خواندن آن را نه برای آموختن شیوه ی زندگی دنیا بلکه فقط برای کسب ثواب آخرت تقلیل دادیم ؟  پس چرا ......... بگذریم

  و اما در فضایل پیامبر بزرگوار اسلام : پیامبر دائما خوشرو و در مقابل مردم سهل گیر و نرم خو بود و خشن ، تندخو، پرخاشگر ، عیب جو و مدح گوی کسی نبود و نسبت به آن چه نمی پسندید خود را به غفلت می زد، از نیکی و احسان نمودن تعریف می کرد و بدی را کوچک و زشت می شمارد . در تمام امور، فردی معتدل بود، برای هر کاری برنامه ای داشت و در حق کسی کو تاهی و یا به حقوق دیگران تجاوز نمی کرد .  هیچ گاه در آسایش و راحتی نبود، در غیر موارد ضروری صحبت نمی کرد، سکوت ایشان همیشه طولانی بود، سخنانس را واضح، کوتاه، بسیار مفید ، بدون اضافات و نقصی ادا می نمود ، در حق کسی ستم نمی نمود و کسی را خوار و ذلیل نمی شمرد، نعمت ها را اگر چه کم بود، بزرگ می دانست و از غذا زیاد تعریف نمی کرد و بد هم نمی گفت ، برای دنیا و آنچه که به آن مرتبط بود، خشمگین نمی شد، هیچ گاه برای خود و کارهای شخصی اش خشمگین نمی شد و حساسیت نشان نمی داد و ....(از کتاب آداب زندگی پیامبر نوشته استاد علامه سید محمد حسین طباطبایی).....

(سخن عشق نه آن است که آید به زبان       ساقیا می ده و کوتاه کن این گفت و شنود)

 یا حق  به امید لردگانی آباد و با فرهنگ




ن : سید سلیمان موسوی
ت : شنبه 21 دی 1392

رسوماتی که نمی خواهیم از آنها دل بکنیم.....

پیشرفت و بهبود زندگی افراد هر جامعه نیازمند یکسری تغییرات در نگرش ،رفتار و رسومات افراد آن جامعه می باشد.از آنجایی که برخی از رسومات ما باقی مانده از زندگی عشایری می باشد ،لازم است با توجه به تغییر زندگی ما از عشایری به روستا و شهر نشینی تغییراتی و حتی حذف برخی از این رسومات صورت گیرد.

یکی ازاین رسومات به کار بردن تفنگ در عروسی ها می باشد. حالا شاید بعضی ها بگویند مگه میشه عروسی باشه و برنو نباشه؟! ای کاش فقط همین یکی بود ،همان طور که خودتان بهتر میدانید در عروسیها میتوان انواع تفنگها (به قول خودمان دولول،5تیر،8تیر..... وnتیر )را دید. و بارها شاهد این بودید که این تفنگها چه عروسی هایی را که به عزا مبدل نکرده ،و چه افرادی که بخاطر این معلول نشدند.حالا بگذریم که برخی از این اتفاقات که در عروسی ها می افتد گاهی سهوی و گاهی .....! حالا فرض کنید توی عروسی یک درگیر لفظی بوجود بیاد اینجا هم خودتان بهتر می دونید آخرش چی میشه !

با این وجود،این یک رسم بوده و طرفداران خاص خود را دارد، اما باید این را هم در نظر گرفت که این وقایع چه بازتابی در رسانه ها مخصوصا اینترنت دارد و به راحتی می توان با جستجو در اینترنت مجموعه ای از اینها را مشاهده کرد. حال شما بگویید، مردم با دیدن این ها در مورد ما چه فکری می کنند........

                          

ناگفته نماند که دربرخی از طایفه ها این رسم برداشته شده ، اما هنوز جا دارد تا این رسم به طور کامل برداشته شود.


کوگ کوهسار دلم ! دی نی درونگی 

درد دل وا کی کنم بی هُمدُرنگی ...


نه صدای قهقهت ایا نه هوفش بال

 نه صدات ز کـــوه ایا نه بینمت مال


تو بخــون به نم دل که مال بــــــباره

وقتی که صدات ایا ایگوی بهــــــاره 

 




ن : سجاد خلیل مقدم
ت : دوشنبه 16 دی 1392



ن : فرود محمدی
ت : چهارشنبه 11 دی 1392

آقای حسنی: بزرگترین مشكل فرهنگی لردگان را تعصبات بی جای قومی میدانم؛

چشمه برم نگین بدون استفاده است!



درخواست ملاقات با شهردار لردگان ساعت دو عصر هشت دی بود،ساعت یه ربع به دو خودمو رسوندم به شهرداری! راستی بگم ؛ اینکه شهردار موی سپید نداشته باشد این امید را به شهروندان میدهد که آمده است تا  کار کند (تا ببینیم چه میشود...) به دلیل اینکه تعدادی ارباب رجوع آمده بودند مصاحبه با مقداری تاخیر شروع شد...با دستور شهرداری برای آوردن چای! وارد گپ و گفت شدیم(البته چای سرد شد واز دهن افتاد ...!!) امیدوار بودم که اقای حسنی مثل بعضی از مسولین شعاری صحبت نکنند از متن می توانید شعاری بودن یا نبودن صحبت شان را دریافت کنید. قاب عکسهای بزرگی از پارک هایی که در زمان شهردار اسبق(بامیری) ساخته شده بود در اتاق شهردار دیده می شد.

خب حاشیه ها طول کشید بریم سر اصل مطلب:

1-         آقای حسنی خودتان را برای مخاطبان لرگانیها که اکثرا از قشر جوان و تحصیلکرده لردگان می باشندمعرفی کنید و سوابق علمی و تحصیلی و همچنین اجرایی به خصوص ارتباط همه ی این موارد با شهردار شدن خودتان را بیان بفرمایید؟

ابتدا بگویم که از شما دانشجویان و فارغ التحصیلان درخواست تعامل داریم.اما جواب سوال شما ؛بنده زواره حسنی فرزند علی اصغرمتولد 1/3/52 فارغ التحصیل سال 79کارشناسی جفرافیا از دانشگاه پیام نور بروجن؛از 79 تا 84 کار آزاد انجام میدادم.از 84 وارد شهرداری شدم و در قسمت حسابداری و امور مالی به خدمت گزاری مردم مشغول شدم تا امسال که در این قسمت آماده خدمت گزاری به مردم شریف لردگان هستم. شورای شهر با رایزنی با گزینه های دیگر و بنده ؛ ضمن بررسی برنامه های همه قرعه فال را به نام من زدند!این نکته را بگویم که تنها گزینه خوب من نبودم و نیستم ولی به هر صورت شورای شهر تصمیم گیرنده بودند و بنده را انتخاب کردند،بنده نیز به امید همکاری شورای شهر و مسولین وشهروندان عزیز قبول کردم.

2-         آقای حسنی روند انتخاب شهردار در کل کشور بر طبق قانون را برای مخاطبانی که در این زمینه اطلاعی ندارند بیان بفرمایید همچنین توضیح بفرمایید که انتخاب شهردار در دوره جدید شورای شهر لردگان چرا با تأخیر چند ماهه روبه رو شد؟وهمچنین در صورت اطلاع بفرمایید کاندیدای دیگر برای تصدی پست شهرداری لردگان که مدنظر شورا بود چه کسانی بودند ؟

*ادامه مصاحبه را در ادامه مطلب مطالعه بفرمایید...


ادامه مطلب

:: مرتبط با: اخبار , مسولان - ادارات , فرهنگی ,
:: برچسب‌ها: مصاحبه با زواره حسنی , شهرداری لردگان , شهردار جدید لردگان , لردگانیها , لردگان ,
ن : یاسر رشیدی
ت : دوشنبه 9 دی 1392
سلام و عرض ادب

همانطور که اطلاع دارید شهردار جدید انتخاب شده و مراسم معارفه ایشان هم برگزار گردیده و ایشان هم اکنون در شهرداری لردگان مشغول به خدمت هستند.

"لردگانی ها" به این انتصاب و تصمیم احترام گذاشته و برای شهردار جدید آرزوی موفقیت می کند. 
 برای آگاهی  و آشنایی بیش تر دانشجویان و مردم لردگان تصمیم به برگزاری یک جلسه ی نیمه مطبوعاتی(از جنس پرسش و پاسخ) گرفته شده است. 
لذا می توانید سوالات و درخواست های خود از شهردار جدید را در همین سایت اعلام نمایید.
ان شاالله جلسه ی پرسش و پاسخ با شهردار در هفته ی آینده انجام خواهد شد و پاسخ سوالات در همین سایت انتشار خواهد یافت.





ن : لردگانی ها
ت : چهارشنبه 4 دی 1392

همه چیز از یک تلفن شروع شد.

تلفنی که بعد از 35 سال زنگش به صدا در آمد و یک تابوی بزرگ یعنی گفتگو با آمریکا شکسته شد.گفتگوی 15 دقیقه ای بین رییس جمهور دو کشور که مقدمه ای برای مذاکره 5 ساعته ظریف وکری بود. بعد از واقعه (گفتگوی 15 دقیقه ای) اکثر رسانه های دنیا به شرح آن پرداختند.

 در این مطلب نیز ما سعی داریم که یک تاریخچه ی کلی و کوتاه و از روابط ایران و آمریکا را بیان کنیم.

کشور آمریکا که از صحنه جنگ جهانی دوم به دور بوده و کمترین خسارات را در بین کشورهای در حال جنگ داشته توانسته بود پس از جنگ خود را به عنوان رقیبی برای دیگر کشورهای استعمارگر معرفی کند. بعد از اشغال ایران در شهریور 1320توسط متفقین سلطنت از رضا شاه به محمد رضا رسید. سران ورهبران متفقین در سال 1322 به ایران آمدند. این سفر که بدون هماهنگی و بدون اطلاع شاه ایران بود.موجب شد که شاه ایران برای دیدار سران وارد عمل شود و راهی سفارت شوروی شود. این اولین توهین این کشورها به  ملت و شاه ایران بود. دراین نشت سران متفقین که به کنفرانس تهران مشهور شد.طرفین ماجرا یعنی سه کشور انگلیس آمریکا وشوروی توافقاتی را برای خروج نیروهای اشغالگر انجام دادند که هرگز به این توافقات پایبند نبودند.

دهه ی اول سالهای سلطنت محمد رضا شاه دو کشور روابط آنچنانی با هم نداشتند.باروی کار آمدن دولت مصدق آمریکا ابتدا از دولت مصدق حمایت میکرد ولی پس از ملی شدن صنعت نفت ایران آمریکا که نگران از احساسات ملی گرایانه در سایر کشورهای خاورمیانه بود با دولت بریتانیا همقدم شد که از ملی شدن صنعت نفت ایران حمایت نکند. آمریکا که نگران از نفوذ حزب توده درایران بود(مصدق به دلایلی دست حزب توده را باز گذاشته بود) و مماشات در مقابل مصدق را  نهایتا پیروزی حزب توده و افتادن ایران در دامان شوروی میدانست. آمریکا با بریتانیا همراه شد ونقشه کودتای ننگین 28را برنامه ریزی کردند (پس از شکست کودتای 25 مرداد1332).واین کودتا را توسط عوامل داخلی(از جمله ارتشبد زاهدی و شعبان جعفری)پیاده کردند.همچنان که پس از ورود شاه به ایران  به کرمیت روزولت گفت:تاج وتختم را از برکت خداوند ملتم ارتشم و شما دارم. این یکی از اولین عملیاتهای بزرگ سازمان جاسوسی آمریکا (سیا) در خارج از خاک این کشور بود.

مصدق قربانی اعتماد به آمریکا شد و دکتر حسین فاطمی(وزیر امور خارجه دکتر مصدق)در آتش کینه ی اشرف و شاه و آمریکا سوخت. چندی بعد از کودتاه یکی از مقامات ارشد آمریکایی طی سفری که به ایران داشت از سوی مقامات ایران نشان دکتری افتخاری گرفت. این کار با قربانی شدن سه یار دبستانی به پای نیکسون همراه بود که نشان از تنفر شدید دانشجویان از دولتمردان آمریکایی بود. پس از کودتاه بسیاری از رهبران حزب توده دستگیر و تعداد زیادی از آنان از کشور گریخته و یا اعدام شدند و به دین ترتیب نفوذ شوروی در ایران بسیار کمرنگ شد و آمریکا خود برای نفوذ در ایران بی رقیب دید اینگونه شد که ربع قرن سیطره ی بی چون و چرای آمریکا در ایران آغاز شد.

در سال 1333قرارداد کنسرسیوم نفتی امضا شد که به گفته ی خود غربی ها هر آنچه که در ملی شدن صنعت نفت از دست دادیم چندین برابرش را به دست آوردیم. در سال 1335سیا به کمک سیرویس اطلاعاتی اسرائیل(موساد) اقدام به ایجاد تشکیلاتی مخوف در ایران به نام ساواک میکند که هر گونه اعتراضی را علیه آمریکا واسرائیل و شاه را در نطفه خفه کند.آموزش افراد ساواک هم بر عهده ی سیا و موساد بود. با رو ی کار آمدن دمکراتها در آمریکا(کندی)اقدام به یکسری اصلاحات در کشورهای تحت نفوذ خود کردند.در این زمان نخست وزیر امینی مامور انجام اصلاحات در ایران بود. شاه که از قدرت گرفتن امینی هراس داشت تصمیم به جلب نظر دولت آمریکا کرد و به همین منظور سفری طولانی مدت به آمریکا گرفت در این سفر شاه امریکایها را قانع کرد که خود میتواند اصلاحات مد نظر آمریکا در ایران را انجام دهد.پس از بازگشت شاه و برکناری امینی شاه اقدام به اصلاحات مد نظر آمریکای کرد.اصلاحات ارضی و انقلاب سفید از جمله ی این اقدامات بود که در کشور مخلفتهای زیادی را به همراه داشت.

در اوایل دهه ی چهل دولت منصور لایحه ای را به مجلس ارائه میکنداوج اعتراضات مردمی و روحانیون را به همراه خود داشت.قانون کاپیتلاسیون سرانجام در مجلس تصویب میشود و مدت کوتاهی بعد حسنعلی منصور توسط شهید بخارایی ترور میشود.شاید تصویب این لایحه نقطه ی عطفی برای انزجار عمومی از دخالت امریکا در ایران شد.اوج اعتراضات را به این قانون را میتوان در سخنرانی کوبنده ی امام خمینی (ره) علیه شاه دید که همگان را از این قانون ننگین مطلع کردند.

با روی کار آمدن هویدا روابط فرهنگی آمرکا با ایران گسترش یافت.هویدا که میخواست دروازه های تمدن را به روی ایرا ن بگشاید هدفی جز تخریب فرهنگ ملی و مذهبی ایرانیان نداشت. که از جمله ی این کارها سرازیر شدن فیلم کتاب مجله و ژورنالهای مد و لباس و..به ایران و سفرهای بازیگران و خواننده ها ی آمریکایی به ایران را میتوان نام برد. بعد از سرخوشی شاه از فروش نفت اقدام به خرید سلاح از آمریکا کرد. آمریکا هم که یک کشور مناسب برا ی فروش سلاح های خود پیدا کرده بود هر روز حجم معاملات  سلاح برای تجهیز ارتش ایران را افزایش می داد.

زمان انتخابات آمریکا فرا رسیده بود شاه ایران اقدام به کمک مالی به یکی از کاندیدای انتخابات کرد دست بر قضا کاندیدای دیگر(جیمی کارتر)پیروز انتخابات شد. کارتر که در سخنرانی های انتخاباتی خود از فروش سلاح به ایران انتقادات فراوانی داشت ودر یکی از صحبت هایش از فروش تجهیزاتی به ایران که هنوز ارتش آمریکا بدان مجهز نشده بود انتقاد بکند. با به روی کار آمدن کارتر  او از وضع حقوق بشر تعداد زیاد زندانیان سیاسی و...انتقادهای فراوانی به شاه کرد و شا را مجبور به انجام درخواست های دولت آمریکا کرد. در یکی از سفرهای کارتر به ایران که مصادف با جشن آغاز سال نو میلادی بود در ایران این جشن را برگزار کردند و هر دو جام شراب سر کشیدند. این برای اولین بار در تاریخ آمریکا بود که رئیس جمور آن کشور آغاز سال نو میلادی را در خارج از آمریکا جشن بگیرد. کارتر در این جشن از شاه به عنوان دوست مورد اطمینان وهمپیمان خود در منطقه نام میبرد. برخی از کارشناسان غربی این کار شاه یعنی شراب نوشیدن در یک جشن مسیحی در یک کشور مسلمان را کاری احمقانه میدانند و نشان از فاصله گرفتن شاه از مردم ایران میدانند.

ادامه دارد.....   




ن : سید عارف دانیالی
ت : سه شنبه 3 دی 1392


اولین مطلب ام را به معرفی روستای برآفتاب شهیدان اختصاص می دهم......

هر چند این روستا به این اسم ثبت شده اما هنوز  آن را با نام ده مش عوض(مشهدی عوضعلی خلیلی مقدم ) می شناسند .این روستا در فاصله 5کیلومتری لردگان،و بین دوجاده لردگان-منج و لردگان-خوزستان قرار گرفته،وجود مزارع کشاورزی در همه اطراف ان زیبایی خاصی به این روستا بخشیده به طوری که در جنوب ان رودخانه و مزارع برنج و در شمال ان مزارع گندم واقع شده است.

تعداد افراد ساکن این روستا حدود 600نفر بوده و هر ساله به علت مهاجرت روستاهای اطراف به این روستا وسعت و جمعیت ان در حال افزایش است ،از نظر شغلی دیگر نمیتوان گفت که اکثرا کشاورز میباشند بلکه تعداد افراد کارمند و فرهنگی این روستا طی 10سال گذشته از تعداد خانوادههای  کشاورز بیشتر شده است.


    




:: مرتبط با: انتخابات مجلس نهم لردگان , روستاها , معرفی مشاهیر , فرهنگی , آسیب های اجتماعی , دل نوشته ها ,
:: برچسب‌ها: ایل جلیل , سجادخلیل مقدم , انتخابات , فرهنگ لردگان , روستای برآفتاب شهیدان , لردگان , لردگانیها ,
ن : سجاد خلیل مقدم
ت : دوشنبه 25 آذر 1392

عدالت در بوستان سعدی

شنیدم که خسرو به شیرویه گفت  
در ان دم که چشمش زدیدن بخفت
بر آن باش تا هرچه نیت کنی
نظر در صلاح رعیت کنی
الا تا نپیچی سر از عدل و رای
که مردم ز دستت نپیچند پای
گریزد رعیت ز بیداد گر  
کند نام زشتش به گیتی سمر
بسی بر نیاید که بنیاد خود
بکند ان که بنهاد بنیاد بد
خرابی کند مرد شمشیر زن
نه چندان که دود دل طفل وزن
چراغی که بیوه زنی برفروخت
بسی دیده باشی که شهری بسوخت
ازآن بهره ورتر در افاق نیست
که در ملکرانی بانصاف زیست
چونوبت رسدزین جهان غربتش   
 ترحم فرستند برتربتش
بدو نیک مردم چو می بگذرد  
 همان به که نامت بنیکی برند



ن : صادق رحیمی
ت : چهارشنبه 20 آذر 1392
 

 



 
جهت اطلاع اا کلیک کنید.

.:: کلیک کنید ::.