تبلیغات
لردگان | لردگانیها

صفخه فیسبوک ما

صفحه ی فیسبوک ما رو لایک کنید

سایت جامع شهرستان لردگان
تحول
سه شنبه 29 اردیبهشت 1394 ساعت 01:53 | نوشته ‌شده به دست لردگانی ها(2) | ( نظرات )
لردگانیها در پی ایجاد یک تحول است و نمی توان با قاطعیت گفت *انقلاب* . تحولی شاید *تکراری* ... می دانید *تحول* به چه معناست؟ تحول یعنی برگشت و انتقال از مکانی به مکان دیگر و یا از زمانی به زمان دیگر.این که ما الان در چه مکان و زمانی هستیم، مهم است. اینکه می خواهیم به کدام زمان و مکان منتقل شویم ، مهم تر است؛ سه حالت برای زمان امکان پذیر است : اولی گذشته و دومی آینده و سومی زمان حال. هم چنین ، مکان مورد نظر و مطلوب نیز دارای چند حالت است که خواهیم گفت. حالت اول ؛ لردگان باید شبیه فلان شهر شود( شهرهایی با موقعیت های شبیه خودمان) ، حالت دوم؛ لردگان باید شبیه کلان شهرهایی مثل اصفهان شود ، حالت سوم؛ لردگان باید طبق روال طبیعی به حرکت خود ادامه دهد. کدام مطلوب است؟
از لحاظ زمان ، ما تنها می توانیم به گذشته خود برگردیم و آینده ساختنی ست و نمی توان گفت کدام آینده خوب است و کدامین بد است؛ چرا که هنوز نیامده است. این که چگونه ساخته شود ، بستگی به عملکرد ما برای ساخت آن است و این خود ماییم که آن را خواهیم ساخت. از طرفی برگشت به گذشته ، به هیچ وجه نخواهد توانست که مشکلات ما را حل کند که عمده ترین مشکل ما طایفه گرایی و به تبع آن کاهش سطح رفاه شهروندی ست و همگی بر این مهم واقفیم که گذشته مان از این بابت بدتر از حال است. به طور کلی در فرهنگ دینی ما بازگشت به عقب به معنی جاهلیت است؛ هرچند باید ابعاد بررسی شود و این نمی تواند یک قاعده کلی باشد. پس به سراغ زمان حال می رویم؛ تنها چاره ما همین است. آینده ای که قرار است ساخته شود ، طرح کلی آن باید و الزاما در زمان حال ، پی ریزی و برنامه ریزی شود.
مطلب مکان؛ همه چیز به صورت نسبی دست به دست هم می دهند تا یک چیز نسبی دیگر ایجاد شود.پس هیچ مطلقی در افکار پریشان ما که آن هم نسبی ست ، وجود ندارد که بتواند با آن خود را ارضا نماید ؛ پس ناگزیر ما همواره در پی یافتن نسبی هایی بزرگتر هستیم تا شاید تا اندازه ای بتواند ما را آرام نگه دارد. چه بسا آن چیزی که ما تصور می کنیم بزرگتر و بهتر است، به گونه ای موجب پشیمانی ما در آینده ، به دلیل انتخاب نادرست آن شود.


ادامه دارد...

عید آمد
دوشنبه 18 اسفند 1393 ساعت 17:45 | نوشته ‌شده به دست لردگانی ها(2) | ( نظرات )
این مطلب را یکی از عزیزان همشهری برای ما ارسال کرده اند، با توجه به محتوای زیبای آن و از طرفی مناسبت داشتن با این ایام سال، آن را در لردگانیها قرار دادیم تا شاید گره گشای برخی مسائل باشد. از همشهری عزیزمان(که قبول نکردند اسمی از ایشان درج شود) سپاس گزاریم...


عید آمد...

قبلا همیشه منتظر عید بودم...هنوز هم هستم ... اما انتظاره الان من با انتظار دوران کودکی ام تفاوت دارد. قبلا از فقر و این که شرمندگی پدر چه معنایی دارد و چه احساسی است بی خبر بودم...

دوستان همشهری نمی دانم چقدر از اوضاع اقتصادی همشهریان دیگر اطلاع دارید ؟ نمی دانم از کارگران فصلی چه میزان اطلاع دارید؟ از کشاورزان با توجه به خشکسالیهای اخیر خبری دارید؟ نمی دانم می دانید یا نه که کار و درآمد برای این قشر بسیار کم شده است!؟ و حتما می دانید که قشر اعظمی از مردم شهرستان ما را این عزیزان تشکیل داده اند. حال خود را به صورت فرضی جای این بزرگواران قرار دهید! با بی پولی در این ایام ؛کودکان که نمی دانند همه از پدرانشان انتظار دارند و متاسفانه سطح توقعات و انتظارات بسیار بالا رفته ولی درآمدها زیاد نشده حال شما چه می کنید؟ خداوند هیچ پدری را شرمنده فرزندانش نکند!!

تاکنون ایا کنار کودکانت نیمه شب آشفته خفتستی؟

تاکنون حتی برای تکه نانی پیش فرزندان خود شرمنده بودستی؟

کجا پای تو تا زانو به گل بودست؟

شبانگه ناله دهقان پیری را که می گرید شنیدستی؟

با هزینه های بالایی که متاسفانه خود مردم برای مخارج عید تراشیده اند فشار روانی که به والدین وارد می شود برای برآوردن این خواسته ها؛ بر خود لازم دانستم راه کار  و راه حلی ارائه دهم که از این فشارها و استرسها کم شود باشد مقبول افتد  و ما ولو شده برای خانواده های خود این کار را انجام دهیم شاید که دیگران نیز بیاموزند.

دوستان همشهری باتوجه به اینکه ایام فاطمیه نیز در اوایل فروردین 94 می باشد اگر ما به خانواده های خود و آشنایان بگوییم حرمت این ایام را نگه دارند و مثل هر سال عید نگیرند ولو به عنوان بهانه باشد عده ای می پذیرند.حواسمان باشد این یادآوریها برای آن است که پدران مان بیش از پیش ناراحت نباشند و نشوند.

عید ما ایرانیها بسیار حرکت مناسب و متناسبی است این که در این ایام صله رحم به اوج خود می رسد دوستی ها ، یاداوری های گذشته، دورهم نشینی ها و... بسیار دل نشین و خوشایند و شادی آور است. ولی با تجملی کردن این مراسمات خود جلوی شادی های آن را گرفته ایم.

پیشنهاد دیگر آن است که به خانواده ها ولو مشکلی برای تامین این تجملات!! نداشته باشند پیشنهاد بدهیم برای فهمیدن حال آن عزیزانی که نمی توانند مثل ما این تجملات را فراهم کنند  از خرید به مثل سالهای گذشته خود داری کنند.

همچنین در همه اقوام و آشنایان ما بوده و هستند افرادی که توانایی خریدهای آنچنانی ندارند با نخریدن ما ، این عزیزان شرمنده نمی شوند به خانه های ما بیایند چون می دانند در این خانه قرار نیست خانواده اش بهانه بگیرد فرزندانش بهانه بگیرند که مثلا خانه فلانی و خرید عیدشان فلان بود یا ... خدایی همکاری کنیم این عید پدرانمان شاد باشند نه فقط خوشحالی ظاهری داشته باشند.

در صورتی که خانواده هایمان پیشنهادهای بالا را نپذیرند البته احتمال آن کم است چراکه خود خانواده های مرفه یا متوسط روبه بالا درک می کنند  مثلا برادرشان یا پسرعمویشان یا... توانایی ندارند مثل آنها باشد و رعایت حال آنها را خواهند کرد یک پیشنهاد دیگر می توانیم بدهیم این است خودمان تحریم!! کنیم یعنی از اجیلهای عید استفاده نکنیم. یعنی این مدت اگر ما اجیل مصرف نکنیم اتفاق خاصی نمی افتد ولی باتوجه به دانشجو بودنمان خواهند پرسید چرا استفاده نمی کنید؟ و شما علت را توضیح دهید ؛ به عمق تفکر و منش شما پی خواهند برد و حتما  تاثیرات خود را خواهد گذاشت . چه خوب است که این فرهنگسازی قبل از عید انجام شود تا در عید شاهد ناراحتی والدین نباشیم...

چندین روستا در شهرستان تصمیم گرفته اند که این حرکت را انجام دهند با روشهای مختلف

بعضی روستاها همه باهم پیمان می بندند که خرید عید نداشته باشند و به این ترتیب همه یکسان هستند و خانواده های کم بضاعت ، دیگر نگران این نیستند که ندارند!!! و در رفت و آمدهای ایام عید فقط با میوه از مهمان خود پذیرایی می کنند.

بعضی روستاها قرار گذاشتند که در روز عید همه با هم در حسینیه و مسجد جمع شوند و دیدار عیدانه خود را آنجا داشته باشند و به این ترتیب جلوی خریدهای انچنانی را بگیرند.

پیشنهادات حقیر در سطح کوچک خانواده و فامیل قابل اجراست و اگر خواننده ای توان و قصد آن دارد که کاری بزرگتر انجام دهد هم می توانند از راه های امتحان شده استفاده کند و هم اینکه راهی نو دراندازند...

ولی در هرصورت یادمان باشد...


تاکنون ایا کنار کودکانت نیمه شب آشفته خفتستی؟

تاکنون حتی برای تکه نانی پیش فرزندان خود شرمنده بودستی؟

 کجا پای تو تا زانو به گل بودست؟

شبانگه ناله دهقان پیری را که می گرید شنیدستی؟





یک نامه سرگشاده!!
جمعه 15 اسفند 1393 ساعت 09:32 | نوشته ‌شده به دست لردگانی ها(2) | ( نظرات )

 

یکی از دوستان همشهری که خودش رو دغدغه مند میدونه،برای ما این مطلب را ارسال کرده... قضاوت در مورد اون را به شما می سپاریم.هرکس در این زمینه ایده ای موافق یا مخالف داره، برای ما بنویسد تا دو کلام حرف منطقی! زده شود...اگر مطالبی با این مضامین دارید برای ما ارسال کنید تا با اسم خودتان در قالب یک مطلب مجزا منتشر کنیم و در باب آن به بحث بنشینیم...



با سلام به دوستان پرانگیزه و فعال لردگانیها

در دو سه سال گذشته به صورت پراکنده مطالب سایت رو دنبال میکردم و خوشحالم که شور و اشتیاق فراوان در شما و دوستان برای تغییر وجود دارد و بالاخره تصمیم گرفتم در این حرکتی که شما در پیش گرفتید اگر بتوانم کمکی انجام دهم، در اولین گام مطلب زیر را که بخشی از دغدغه های این روزهای منه میفرستم تا در صورت صلاحدید در سایت درج کنید تا شاید زمینه بحث و تفکر بیشتری در این زمینه شود.

موفق و موید باشید

وحید خورشیدی

 

داشته‌هایمان را مراقبت کنیم...

زیاد گفته‌ایم و شنیده‌ایم از مشکلات و گرفتاری‌های منطقه‌مان، از عقب‌ماندگی اقتصادی، انحطاط فرهنگی، قبیله‌گرایی و تعصبات کور، عدم توسعه صنعتی، مسئولین نه چندان لایق و از نخبگان مهاجرت کرده و یا در حاشیه مانده، و به پیشرفت شهرها و استان‌های دیگردر این زمینه‌ها غبطه خورده‌ایم، حتی برایمان عقده‌های فروخفته‌ای شده است و در جمع‌های تحصیلکرده شهرستان اولین کلام انتقاد از وضع موجود و دومین حرف لزوم تغییر است. حرفی نیست، مشکلات زیادی در منطقه لردگان وجود دارد و اینکه انگیزه تغییر در جوانان شهرستان وجود دارد فرصتی است که باید مغتنمش شمرد و حتی باید کمک کرد تا این انگیزه‌ها منسجم شده، جهت پیدا کرده و به ثمری برسند که انگیزه وجود سایتی مثل لردگانی‌ها هم کمک به این روند به نظر می‌رسد ولی مسئله‌ای که شاید کمتر به آن پرداخته شده این است که در کنار این مشکلات و عقب‌ماندگی‌ها و نقاط منفی، چه محاسن و فرصت‌هایی در شهرستان وجود دارد و در تحولی که جوانان و دلسوزان لردگان بدان می‌اندیشند قرار است چه اتفاقی بیافتد و لردگان ایده‌آل آن‌ها چگونه خواهد بود، آیا توسعه صنعتی مثلاً ایجاد چند کارخانه صنعتی اعم از سیمان، پتروشیمی، نیروگاه و ...، گسترش تحصیلات عالی و یا انتخاب نماینده‌ای لایق و به دور از تعصبات قومی، وجود جاده‌های چهاربانده استاندارد که دیگر براحتی قاتل جان کسی نشود، این ایده‌آل است، آیا به این فکر کرده‌ایم که در گیر و دار این روند شبه توسعه (که تجربه تکراری بسیاری از مناطق کشور ما و دیگر کشورهای شبیه ماست) وضعیت کشاورزی سابقاً پررونق و در حال حاضر در معرض بحران لردگان، خانمیرزا و فلارد چه خواهد شد، جلوه‌های طبیعی بی‌نظیر سه دهستان چه سرنوشتی پیدا می‌کنند. آلودگی هوا به چه میزان خواهد رسید، بر سر آداب و رسوم زیبایمان چه خواهد آمد؟ روابط گرم قومی و خانوادگی به چه نحوی تغییر می‌کنند؟ آیا ایده‌آل ما منطقه و شهری است، صنعتی، با امکانات ورزشی، آموزشی و ... فراوان و در عین حال همراه با دود و دم و ترافیک و خانه های قوطی کبریتی و خانواده‌های کوچک هسته‌ای دور از هم و با مشکلات گره خورده در هم زیست محیطی.... ایده‌آلی که امروز بسیاری از کسانی که از آن بهره‌مندند به فرار از آن می‌اندیشند؟ اشتباه نشود من مخالف پیشرفت حتی از نوع صنعتی‌اش نیستم ولی فکر می‌کنم پیشرفت پایدار لردگان در مهاجرت جوانان از روستا به شهر و تعطیلی کشاورزی و یا سپردن آن بدست پیران کم‌توان و بدون انگیزه و ایجاد کارخانه و سد و نیروگاه و پتروشیمی نیست، به نظر من در حال حاضر حتی اینکه چه کسی نماینده مجلس، فرماندار و یا شهردار باشد چندان اهمیتی ندارد. پیشرفت لردگان در پیشرفت ذهن و اندیشه مردم آن است و این شعار نیست که اگر شعار هم باشد، شعار بدی نیست. اگر این پیشرفت فکری صورت بگیرد، نه تنها بسیاری از مشکلات فرهنگی سه دهستان حل می‌شود، بلکه ذهن‌ها به سمت استفاده از امکانات و پتانسیل‌های موجود رفته و جوانان روستا به جای مهاجرت به شهر و خارج استان، کشاورزی خود را بهینه و یا حتی مکانیزه می‌کنند. کارگاه‌های کوچک درست می‌کنند، با هم جمع شده شرکت‌های تعاونی تولیدی، خدماتی و یا تجاری درست می‌کنند و خود، خانواده و روستای خود را توانمند می‌کنند و وقتی مردم توانمند شوند، مسئولین توانمندی نیز طلب می‌کند و این مسئولین توانمند هم به همراهی مردم توانمند زیرساخت‌ها را روز به روز بهتر خواهند کرد.

نگرانی من از این است که مثلاً 20 سال دیگر نخبگان لردگان در حسرت از دست دادن داشته‌های گذشته‌شان به بهای بدست آوردن توسعه‌ای نیم‌بند و کاریکاتوری که محاسنش در مقابل تبعات ویرانگرش هیچ به نظر میرسد حسرت بخورند و سودای بازگشت به گذشته را داشته باشند.

مسئله سه دهستان نداشتن کارخانه، پتروشیمی، راه مناسب و نماینده لایق نیست، حداقل مسئله اصلی اینها نیست. تمرکز کار باید بر ذهنیت و نگرشمان باشد که اگر ذهن های توسعه یافته‌ای داشته باشیم، پیشرفت مناسب و متناسب با پتانسیل‌های بومی و شرایط زیستی منطقه، خود به خود تحقق پیدا خواهد کرد و سایت لردگانیها که تلاش می‌کند خود را فراتر از یک سایت معمولی و به عنوان یک حرکت اجتماعی با صبغه دانشجویی مطرح کند باید تغییر ذهنیت مردم به خصوص نخبگان آن‌ها به سمت حفظ داشته‌هایمان و حرکت به سوی پیشرفت بر اساس همین داشته‌ها را وجهه اصلی همت خود قرار دهد.

کوه نتواند شدن سدِ رهِ مقصود مرد

همت مردان برآرد از نهادِ کوه، گَرد

 

 


بازدید رییس دانشگاه از لردگان...
دوشنبه 4 اسفند 1393 ساعت 23:34 | نوشته ‌شده به دست کارگروه بهداشتی | ( نظرات )

بازدید معاون سیاسی امنیتی استاندار و رئیس دانشگاه علوم پزشكی استان از مراكز بهداشتی درمانی لردگان

معاون سیاسی امنیتی استاندار به همراه رئیس دانشگاه علوم پزشكی استان، از مراكز بهداشتی درمانی و بیمارستانهای در حال احداث و بهره برداری لردگان و فلارد دیدن كرد.

دكتر مرادی گفت: نگاه و هدف ما در بازدید از مراكز بهداشتی درمانی و بیمارستاهای در حال احداث در لردگان و فلارد اینست كه براساس بررسی های دقیق و كارشناسی بتوانیم نیازهای اساسی مردم را شناسایی كنیم و همچنین با فراهم كردن بسترهای مناسب سبب برداشتن گامی در راستای ارتقاء بهداشت و درمان و تسهیل گری در این حوزه ها بشود.

وی افزود: علاوه بر ارائه خدمات مطلوب درمانی به افراد كه از اهداف مهم است، پس از آن در مرحله اول باید به سمت و سویی حركت كنیم كه فرهنگ و سطح سواد سلامت مردم را افزایش دهیم؛ لذا مسئولین شهرستان موظفند با هماهنگی های بسیار جدی، همكاری های بین بخشی برای ارتقاء سطح سواد سلامت و پیشگیری از ابتلا به بیماری ها را بالا برده تا سلامت روح و جسم مردم تامین شود.

وی در سفر به لردگان، همچنین با حضور در بیمارستان، كلینیك تخصصی و درمانگاه این شهر از نزدیك مشكلات مردم و میزان رضایت و عدم رضایت آنان را از خدمات بهداشتی درمانی مورد بررسی قرار داد.

مصاحبه با ریاست(سرپرست) بیمارستان سیدالشهدا لردگان 2
سه شنبه 28 بهمن 1393 ساعت 00:10 | نوشته ‌شده به دست کارگروه بهداشتی | ( نظرات )
در این قسمت ادامه  مصاحبه با سرپرست بیمارستان شهرمون رو آوردیم...

امیدوارم قسمت دوم این مصاحبه رو نیز بخونید و همونطور که در پست قبلی گفتیم 

پیشنهادات سازنده خودتون رو برامون بفرستین تا انشاالله با کمک همدیگه بتونیم به

پیشرفت شهرمون کمک کنیم...


همیشه دنیا یکجور نمی ماند ؛ چه بسیار مللی بودند که در طول تاریخ به همت مردان و زنانی بزرگ از فرش به عرش رسیدند .

لردگان امروز ما هم  از این قاعده مستثنی نیست .و جوانان این شهرهم ،کم شخصیتی نیستند

شک نداریم روزی لردگانمان را آنطور که دوست داریم خواهیم دید...

به امید فردایی روشن برای لردگان و لردگانیها...


بریم ادامه مطلب...

ادامه مطلب
مصاحبه با ریاست(سرپرست)بیمارستان سیدالشهدا لردگان 1
سه شنبه 28 بهمن 1393 ساعت 00:09 | نوشته ‌شده به دست کارگروه بهداشتی | ( نظرات )

رعایت بهداشت و توجه به مسایل بهداشتی از اولویتهای هر خانواده و جامعه است.افراد در خانواده و به تبع آن در اجتماع و بخصوص مدیران نقش مهمی در این زمینه دارند . به همت دانشجویان لردگانی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان با سرپرست بیمارستان شهدا لردگان مصاحبه ای در خصوص مسایل بهداشتی و مشکلات و موانع و... انجام شده است. ابتدا مقدمه ای از گروه لردگانیها و فعالیتهای ان برای مدیریت بیمارستان خانم دکتر غلامپور شرح داده شد و سپس  با ایشان مصاحبه کردیم.تقاضامندیم  مصاحبه را به صورت کامل و دقیق بخوانید و نظرات و پیشنهادات و انتقاداتتان را بیان بفرمایید تا چراغ راهی شود برای برنامه های بعدی کارگروه بهداشت و درمان گروه لردگانیها...

بخاطر حجم زیاد متن مصاحبه مجبور شدیم در دو پست مجزا مصاحبه رو انتشار بدیم...

بریم ادامه مطلب...

ادامه مطلب
همایش
شنبه 18 بهمن 1393 ساعت 09:38 | نوشته ‌شده به دست کارگروه آموزشی | ( نظرات )

در راستای رسالت جدید لردگانی ها یعنی ؛ بررسی تخصصی مسائل و مشکلات شهرستان ، دومین کارگروهی که تشکیل شده کارگروه آموزشی است. حیطه فعالیت این کارگروه گسترده می باشد؛ اقدام به برگزاری همایش های تحصیلی و برنامه ریزی درسی،ارائه طرح های مناسب به آموزش و پرورش در راستای افزایش سطح فرهنگی-آموزشی دانش آموزان،استعداد یابی دانش آموزان برتر با کمک مدارس به منظور بروز توانایی های آنها به ویژه در حیطه علمی. همان طور که در پست های قبل ذکر شد در همه کارگروه ها کلیه فعالیت ها با هدف بستر سازی بر مبنای فرهنگ سازی در راستای همگانی شدن این اصل انجام میشود. لذا در این کارگروه نیز ما پایه کار خود را بر اصول فرهنگی نهاده ایم.ابزار فرهنگی برای رسیدن به آموزش کارآمد ،لازم و حیاتی است. کمااینکه دو مقوله ی فرهنگ و آموزش جدای از یکدیگر نبوده و در طول و راستای هم قرار میگیرند.

بریم ادامه مطلب...

ادامه مطلب
چنتا مطلب!
چهارشنبه 1 بهمن 1393 ساعت 14:23 | نوشته ‌شده به دست لردگانی ها(2) | ( نظرات )

سلام

چنتا مطلب هست که خدمتتون عرض می کنم :

1- نظرسنجی جدیدی نوشتیم و انتظار داریم همه عزیزان در امر جمع آوری نتایج به ما کمک کنند؛لطفا نظر خود را ثبت کنید.

2-با همت عزیزان دانشجو، چند ماهی است که تعدادی از دانشجویان فعال و دغدغه مند شهر،اقدام به فعالیت در زمینه های کنکور و مشاوره برای دانش آموزان کرده و به صورت کاملا منسجم و داوطلبانه،برای کمک به آن ها و حل مشکلات آموزشی آنان قدم بر می دارند. در باب اهداف کار و اهمیت این موضوع و اقداماتی که انجام داده و یا خواهند داد،این گروه برایمان خواهند نوشت. مطالب کلی در قالب «کارگروه آموزشی» در این سایت درج خواهد شد و جزییات نیز در وبلاگ این گروه موجود است.lordsc.mihanblog.com

3-چند روز پیش نامه ای برای رییس شورای شهر نوشتیم و برایشان نوشته ها و نانوشته ها و حرف های دلمان را زدیم... ایشان نیز به صورت صریح،راستای حرکت محورشان را برایمان روشن کردند...

بریم ادامه مطلبو ببینیم...

ادامه مطلب
اهداف...فراخوانی
چهارشنبه 17 دی 1393 ساعت 15:00 | نوشته ‌شده به دست لردگانی ها(2) | ( نظرات )

"لردگانیها با همت  تبدیل به کانونی خواهد شد که همه ی کسانی را که به نوعی با این شهرستان و با این نام ربط و نسبتی دارند،به هم و به این شهرستان متصل خواهد نمود تا گام های بزرگی برای اعتلای آن بردارند.منظور از کانون،کانون ارتباطات و همفکری و تبادل نظر است که از نظر ما بهترین نیاز ما در حال حاضر همین است..."

"لردگانی ها" یک شخص نیست،یک تفکر است؛یک تفکر است درچندین جسم ،که هر یک کلمه ای را به رقص درمی آورند تا با هماهنگی آن ها جمله ای زیبا هم خوانی شود:"به امید فردایی روشن برای لردگان و لردگانی ها"

در رسالت جدید همه لردگانی ها می نویسند و همه یک دغدغه دارند وهمه در یک محور عمل می کنند؛«جمع» در اصل قرار می گیرد و «فرد»،فرع است و باید تابع «جمع» باشد؛چرا که «جمع» چیزی جز حق نخواهد گفت.

در رسالتی که پایان یافت،اغلب موانع و مشکلات پیش روی یرای پیشرفت شهر،شناسایی و تا حدود زیادی چاره جویی شد اما برطرف نشد...

این بار با هدف بستر سازی بر مبنای فرهنگی در راستای همگانی شدن این اصل وارد عرصه شده ایم.در اولویت قرار گرفتن این اصل بر همگان مبرهن و روشن است؛چرا که اگر رذایل فرهنگ(تعصب،طایفه گرایی،بی قانونی...)به افراد جامعه (که عموما رعیت هستند)شناسانده شود و ایشان به آگاهی از حقوق خود برسند و سعی در برطرف کردن آنها کنند،دیگر هیچ نیازی به جدل با سیاسیون نخواهد بود و یک حرکت همگانی (جنبش) در راستای مطالبه گری ایجاد خواهد شد...

این بار دیگر از تصادفات نمی نویسیم،از زد و خورد های طایفه های مختلف نمی گوییم...این بار فقط تحلیل می کنیم،چاره جویی می کنیم و تا حد امکان به دنبال حل آنها گام بر می داریم. «کار گروه های تخصصی» تشکیل خواهیم داد و به تحلیل تخصصی می پردازیم؛تا حدودی همراه با عمل... سعی می کنیم از زیاده گویی و پراکنده گویی پرهیز کنیم و روحیه ی مطالبه گری را در خود تقویت کنیم...

-اعضای هر کارگروه تخصصی بر اساس رشته تخصصی شان در همان حیطه مشغول به کار خواهند شد.

-از آنجا که مبنای همه ی فعالیت ها فرهنگی خواهد بود،همه ی مطالب و محتوا باید به دور از هرگونه جهت گیری سیاسی و یا تخریب چهره ی مسئول خاصی نگارش شود.

در این راستا، کارگروه بهداشت و سلامت در حیطه ی مسائل سلامت شهرستان بر اساس همان اصل فرهنگ سازی فعالیت خود را آغاز کرده و اقدامات و گزارش های خود را اطلاع رسانی خواهد کرد...

از همه ی کسانی که این مطلب را خوانده اند و می دانیم که اغلب دانشجو،فارغ التحصیل ویا مسئول اند و از طرفی می دانیم همه دغدغه مندند، تقاضای همکاری صمیمانه و مساعدت برادرانه داریم.

«به سمتتان آمده ایم که دلگرممان کنید...»

برایمان از دغدغه هایتان بگویید...                                    lordeganiha@yahoo.com


"به امید آن روز که همه آگاهان،دغدغه مند شوند..."


پایان آغاز... آغاز پایان
یکشنبه 14 دی 1393 ساعت 15:09 | نوشته ‌شده به دست لردگانی ها(2) | ( نظرات )

می دانی! یک وقت هایی باید رفت. باید بروی تا بمانی؛ اینجاست که بهترین «ماندن» ، «رفتن» می شود.

این پایان رسالت عده ای بود که اکنون دیگر نیستند.آنها نوشتند و نوشتند اما قلم خود را به بیگانه نفروختند؛

چرا که قلم توتم آن ها بود و آدمی توتم خود را به بهای ناچیز مادی نخواهد فروخت.

آن ها آنقدر نوشتند که حداقل اندوخته ای که برایشان داشت و جاوید خواهد شد،

آن است که جای پای خود را چنان محکم کرده اند که از هرگونه لغزشی مصون خواهند ماند.

آنقدر نوشتند که دل کندن برایشان مشکل شد و ترک عادت نوشتن برای آن ها همچون دردی شد که

هرگز علاج نمی یابد. دردی که اکنون تا اعماق وجودشان رخنه کرده و جز تحمل و سوختن و ساختن با این درد،

راهی پیش رویشان نگذاشته است.

هر گروهی روزی از هم پاشیده می شود و زمانش برای انجام رسالتش به پایان می رسد و اسمش خواهد ماند،

اگر، سنگ بنایی محکم برای بعد از خود به یادگار گذاشته باشد.

«آغاز رسالتی دیگر»، دستاورد سفر ما به تهران بود. در این سیر، رسالت از «پایتخت سیاسی» به

«پایتخت فرهنگی» انتقال یافت. شایدهیچ کدام از ما تصورش را هم نمی کردیم که «صادق» را بشود از

«پاره تنش» جدا کرد  و او امانتی بس بزرگ را تنها با جمله ای کوتاه به ما ودیعه داد...

«... سلام منو برسون به چروکای پشت پلک و چرک کارو...دست بابا ...پینه بسته حالا...» 

و یاسر که فقط ... «می رفت اشک از پی اشک و من ...»

مردان بزرگ آنقدر محجوب اند که فقط سیاهی شب قادر به دیدن اشک های خونین آن هاست و

هیچ نعتی از بشریت قادر به تحسین و تمجید افکار بزرگشان نیست و نخواهد بود.

آن ها رفتند ولی «امید»شان همواره هست.«امید»ی که لااقل می شود خودمان را

با گرمای آن ، دل گرمی بدهیم و با نور آن مسیر را بهتر بشناسیم و موانع را بهتر بزداییم.

همان «امید»ی که محور رسالتشان بود؛ «به امید فردایی روشن برای لردگان و لردگانی ها»

«حرکت رسالت جدید» بر همان مسیر محور رسالت پایان یافته خواهد بود.

افکار و نویسندگان جدید و مبتدی ولی پردغدغه آمده اند تا گره گشا باشند.به یقین هر رسالتی برای

تبیین و تایید افکار خود و گره گشایی موثرتر ، نیاز به اتخاذ رویکردهای نو و تازه تر دارد.


این یک آغاز پایانی ست...


 


پایان رسالت لردگانی ها.....
دوشنبه 8 دی 1393 ساعت 17:10 | نوشته ‌شده به دست | ( نظرات )

لردگانیها با همت شما تبدیل به کانونی خواهد شد که همه کسانی را که به نوعی با این شهرستان و این نام ربط و نسبتی دارند به هم و به این شهرستان متصل خواهد نمود تا گام های بزرگی برای اعتلای آن بردارند. منظور از کانون، کانون ارتباطات و همفکری و تبادل نظر است که از نظر ما مهمترین نیاز ما در حال حاضر همین است.

هر گروهی دورانش روزی به پایان می رسد و لاجرم باید جای خود را به افراد جدید و البته بهتر و پر انرژی تر بدهند... 

حرف های ما هنوز ناتمام... تا نگاه می کنی وقت رفتن است... 

با همان سادگی و حرف هایی که آمدیم، می رویم. والبته افتخار می کنیم که جز برای لردگانمان ننوشتیم 

و قلم مان را به بیگانه نفروختیم که بیگانه شخص است و مسائل و منفعت های شخصی

قلم توتم من است ، توتم ما است ، به قلم سوگند ، به خون سیاهی که از حلقومش می چکد سوگند ، به رشحه خونی که از زبانش می تراود سوگند ، به ضجه های دردی که از سینه اش برمی آید سوگند ... که توتم مقدسم را نمی فروشم ، نمی کشم ، گوشت و خونش را نمی خورم ، به دست زورش تسلیم نمی کنم ، به کیسه زرش نمی بخشم ، به سرانگشت تزویرش نمی سپارم ، دستم را قلم می کنم و قلمم را از دست نمی گذارم ، چشمهایم را کور می کنم ، گوشهایم را کر می کنم ، پاهایم را می شکنم ، انگشتانم را بند بند می برم ، سینه ام را می شکافم ، قلبم را می کشم ، حتی زبانم را می برم و لبم را می دوزم ...

اما قلمم را به بیگانه نمی دهم ... 

آرشیو سایت برای همیشه در تاریخ لردگان ثبت خواهد شد

در بالا نویسندگان سابق معرفی شده اند و در سمت چپ آرشیو موضوعی مطالب و چهل ماه دلنوشته های لردگانی ها در مورد لردگانشان آمده است... 

آینده روشن است... 


            http://static.mihanblog.com//public/user_data/user_files/212/634169/kl.jpg


شهرداری لردگان و استعفای شهردار....
شنبه 6 دی 1393 ساعت 20:29 | نوشته ‌شده به دست لردگانی ها | ( نظرات )
براستی در شهر ما چه خبر است؟ 
مطلب رییس شورای شهر را خوانده اید؟ 


حرف های شهردار را در شبکه های اجتماعی خوانده یا شنیده اید؟!!

در این قسمت نظر آقای پرویز حسنی رئیس شورا درمورد استعفای شهردار را قرار دادیم.
سایت لردگانیها آمادگی دارد نظرات دیگر اعضای شورا را نیز انتشار دهد.


     و اما هدف ما از شروع و ادامه این بحث:
ما می خواهیم از همه این مسائل برای آینده درس گرفته شود... 
هدف این است که در انتخاب شهردار بعد دقت صورت گییرد... 
هدف این است که در محاسبات اعضای شورا و نگاهشان به مسائل شهر تفاهم ایجاد شود و صرفا و صرفا فقط و فقط دید کلان نسبت به شهر و آینده آن داشته باشند.... 
و می خواهیم شهروندان لردگانی بیش تر بر کار ادرات نظارت کنند
و می خواهیم بگوییم ما به عنوان شهروندان حق داریم در جریان ریز امور قرار بگیریم و نه کلی گویی و نسبت دادن اتهام به همدیگر که قابل اثبات نباشد... 
شهروندان می خواهند بدانند چرا شهردار انتخاب شد؟ چه معیارهایی داشت؟چه برنامه هایی؟ 
چرا استعفا داد؟ چرا با استعفایش سریعا موافقت شد؟ کدام کارهایی که باید انجام می داد را انجام نداد و کدام که نباید را داد...؟ 
می خواهیم گذشته را تفسیر کنیم تا چراغ راه آینده باشد و ان شاالله به اعضای شورا در ادامه ی راه کمکی کرده باشیم. 
و اگر خود اعضای شورا نظر بدهند تا اتفاقات روشن تر شود قطعا نشان دهنده عزمشان برای پیشرفت شهرستان می باشد. 
شما خوانندگان محترم هم با نظراتتان به اعضای شورا و کلا مسئولان شهرستان کمک کنید. 
یا علی. 




گام اول شناخت ابعاد دقیق مشکلات است...
چهارشنبه 3 دی 1393 ساعت 21:25 | نوشته ‌شده به دست دکتر صادق کریمی | ( نظرات )

از آنجایی که حل هر مسأله و مشکلی نیازمند شناخت دقیق ابعاد مختلف آن مسأله به صورت علمی است، لذا در صورت ناشناخته ماندن، آن مسأله به هیچ وجه قابل حل شدن نیست ...

اگر هم به صورت تصادفی حل شود، مطمئناً در درازمدت برای ما مشکل آفرین خواهد بود و چه بسا چرخه ای از مشکلات بوجود آورد که غیر قابل حل باشند. ما از این مشکلات عمده تحت عنوان بن بست های فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و سیاسی یاد می کنیم.
در صورت مواجه شدن با چنین سیکل های باطلی، اولین گام برخورد علمی با آن و شناخت دقیق ابعاد مختلف آن است. به عبارت بهتر بایستی راه نفوذی در این چرخه به عنوان سر نخ پیدا کرده و از همین طریق ناشناخته ها و ارتباط بین عناصر مختلف این چرخه را شناخت. بدون شک فرآیند شناخت در قبل تحقیقات علمی و پژوهشی قابل انجام است. 


به فراخور مشکلات هر منطقه ای می بایست هم و غم دانشجویان و اساتید و پژوهشگران آن دیار که دلسوزان واقعی آن منطقه هستند، شناسایی و اشکارسازی کنه آن قضایا و ابعاد مختلف مسائل باشد. تا مادامی که این عمل آغاز نگردد، همچنان بخش های مختلف یک منطقه درگیر بن بست های فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی خواهد بود. هیچ سیستم مدیریتی بدون اتکاء به نظرات کارشناسان علوم مختلف، قادر نیست برای یک منطقه برنامه ریزی مثمر ثمری ارئه نماید. 
استان چهارمحال و بختیاری و خصوصاً شهرستان لردگان، همواره با یکسری چالش ها و بن بستی های حل نشده ای روبروست که تاکنون هیچ سیستم مدیریتی نتوانسته این معضلات را حل نماید و برای آنها برنامه ریزی دقیق و حساب شده ای ارائه دهد. اگرچه اقدامات دست و پا شکسته و چه بسا دلسوزانه برخی از آنها در کوتاه مدت مشکل گشا بوده است، اما همچنان اصل این بن بست ها پا برجا بوده و همچنان باعث زجر و مرارت مردم این دیار بوده و هست.
این رسالت بر عهده طبقه تحصیل کرده شهرستان لردگان است که در شناخت ابعاد مختلف مشکلات این شهرستان بکوشند و مردم را در این راه راهنمایی نموده و مسائل و مشکلات را برایشان روشنگری نمایند و اگر ما از زیر بار چنین مسئولیتی شانه خالی نماییم، بدون شک ادامه این فرآیندهای بسته، گریبانگیر نسل های آینده ما خواهد شد و آیندگان ما را لعنت خواهد کرد.




گلچین نظرات مردم لردگان در سایت "سال 90 نیمه دوم"
یکشنبه 23 آذر 1393 ساعت 12:29 | نوشته ‌شده به دست لردگانی ها | ( نظرات )
شاید خواندن نظرات  سه سال پیش مردم و بازدیدکنندگان سایت برایتان جالب باشد و البته جالب تر برای نویسندگان این نظرات که نامشان در آرشیو نظرات محفوظ است...! 
...... 
تا كی تاسف بخوریم از تعصب؟
تا كی ناراحتی قشر تحصیل كرده را كسی نمیفهمد!
دیشب عده ای از نا اهلان طرفدار یكی ریختند به ستاد اون یكی !برای چه؟
. ........ 
اولا که اگر خوب دقت کنید این افراد بازدید کننده همه تکراری اند و دوم اینکه همه در بیرون شهرستان اند و کاری با آنچه در شهرستان می گذرد ندارند. سوم آنکه بیشترشان این راه را که ما می رویم رفته اند.
انجمن دانش جویان لردگانی مقیم تهران از سال 80 تشکیل شد و هر سال یک یا دوبار با هم جلسه داشته ایم ولی واقعا تاثیری بر شهرستان یا پیشرفت فرهنگی نداشته یا در حد صفر بوده است. به همین خاطر من و چند نفر از دوستان دیگر از سال 87 کانون دانش جویان و دانش آموختگان شهرستان لردگان را تشکیل داده ایم و حتی از وزارت کشور مجوز نیز دریافت کرده ایم ولی به جز در یک مورد که همایشی در سالن ارشاد لردگان داشتیم، بقیه ی جلسات و گردهمایی های علنی ما را لغو کرده اند و اجازه ی برگزاری ندادند و بنابراین فرصت بحث و بررسی مسایل کل شهرستان را هم از ما گرفتند.
. ........ 
تو سرویس های ولووی لردگون به ست اصفهان و تهران با وجود کرایه ی حالا نگیم بالا قانونی هیچ تغذیه ای داده نمیشه! درسته که شاید موضوع ساده ایه! و مهم نیست ولی یه نشانه است که مردم چون نمیدونن حقشونه و دارن پولشو میدن هیچ اعتراضی نمی کنن!

و همین راننده ها وقتی بین راه از اصفهان مسافر میزنن به اونا تغذیه میدن چون میدونن که یه اصفهانی از حق و حقوقش مطلعه ولی همشهریاش نه!
......... 
به نظر من مردم باید از حقوق شهروندیشون آگاه شن. اگه این اتفاق صورت بگیره میتونن برای خواسته هاشون برنامه ریزی کنن و در جهت برآورده شدنشون تلاش کنن.
........ 
ازمجید جلیل میترسین ؟نگو نه که باورم نمیشه
چون میدونین بالای 70هزاررای میاره تاییدش نمیکنین ها؟
........ 
بروجن یه شهره که چند تا روستا اطرافشه. لردگون چند صد تا روستاس که سه شهر وسطشه.
اهالی بروجن خونه و زندگیشون همون بروجنه و مدام برای بهتر شدن محیط زندگشیشون تلاش میکنن.
لردگونیا اکثرا از روستاها میان شهر اونم برای رفع نیازاشون فرقی هم براشون نداره شهر چجوری بشه!
توقعات و انتظارات مردم لردگون- خواسته هاشون از مسئولین خیلی سطح پائینه !
.......... 
آخو سی یه نماینده ای که ایخوا بره 4سال من مجلس بو بعدشم هیچ کاری سی مردم نیکنه.. ار بخواسن کار بکردن خو من ای چند سال ایکردن ارزش ناره که ما همزبون خومونه باش جر بکنیم .آخو آدم عاقل یه کم فکر کن به تو چه ربطی داره که کی رای نه بووره اینو خو سی مانل کار نیکنن ار بکنن هم سی قومل خوشون شاید بکنن که عرضه هم یونم نارن . آخو ای تو که ای متنه ایخونی یه کم فکر کن مال چنه ما لرل ایقد بدبختیم تو لردگونه سیل کن یه جا دینه سیل کن یعنی ایما و اونو کمتریم ایما لرل که شعورمون شرفمون ذست ودل بازیمون آبرومون گوگریمون بخششمون غیرتمون مهمتر و همش درک وانسانیتمون والله از اونو کمتر نیست وخیلی واونو بیشتره ولی چون داخل ای جامعه مانه از نعمت محروم کردن ایخیم ایطوری با ای جرو دعوایل خومونه نشون بذیم خومونه جبران کنیم . ما هممون لریم بختیورییم همزبونیم هممون با شرفیم
........ 
اشتباه ما اینه که لحظه ای فکر میکنیم...یه لحظه میگیم همه چی به هم ریختست اما وقتی یه نفر یه دلیل غیر منطقی به ظاهر منطقی در مورد اینکه همه چی خیلی هم خوبه برامون میاره قانع میشیم....به همین راحتی!!!
......... 
سلام صالح خان مطلبت خیلی عالی بود .امیدوارم که دیگه یه همچنین افرادی بارای مردم بالا نرن.
......... 
اینطور صحبت کردن در مورد آقای جلیل خوب نیست 
نظر دوستان درستتره آقای جلیل به واسطه ثروتی که دارن می تونن خیلی کار برای ما انجام بدن (البته اگه ایشون حاضر باشن پولی رو که بدست آوردن برای ما خرج بکنن) در هر صورت بازهم من با آقای رحیمی بیشتر موافقم چون ایشون به واسطه رابطه نزدیکی که با مسئولان مخصوصا آقای مشایی وگروهشون دارن می تونن کار بیشتری برای ما انجام بدن
خواهشا این دفعه کامنت ما رو حذف نکنید نظر خودمو می دم
......... 
سلام
آقای بامیری کی تا حالا مدرک کارشناسی داشت که حالا میگه کارشناسی ارشد دارم؟ باید می پرسیدید زمانی که شهردار لردگان شدید چه مدرکی داشتین ؟ 
من این مصاحبه را سراسر دروغ و لاف دیده ام. با این چیزهایی که آقایان رشیدی و شهبازی پرسیدند و اقای شهردار جواب دادند اگر کسی نداند فکر میکنه لردگان یکی از شهرهای موفق در زمینه امور شهری ایرانه 
هیچ کدام از جواب های آقای شهردار قرین به واقعیت نیست و این مصاحبه چیزی را برای ما روشن نکرد. بهتر بود سئوالات انتقادی مردم و ساکنان را با جدیت بیشتری بپرسید و پاسخ را نیز با واقعیت های شهر تطبیق دهید.
شما اگر با یک بقالی هم مصاحبه مکردین و مشکلات شهری را شرح مداد از این آقا بهتر توضیح می داد چون تعصبی نداره و تمام مشکلات را امس می کنه. شهردار باید توضیح می داد که دلیل بروز و تداوم این مشکلات چیست. 
......... 
ا عرض سلام و خسته نباشید خدمت دانشجویان دلسوز شهرستان.گفته های انتقادی دارم که به صورت خلاصه بیان میکنم.شما هر چی میزنید به در بسته میزنید البت تو این شهرستان.و این حرفایی که اقای بامیری میزنند بیشترشون با عرض معزرت خواب چون ما چیزی نمی بینیم.این شهرستان توسط قشره خاصی اداره میشود که لیاقتش را ندارند.افراد با لیاقت یا گوشه نشین شدن و یا سهم کمی دارند.اقای بامیری میفرمایند چشمه برم و پارک ها و مسائل مربوط به زیباسازی شهر را دارن سازمان دهی میکنن.چرا ما نمی بینیم.واگر قراره اتفاقی بیافتد خواهشا صبر کنید.زیرا سرانه ملی را به هدر می دهید این پول را صرف فرهنگ سازی شهرمان بکنید البت اگه به کتمون بره زیرا فرهنگسازی این شهر اراده ملی می خواد....برای مثال چند سال پیش تعداد زیادی پرنده برای زیبا سازی چشمه برم شهرستان خریداری شد ولی بعد از گذشت مدتی همه انها به سرقت رفتند و فقط تعداد انگشت شماری باقی موندن که اینم جای شکر داره و.... 
......... 
رضا جان بیا منطقی باش .......چرا همیشه تقصیرا را می ندازیم گرردن دیگران ؟ من یه سوالی دارم چند بار برای تغییر فرهنگ خودمون لردگانی ها فکر کردید ؟ من نمیگم این نظام اشکالی نداشته ولی تو چقدر برای رفع این مشکلات تو وسط اومدی ؟ یه کم به خودمون برگردیم .... تحریم کردن که فایده ای نداره ؟ اگر مرد هستیم باید بیاییم وسط و خوبان را انتخاب کنیم وگرنه اگر شما که به دنبال خوبان هستید کنار برید پس باز هم همون اشه و همون کاسه و...... خدا هدایتمون کنه
....... 
امید واریم کاری در این انتخابات صورت بگیرد که بعد دوسال بگوییم عجب کسی را به عنوان نماینده انتخاب کردیم.
به امید فردای روشن تر برای لردگان و لردگانی
. .......... 
-لزوم جمع آوری دستفروشان خصوصا میوه فروشان سر چهارراهها 
پیشنهاد اجرایی:اختصاص محلی خاص برای این افراد و گسترش میدان تره بار.و برخورد قاطع با این افراد ک اکثرا فامیل های منتسب ب شهردار هستند
2_رسیدگی ب مناطق شبه روستایی در شهر و مناطق دیگر ک حتی از ساده ترین امکانات شهری بی بهره اند و عدم خرج چندین باره ی بودجه در مناطق خاص با فامیل های خاص
پیشنهاد اجرایی:دوری از تعصبات قومی و کمی احساس مسولیت در برابر مردم
3_اصلاح و یا نظارت بیشتر بر روی پروانه های ساختمان و جلوگیری از رد و بدل پولی که از قیمت ملک بالاتر است!!
پیشنهاد اجرایی:دور کردن عناصر شناخته شده ی فاسد از محیط شهرداری و نظارت بیشتر
4_جلوگیری از باند بازی در شهرداری و لزوم شایسته سالاری در به کار گرفتن کارمند شهرداری و استخدام کارگران
پیشنهاد اجرایی:تعصب نداشتن روی گروهی خاص و بازگرداندن کارگران با سابقه و نمونه ب شهرداری
5_هماهنگی با ارگان های دیگر مثل اداره گاز و آب برای جلوگیری از حفر تونل در جاده های تازه آسفالته.
6_پیشنهاد اجرایی:با چند تلفن ساده و به جلسات بین ماهی با روسای این ادارات
8_ایجاد زیبایی و تنوع در مناطق شهر خصوصا چشمه برم
پیشنهاد اجرایی:شایسته سالاری و نظر خواهی از مردم.
9_سرویس جمع اوری زبالات ب صورت منظم و ساعت خاص ودر همه ی مناطق شهر
پیشنهاد اجرایی:یه خورده فکر همراه با احساس وظیفه
10_اجرای طرح های کمربندی و جاده های درون شهری بدون ترس از صاحبان زمین های اطراف
پیشنهاد اجرایی:وجدان داشتن و کمی پاک بودن
11_تمیز سازی خیابان ها جلوگیری از سد معبر،ستاد اجرایی کارآمد در فصل زمستان برای پاکی شهر،نظارت بر ناوگان تاکسیرانی و کرایه ی آن،مینی بوس های بین شهری،یک طرفه کردن خیابان های کم عرض و باریک،و ده ها کار دیگر
پیشنهاد اجرایی:دعا و انتظار!!!!!!!
............ 
پست گذاشته شده در مورد شهرداری و مسائل مربوط به اون 
یه نفر نیومد بگه که بابا فلان مشکل رو با فلان ابزار میتونیم حل کنیم
چه میدونم جمع بشیم و بریم شهرداری و فلان چیزو از شهردار بخوایم و و وووو
حالا اینا پیشکش
طرف در میاد میگه که شهردار فلان قومیتو داره پس فلان نتیجه گیری و و و
آخه احمق یه نفر 3 هزارمیلیاردو رو یه دستی برداشته بعد تو هنوز میای و حرف از قومیت میزنی؟
خواهشا بذارید توی بدبختی خودمون بمیریم ولی دیگه از این بحثا_حداقل اینجا_نکنید.
. ........ 
از رنجی که می بریم 
ما ملت غیور بدل سازیم شایدم بدلکار؟؟!!!!!
آبمان را به استانهای دیگر می دهیم تا خودمان از سر چشمه آب برداریم وفشار آب لولهایمان در حد دوساعت در روز شود
خودمان دامداریم شیرو گوشتو لبنیاتمون رو از مغازه ها می خریم با آرم پگاه و...
کشاورزیم وبرنجمان پاکستانیست و خورده برنج اصلا گاهی برنج نداریم
موقعیت شغلی داریمو در شهرهای دیگر کار می کنیم
نماینده اصلح را با نماینده.... عوض می کنیم
معیارهای صلاحیت را با قوم گرایی و پول مبادله می کنیم
کاش به جای بدلکاری حداقل از کوزه شکسته آب می خوردیم
قول می دم اگه منو راضی کنین جای جملاتم رو عوض کنم
. .......... 
با تشکر از مسئولین خوب سایت که مشکی پوش شده اند.کاش میشد همه مردم لردگان مشکی بپوشند.آینده لردگان را کویر خشک و برهوتی میبینم که لاشخورها گوشت نداشته اش را به نیش میکشند.
.............. 
سلام
در سال 91 برای پست سال نود کامنت می گذارم
به یاد تلخی روزگار سیگار که نه! آهی می کشم و نعشه می شوم و رویا می پردازم....
این رویاپردازی ها نتیجه ای ندارد
می دانم دارید کارهایی می کنید اما به خدا قسم این ان جی او زدن ها و فلان و بهمان کاری پیش نمی برد
فقط باید بروید چهره به چهره با مردم حرف بزنید...
بتهایی دارند مردم که شکستن شان خیلی سخت است
هر کدام اگر از پس خانواده خود برآید کلی کار کرده است
............ 
ادامه دارد... 


همه اقوام بایدبرای جلورفتن لردگانمان درصحنه باشند.
دوشنبه 17 آذر 1393 ساعت 01:48 | نوشته ‌شده به دست صادق حسنی | ( نظرات )
خراب می کند ایام هر بنایی را       به جز بنای محبت که دایم آباد است.... 

سلام بر شما و درود بر شهیدان راه حق، درود بر شهید کرامت حسنی، درود بر شهید فتح الله بامیری، درود بر همه آنهایی که از جان خود گذشتند تا امروزی ساخته شود که در امنیت و آرامش من بنویسم و شما بخوانید.... 

شکی نیست در اینکه همه ی آدم ها عزیزند و همه ی آدم ها چه ضعیف و چه قوی، چه خوب و چه بد، همه مخلوق یک خدا
هستیم و معیار برتری هم نزد خداوند تقواست... 

اتفاقی در میان یکی از اقوام ساکن در شهرستان لردگان در حال وقوع و تکمیل شدن است که به نظرم و به دلایلی که در مطالب قبلی سایت بارها و به شیوه های مختلف به آن اشاره کرده اند، باید به آن پرداخته شده و در مورد آن نوشت و بحث کرد... 
اگر بخواهیم قوم ساطحی را امروز با پنج سال پیش، هشت سال پیش مقایسه کنیم قطعا به کاربردن اصطلاح" پیشرفت محسوس و چشم گیر "را برای توصیف این مقایسه "بجا" می بینیم. 
امروز نگاه غالب قوم ساطحی به شهرستان لردگان یک نگاه سازنده و دلسوزانه است و این هیچ وقت قبل ها وجود نداشت، "نگاه سازنده و دلسوزانه" .... 
امروز در" جلسات و در خانه های ساطحی ها" سخن از این است که چه کنیم تا" پیشرفت" کنیم و به آنها که از ما جلوترند برسیم، چه کنیم که دیگر" مشکلاتی که در گذشته" پیش می آمده تکرار نشود، چه کنیم تا "روابطمان را با اقوام دیگر تقویت کنیم" و احترام ها را بیش تر، تا در مناسبت ها و انتخابات مختلف افراد سودجو و منفعت طلب را خوار کنیم، چه کنیم تا از" لحاظ علمی "در شهرستان سرآمد باشیم... 
منظورم این نیست که همه درست فکر می کنند و همه بیدار شده اند، ابدا این ادعا را امروز مطرح نمی کنم، منظور اصلی من این است که" این بحث ها دارد خانه به خانه می رود و سینه به سینه می چرخد"، اینکه دیگر در نگاه آن ها تربیت فرزند و تحصیلات فرزند بسیار مهم و البته ضروری جلوه می کند، و امروز دیگر در هر خانه ای دانشجو هست، معلم و فرهنگی هست، با جرات می گویم که این دید و نگاه و طرز تفکر قبلا نبوده و با اغماض انگشت شمار بوده و بسیار محدود.... 
حتی می شنویم که بعضی خانواده ها می گویند لردگان جایی برای پیشرفت ندارد و به فکر مهاجرت به بروجن و اصفهان و سایر شهرها هستند و این چه معنایی جز بیداری دارد؟ 
وقتی پای ساخت مصلی و مساجد دیگری همچون چهارده معصوم که اخیرا افتتاح شده به میان آمده، ساطحی ها در کمک کردن چه مادی و چه معنوی پیش رو بودند و حتی امروز فکر می کنند و سوال می پرسند که چگونه می توانیم به ساختن بیمارستان و مدارس کمک کنیم.... 
در اجتماعات بزرگ دینی و مذهبی مثل راهپیمایی ها و عزاداری ها و نه دی ها ساطحی ها پیش رو بودند و هستند 
در همین فضای مجازی دو تن از اعضای شورا و رییس شورا که با مردم مستقیما سخن می گویند و از آنها کمک و مشورت می گیرند، ساطحی هستند
برای کارهای فرهنگی در سطح شهر مثل برگزاری مسابقات کتابخوانی و عضویت در گروه های فعال دانشجویی مثل گروه فرهنگی معرفت جوانان لردگان و وبلاگ نویسی برای لردگانمان و نشریه و کارهای دیگر از این جنس هر بار هر بار نیاز به داوطلب بوده ساطحی ها بیش ترین اعلام آمادگی را داشتند و هیچ وقت یادم نمی رود وقتی چند سال پیش برای کمک به کنکوری های شهرستانمان انتخاب رشته و مشاوره انجام می دادیم بچه های سنین راهنمایی از این قوم چطور و با چه عشق و شوری تبلیغات این گروه و حرکت را انجام می دادند و تراکت پخش می کردند!!! 
کافی است نگاهی به لیست قبولی های چند سال اخیر کنکور های سراسری کارشناسی و ارشد و حتی دکتری بیندازید.... متوجه نگاهی که پیش تر توضیح دادم خواهید شد... 
نخبگانی مثل دکتر ابراهیم حسنی، مسئولانی مثل.................................. و اساتیدی مثل دکتر نعمت الله حسنی و بسیاری دیگر از جنس این ها که می توان نام برد هر کدام افتخاری برای جامعه و شهرستانمان محسوب می شوند و مثل اینها روز به روز در قوم ساطحی رویش می کنند و این موج بیداری قطعا و در آینده نزدیک به ثمر خواهد نشست و صبح روشن لردگانمان را رؤیایی خواهد کرد... 

روز و روزگاری را تصور کنید که همه ی خوبی ها در همه ی آدم ها واقع شوند.... و همانطور که در عنوان مطلب نوشتم، همه اقوام بایدبرای جلورفتن لردگانمان درصحنه باشند.... همه باید دست در دست هم بدهند و با انجام کارهای خوبی که در مطلب به آنها اشاره شده است، آثار محرومیت را از چهره شهر محو کنند. این مطلب ابدا قصدش این نیست که از قوم ساطحی دفاع کند، این مطلب می گوید همه به میدان بیایند... میدان مبارزه با دشمنان لردگانمان که از قضا بین همه مشترک هستند و قبلا هم گفتم دشمن اصلی لردگانمان تعصبات قومی قبیله ای است و همه باید در مقابل این دشمن بایستند 
دشمن اصلی بیکاری است که فقر می دهد که اعتیاد می آورد که خشونت آورده است و..

هم دعا کن گره از کار تو بگشاید عشق          هم دعا کن گره ی تازه نیفزاید، عشق! 




لردگانی­ ها و گفتن ­های فرهنگی
شنبه 8 آذر 1393 ساعت 12:58 | نوشته ‌شده به دست امین انگارده | ( نظرات )

در طی چند سال اخیر بواسطه زحماتی که دوستان کشیدند و کارهای زیادی از جمله راه­ اندازی سایت لردگانی­ ها انجام شد، پدیده­ ای به اسم جنبش دانشجویی در لردگان شکل گرفته است. این جنبش در ابتدایی­ ترین نگاه ویژگی­ های جنبش را دارد. یکی از برکات حداقلی آن همین گفتن­ هایی است که در سایت راه افتاده است. این «گفتن­ ها» اگر چه ممکن است جدی گرفته نشوند ولی کاملاً جدی هستند و شاخصه­ های فرهنگی دارند. هر چه این گفتن­ ها بیشتر شود به این سرزمین و مردمانش، به آیین­ ها و آدابش، به پیشرفت و آبادانی­ اش، امید بیشتری می­ توان بست.

چه باید گفت؟

-        فرهنگ ما ویژگی­ هایی منحصر به فردی دارد. در تعریف فرهنگ مناقشات زیادی کرده­ اند اما در اکثر تعاریف بر «باورها»، «آئین­ ها»، «رسوم» و مواردی از این دست تاکید شده است که در هر سه مورد ما ویژگی­ های ارزنده و منحصر به فردی داریم. تنها زمانی به این مزیت خویش آگاه می­ شویم که انسان­ های مثلاً متمدن «شهری» را ببینیم. به این گزاره­ ها توجه کنید: «در هیچ کدام از شهرها و روستاهای ما کسی در خیابان نمی­ خوابد»، «در اغلب روستاهای ما در مرگ عزیزان لباس مشکی نمی­ پوشند»، «در اغلب روستاهای ما عزادار را به شکل خوبی مورد احترام و همدردی قرار می­ دهند و در برخی روستاها بسیاری از هزینه­ ها را از دوش او برمی­ دارند»، «بسیاری از اختلافات با ریش­ سفیدی و کدخدامنشی حل می­ شود»، «مرزهای میان پسرانگی و دخترانگی در شهرستان ما فرونریخته است»، «روحیه کار و تلاش مردمان ما مثال زدنی است» و ... . صحبت این نیست که فرهنگ ما را نباید نقد کرد بلکه اتفاقا فرهنگ را باید نقد کرد اما منصفانه؛ اگر مزیت­ های خود را نبینیم و از ظرفیت­ های فرهنگی استفاده نکنیم نمی­ توانیم پیشرفت کنیم. به قول لزلی استیوز در کتاب «ارتباطات توسعه در جهان سوم» تمامی نسخه­ های توسعه در جهان سوم به این دلیل شکست خورده­ اند که نسبت به داشته­ های خود بی­ توجه بوده­ اند. پس، از فرهنگ خودی باید گفت؛ این گزاره­ هایی که در بالا آمد حاصل یک نگاه سطحی است و فرهنگ خودی نیازمند مطالعه و گفتن­ های عمیق است.

-        نقد و اصلاح فرهنگی: فرهنگ ما در برخی مصادیق نیازمند نقد و اصلاح است. در واقع هر فرهنگی نیازمند نقد و اصلاح است، این لزوم از آنجا ناشی می­ شود که همواره در کنار ارزش­ ها و هنجارها، ضدارزش­ ها و ناهنجاری­ ها وجود دارند و اصلاح آنها نیازمند معیاری صحیح و اصولی است.  برخی از دوستان در همین سایت نسبت به فرهنگ قبیله­ گرایی انتقاداتی دارند که باید ساز و کاری برای اصلاح آن در نظر گرفته شود. واقعیت امر آن است که در مورد این مصداق، بعد از شناخت دقیق مساله قبیله­ گرایی و کارکردهای آن، باید قدم­ های کوچک و مشخصی تعریف کرد تا به اصلاح آن امیدوار بود.

چرا دانشجویان؟

«دانشجویان چه و که هستند که بخواهند درباره اصلاح، پیشرفت، آبادانی و فرهنگ اظهار نظر کنند؟» واقعیت امر آن است که گزاره گفته شده در ذهن بسیاری نهادینه شده است و برخی مسئولین به دلایلی چون «بگذار خوش باشند»، «بالاخره شاید روزی به کار آیند»، «خطرناک­ اند!» و ... گروه­ های دانشجویی را تحویل می­ گیرند. اما شخص اول این مملکت به دانشجویان و عزم راسخ آنان برای پیشرفت ایمان دارد: «انتظار از دانشگاه‌ها به خاطر حضور دانشجو این است که در زمینه‌ی ترسیم آرمان‌ها و گرایش به تحصیل این آرمان‌ها و رسیدن به این آرمان‌ها، دانشگاه فعال باشد. این دیگر مربوط می شود بخصوص به دانشجو؛ جوانىِ دانشجو، سن دانشجو، آمادگی­ های روحی دانشجو، که این اقتضا را به دانشگاه میدهد. این، انتظار از دانشگاه است» (بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با دانشجویان دانشگاه علم و صنعت)  و همچنین: «شما برای خودتان یک نقش تاریخی و ملی تعریف کنید، نه یک نقش شخصی. وقتی انسان نقش شخصی برای خودش تعریف میکند - یک آدم بااستعداد - هدف او این می شود که به ثروت برسد، به شهرت برسد، همه او را بشناسند، همه او را احترام کنند؛ این میشود هدف. به این چیزها هم که رسید، دیگر کاری ندارد، انگیزه‌ای برایش باقی نمی ماند؛ اما انسان وقتی برای خودش یک نقش ملی، یک نقش تاریخی تعریف کرد، وضع فرق میکند. شما باید آینده و تاریخ کشور را در نظر بگیرید و ببینید این ملت به کجا باید برسد و شما امروز در کجای این چرخ و این ریل عظیم قرار دارید. امروز شما چه نقشی را باید ایفا کنید تا آن روز، این ملت بتواند در آنجا باشد. چنین نقشی برای خودتان تعریف و ترسیم کنید؛ هدف را بالا بگیرید.» (بیانات مقام معظم رهبری در دیدار نخبگان دانشجو)





بهترین مدیر لردگان را بیش تر بشناسیم...
چهارشنبه 5 آذر 1393 ساعت 20:13 | نوشته ‌شده به دست یاسر رشیدی | ( نظرات )

حدود سه سال و  سه ماه و سه روز  است که سایت لردگانیها درست شده است...فراز و فرودهایی داشته ایم. گاها انتقادهایی کرده ایم و گاهاً تعریفهایی از عده ای کرده ایم...و طبق حرف امام مان میزان حال فعلی افراد است...!

در این مطلب بنده قصد دارم درمورد آقای شیخی رئیس اداره فرهنگ و ارشاد لردگان صحبتی داشته باشم...

امیدوارم مطلب خوب خوانده شود و خوب تحلیل...

حدود سه سال و اندی است که آقای شیخی مسول این اداره می باشند از چیزهایی که از ایشان میدانم می گویم و در مورد بقیه چیزها الله اعلم!

اینکه ایشان از مدیران جوان می باشد و  فهمی از دغدغه های جوانان دارد جای تشکر دارد.خود شمای خواننده چقدر شده است که مسولی اصلا نمی داند شما چه می گویید؟ اصلا حرفتان چیست؟ همه حرفهایتان را با بخشنامه هایش مقایسه می کند اما چندین و چند بار شده است که آقای شیخی از ما که کمی جوان تر هستیم به لحاظ دغدغه جلوتر هستند...

باز تاکید می کنم امیدوارم تحلیل درستی از مطلب بنده بشود...

همین امسال تابستان برنامه تقدیر از نخبگان به ضرس قاطع اگر آقای شیخی نبود من که وسط کار تقدیر بودم می دانم این برنامه اجرایی نمی شد... درمورد اهمیت تقدیر از نخبگان در اینجا صحبت نکنم که خود بحثس مستوفاست و نیازمند دقت نظرهای فراوان! جالب است ؛ مسولین دیگر خبردار نشدند که جلسه تقدیر از نخبگان کنکور 93 تابستان برگزار شد! ولی اداره ارشاد خیلی کمک کرد. شاید در بخشنامه ها و دستورالعملهای اداره ارشاد اصلا چیزی تحت این عنوان نباشد ، شاید که نه حتما نیست! چون این وظیفه جاهای دیگر است!!  در این مورد همان موقع من یاد فرمایش رهبری افتادم که کار فرهنگی با بخشنامه انجام نمی شود... عده ای از مسولین منتظر هستند که مثلا بودجه بیاید دستور العمل و روش کار بیاید از بالا!! بودجه هم به اندازه مکفی باشد بعد اگر همت کنند و ماموریت برایشان صادر شود !! کاری انجام دهند ولی من که می دانم برای کارهای اینچنینی که آقای شیخی انجام می دهند بخشنامه ای نیست! و نبود.

از اول کار تا آخر همراه ما بودند.

اصلا بحث موسسه فرهنگی ، تا به حال دیدید یک مسول از ارباب رجوع بخواهد تابرایش (ارباب رجوع) کاری کند؟؟

یک روز شیخی گفت : رشیدی چرا یک موسسه تاسیس نمی کنید؟ گفتم چطور ؟چگونه ؟ و کی ؟ و...؟؟؟

با راهنمایی های شیخی و اداره ارشاد موسسه معرفت جوانان لردگان را تاسیس کردیم! اولین موسسه فرهنگی زیر نظر ارشاد در شهرستان! بعد از حدود ده ها سال از تاسیس اداره ارشاد در لردگان...

شیخی از نیروهای جوان و با ذوق وادب شهرستان می باشد می دانستید ایشان از شعرای شهرمان نیز می باشند؟؟

اما بحث اهدای کتاب که هر چند شاید قبلا هم در شهرستان توسط اداره ارشاد انجام می شد ولی اهالی فرهنگ و هنر در شهرستان در این چند سال تغییرها و تفاوت ها را به نسبت سالهای گذشته به خوبی درک خواهند کرد...

یک بحث همین جشنواره شاهنامه خوانی است...می دانید در ابتدا این چشنواره به صورت استانی برگزار می شد؟ امسال لردگان ماتوانست میزبان استانهای زاگرس نشین باشد در مقوله شاهنامه خوانی ... این مساله را نباید دست کم گرفت... چند اداره در شهرستان وجود دارد؟؟ چند جشنواره استانی نه بیشتر برگزار می کنند؟؟ 

اداره ارشاد یک کارمند دارد فقط!! ...

در این باب صحبت باز هم هست ولی بنای ما همیشه بر اختصار بوده...

البته ناگفته نماند این مطلب بدین معنا نیست که آقای شیخی عاری از عیب است و مدیریتشان بلانقص است

خود ما ایراداتی هم به ایشان داریم و یا شاید عده ای هم باشند که انتقاداتی داشته باشند ولی باتوجه به امکانات و شرایط و ... دور از انصاف نیست که ایشان را در برهه فعلی بهترین مدیر شهرستان معرفی کرد!

عالیست اگر نماینده شهرستان از ایشان تقدیر کنند .

خیلی بد نیست اگر مسولین دیگر در شهرستان  فعالیت های شیخی را با فعالیتهای خود در حوزه مدیریتشان مقایسه کنند...

 


منتظر عملکرد آقای جلیل هستیم...




دو اثر جدید از ساسان جلیل
پنجشنبه 29 آبان 1393 ساعت 15:50 | نوشته ‌شده به دست لردگانی ها | ( نظرات )
جای بسی خوشحالی و خوشوقتی است که همشهریان ما در عرصه هنر نیز در حال درخشش هستند.
آهنگهای ساسان جلیل که به تازگی وارد عرصه موسیقی شدند در این قسمت برای دانلود گذاشتیم امیدواریم لذت ببرید.
در ضمن هنرمندان شهرستان نیاز به همکاری همه دارند و باید حمایت شوند هر کس به نوبه خود باید کمک کند...
http://www.uploadco.ir/uploads/ffbv71pn1y2kq37enm0y.mp3       اهنگ اول
http://www.uploadco.ir/uploads/7dtmmabhb6d4b3pnqt.mp3           آهنگ دوم

حتما نظر بدهید حتما انتقاد کنید تا اثرات بعدی آقا ساسان بهتر از پیش شوند حتما پیشرفت این دو آهنگ به نسبت  آهنگ قبلی را می توان احساس کرد
ان شاءالله اثار بعدی از این آثار بهتر باشند
به امید موفقیت همه هنرمندان شهرستان

چشم ها را باید شست، جور دیگر باید دید
پنجشنبه 29 آبان 1393 ساعت 14:31 | نوشته ‌شده به دست دکتر صادق کریمی | ( نظرات )

چشم ها را باید شست، جور دیگر باید دید ...

در دنیای امروز، توسعه و پیشرفت بدون توجه و بهره گیری از علم، دانش، دانشگاه و به زبان خودمانی تحصیل کرده ها امکان پذیر نخواهد بود. هیچ ملتی نمی‌تواند بدون اتکا به دانشمندان بومی خود، راه توسعه را بپیماید. به اندازه ای که بتوان کمی به افق های دورتر و آینده ای توسعه یافته دست یافت، می بایست سرها را بلند کرد. چشم های ما به دیدن همین پیش پایمان عادت کرده، همین زندگی، همین روزمره گی، همین معاش و خلاصه همین ...؛ در حالی که وقت آن است که دورترها را هم باید دید، کمی هم به آینده و اعتلا نگریست و لذا چشم ها را باید شست، جور دیگر باید دید ...

ادامه مطلب

مجیدجلیل :مراجع نظارتی وشعور مردم را زیرسوال نبرید.
دوشنبه 26 آبان 1393 ساعت 16:33 | نوشته ‌شده به دست لردگانی ها | ( نظرات )

گویا یکی از تشکل های دانشجویی استان به نماینده لردگان در مجلس نامه ای نوشته اند و آقای جلیل هم این نامه را پاسخ گفته اند، 

هم نامه خواندنی است و هم پاسخ نامه....! 




الف:نامه انجمن

نماینده ی محترم مردم استان چهارمحال و بختیاری در مجلس شورای اسلامی

جناب آقای جلیل

با اهدا سلام و آرزوی توفیق وظیفه ی خود دانستم تا به نمایندگی از یکی از بزرگترین تشکل های سیاسی دانشجویی استان و یکی از فعالین دانشجویی نامه ای را خدمت شما تقدیم کنم ، تا بعضی از کاستی ها را متذکر شوم. 

ادامه مطلب
دو روایت از هشتمین جشنواره شاهنامه خوانی در لردگان
سه شنبه 20 آبان 1393 ساعت 21:06 | نوشته ‌شده به دست لردگانی ها | ( نظرات )
هشتمین دوره جشنواره شاهنامه خوانی در لردگان برگزار شد و مورد استقبال مردم قرار گرفت، دو تن از صاحب نظران در مورد این جشنواره اظهار نظر کرده اند که در ادامه می آید. 
الف) مسلم اردشیری :
چو ایران نباشد تن من مباد
هشتمین جشنواره شاهنامه و نقاله خوانی مناطق زاگرس نشین در حالی به پایان رسید که هنرمندان، علاقه‌مندان و مخاطبان همیشگی فردوسی و شاهنامه  برای آغازآن مدتها چشم انتظار بوده اند !
منتظر برای فرا رسیدن یک اتفاق بزرگ که هفتمین  دوره از آغاز آن می‌گذشت ، آنها می‌خواستند تا در طول اجراهای جشنواره به تماشای دستاوردهای هنری نوظهور  بنشینند و بتوانند از آن بهره لازم ببرند! با این دور نما، انتظار می‌رفت که این جشنواره با استقبال زیادی روبرو باشد، به خصوص که شاهد حضور مهمانان عزیزی از مناطق مختلف کشور  در این جشنواره  بوده اند. به دنبال حضور استاد علی حافظی  که جایگزین (عباس قنبری عدیوی ) شده بود واستاد کوروش اسدپور ومحمد مهدی چایانی  مردان با  سابقه موسیقی محلی در سمت داور جشنواره ، نوید بخش رخدادهای بسیار به یادماندنی و خوب را نیز داده بود.!
بنابراین بی تردید شرایط برای برپایی یک جشنواره موفق و خوب به نظر فراهم بود ! اما با آغاز جشنواره، و اجرای ضعیف آقای زمانی مجری مرد جشنواره ،که همراه با سیستم صوتی نه چندان مناسب همراه بود و در این میان مدیریت بسیار ضعیف اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی ، بیش تر از پیش ضعف در مدیریت اجرایی جشنواره را نمایان کرده بود.
حضور مسئولین درجه اول شهرستان همانند بخشداران در جایگاه نامناسب ،کمبود امکانات سخت افزاری و حتی عدم پذیرایی ساده،حکایتی دیگر را روایت کرد‌! ، 
علی رغم استقبال مردم شهرستان لردگان  واجرای بسیار زیبای برخی از هموطنان ،انتخاب نفرات برتر دستخوش حوادثی شد که در حد و نام استادان موسیقی محلی و داوران  نام برده نبوده ،نیست و نخواهد بود همچنین باید گفت : نطق نظرات افراد اجرایی و سیاسی در مورد عدم انتخاب زوج نقاله خان مسجد سلیمانی تاثیر بیشتری گذاشته بود که در خور شان و شخصیت این هنرمندان نبوده است.
بقیه نوشته را در ادامه مطلب ببینید :
ادامه مطلب
مرتبط با:

راستی! چه باید کرد؟(1)
دوشنبه 12 آبان 1393 ساعت 01:56 | نوشته ‌شده به دست لردگانی ها | ( نظرات )

دوستی خیلی وقت پیش میگفت:

معتقدم‌ بزرگ‌ترین، فوری‌ترین‌ و حیاتی‌ترین‌ وظیفه‌ای‌ كه‌ امروز ما داریم،

حرف‌زدن‌ و درست‌حرف‌زدن‌ و دقیق‌ و عالمانه‌ از درد سخن‌ گفتن‌ و شناختن‌ درد است،

زیرا كسانی‌ كه‌ در كشورهای‌ اسلامی‌ و كشور خودمان‌ وارد عمل‌ شدند و خواستند كاری‌ كنند و خودشان‌ و اجتماع‌شان‌ را اصلاح‌ نمایند، همه‌ی‌ رنج‌هایشان‌ یا كم‌ثمر بود و یا بی‌ثمر، چرا كه‌ وقتی‌ وارد مرحله‌ عمل‌ شدند

نمی‌دانستند چه‌ باید بكنند و مسلم‌ است‌ تا وقتی‌ كه‌ ندانیم‌ چه‌ می‌خواهیم، نمی‌دانیم‌ كه‌ چه‌ بكنیم...

لردگانیها گروهیست که به دنبال ایجاد بسترهای لازم برای رشد همه جانبه ی شهرستان لردگان می باشد.

.آیا این پر توقعی است که ازدردها بنویسیم و از شما هم بخواهیم که اینگونه رفتار کنید؟

با هم باشیم تا هم از باید ها برای هم بگوییم و بنویسیم و هم از هست ها

و مهم تر آنکه چه باید کرد؟و آنقدر بگوییم و بنویسیم و تحلیل کنیم-آنقدر بحث کنیم-فضا را باز بگذاریم و نظرات همه را بخوانیم و بشنویم-همدیگر را تحمل کنیم-تا بزرگ شویم-تا اطرافمان را بهتر ببینیم و بعد از آن است که میتوانیم متفکر خوب و در مرحله ی بعد عامل درستکاری باشیم.

با ما همرا باشید و نظراتتان را مخصوصا برای برنامه هایی که در آینده روی سایت می گذاریم برای ما بنویسید و همچنین........

 



ما و راه دشوار مسئولیت!؟
پنجشنبه 8 آبان 1393 ساعت 17:47 | نوشته ‌شده به دست رحمت الله محمودی | ( نظرات )
ما و راه دشوار مسئولیت!؟
(آنان؛ او یا ما)

« مطالبه عدالت به معناى این است كه عدالت، گفتمان غالب در محیطهاى جوان و دانشجویى شود؛ جوانان عدالت را مطالبه كنند و آن را از هر مسئولى بخواهند. حكیم انقلاب(22/2/82).»

نتیجه نبرد ها را نه تانكها بلكه اراده ها تعیین می‌كند و بسیاری از كشورهای قدرتمند كه انواع مختلف سلاح را در اختیار دارند مجبور شده اند در برابر ضربات انقلابیون و نیروهای مقاومت عقب نشینی كرده و در نهایت هم، تسلیم خواسته‌های مشروع ملت‌های سركوب شده می‌شوند برای مثال می‌توان از مقاومت حزب الله در برابر اسرائیل، الجزایر در برابر فرانسه یا از ویتنام در برابر آمریكا نام برد، ممكن است انسان به راحتی بتواند نتایج از پیش تعیین شده را در برابر خود قرار داده و خود را از مسولیت و در نتیجه از تلاش كردن معاف كند. اگر انسان در زندگی روزمره یا در مورد مسئله‌ای كه مستقیمأ به او مرتبط می‌شود نگرشی نداشته باشد و اگر حس مسئولیت، ایمان یا اراده نداشته باشد به طور قطع به دنبال بهانه تراشی و توجیهاتی می‌رود كه او را از حركت و تكاپو باز دارد چنین فردی همچون كسی است كه خدایی خاص برای خود می‌سازد كه آموزه‌هایی با ظاهر زیبا را برای او پدید می‌آورد تا آنچه را كه انجام نمی‌دهد توجیه كند به گونه‌ای كه اموری مقدس تلقی شود كه نباید به خاطر آن تحرك و اقدامی صورت گیرد. مسئولیت سنگین است و تلاش؛ كار سخت و گاهی هم به ویژه در شرایطی مثل اوضاع ملت‌های عربی- اسلامی؛ فداكاری و جانفشانی را می‌طلبد كه بسیار فراتر از منافع فردی است؛ چندی پیش یكی از دوستان قدیمی‌ام را ملاقات كردم كه تحصیلات عالی خود را تكمیل كرده بود و به من نصیحتی كرد كه تو هنوز همان حرف‌هایی (حرف هایی از جنس حق‌طلبی و عدالت‌خواهی) را بر لبانت می‌آوری كه قبلأ در نشریه دانشجویی مقطع به اصطلاح لیسانس (دانشگاه شهید بهشتی ) منتشر می‌كردی؟ چرا خودت را خسته می‌كنی؟ بدون اینكه شغلی داشته باشی؛ من جای تو بودم از اینجا (کشور) می‌رفتم، بهتر است تو هم مانند بقیه عمل كنی. من از او پرسیدم چه كسی باید وظیفه یا مسئولیت تغییر و پیشرفت شهر یا كشورش را بر عهده بگیرد? كه پاسخ داد: آنان. از او پرسیدم 

ادامه مطلب

رونمایی از کتاب پژوهشگر لردگانی
سه شنبه 6 آبان 1393 ساعت 17:35 | نوشته ‌شده به دست امین انگارده | ( نظرات )

کتاب «سیره ائمه علیهم السلام در سوگواری امام حسین علیه السلام» نوشته آقای ایرج حجازی،

 پژوهشگر دین و رسانه در مرکز پژوهشهای اسلامی صدا و سیما، به مناسبت ایام محرم رونمایی شد.


ایرج حجازی

آشنایی با نویسنده: ایرج حجازی در سال 1352 در روستای تل ماران از توابع بخش مرکزی شهرستان لردگان به دنیا آمد. تحصیلات حوزوی را تا درس خارج  و تحصیلات دانشگاهی را نیز در رشته علوم سیاسی تا سطح فوق لیسانس ادامه داده است. حجازی، هم اکنون مشغول تحصیل در رشته مذاهب کلامی در مقطع دکتری دانشگاه ادیان و مذاهب است.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا، ایرج حجازی، پژوهشگر دین و رسانه در آیین رونمایی از تازه‌ترین آثار دینی منتشر شده مرکز پژوهش‌های اسلامی صدا و سیما که عصر دوشنبه در تالار اندیشه این مرکز برگزار شد، گفت:عزاداری امام حسین 

ادامه مطلب


درخشش دانش آموزان لردگانی در کنکور سراسری 93
یکشنبه 13 مهر 1393 ساعت 22:01 | نوشته ‌شده به دست لردگانی ها | ( نظرات )

امسال و در ادامه ی روند رو به رشد سالیان اخیر،
 کنکوری های لردگان باز هم خوش درخشیدند و ده ها رتبه ی عالی و خوب
 در کتاب کم حجم اما نو و مبارک و پر از امید
 علمی و فرهنگی شهرستان ثبت کردند. 

نتایج دقیق و کارنامه های رتبه های برتر به زودی بر روی سایت قرار خواهد گرفت.... 



   


    


    


       






کیوسک تلفن
دوشنبه 7 مهر 1393 ساعت 21:42 | نوشته ‌شده به دست آیت آبرود | ( نظرات )

مطلبی را که امروز میگذارم  در مورد یکی از مشکلات چند روز پیش خودم است...شاید در نگاه اول  به دلیل رواج تلفن همراه زیاد به چشم نیاید  اما در هر صورت مشکل بزرگی است که نیاز به توجه دارد نه به عنوان یک کیوسک تلفن بلکه به عنوان یک مشکل شهری و شهروندی.........

اما مشکل از آنجا شروع شد که از شهرکرد وارد شهر خودم شدم و با خاموش شدن گوشیم و نیاز مبرم به تلفن مواجه شدم که ناگهان یاد کیوسک تلفن افتادم و مشکل اصلی را از این جا درک کردم به طوری که قبلا زیاد به چشم نمیزد.بعد از خرید کارت دنبال کیوسک گشتم تا بعد از مدت بسیار زیادی و طی مسیر بسیاری از ترمینال به طرف چهار راه شهرداری اولین کیوسک را پیدا کردم و به طرف آن رفتم اما با صحنه عجیبی مواجه شدم و آن ریختن وسایل توسط دستفروش ها بر روی کیوسک تلفن بود شاید باورتان نشود ولی تا 6الی7کیوسک با این مشکل مواجه شدم(به دلیل خاموش شدن گوشیم نتونستم عکس بگیرم)اما بعد از این که از راسته دستفروش ها عبور کردم نزدیک بانک صادرات قدیم نیز با یک کیوسک تلفن مواجه شدم اما اما اما این یکی سیم نداشت و مجبور شدم بازم به دنبال کیوسک بگردم رسیدم به چهارراه بعدی این کیوسک دوطرفه بود خوشبختانه ،اما اونی که طرف من بود تلفن نداشت و انگار خسته شده بود از بیکاری و پا به فرار گذاشت به طرف اون وری رفتم اما اون یکی هم انگار خسته شده بود و ........دیدم با این کارا راه به جای نمیبرم و بی خیال از کیوسک تلفن به راهم ادامه دادم دیگه مجبور شدم کارم را بیخیال بشم و مثل بقیه به راهم ادامه بدم اما نتوانستم این مطلب را اینجا ننویسم،شاید بشود راهی برای این مشکل پیدا کرد ،شاید هم اصلا کسی به فکر اصلاح این مشکل برنیاید اما به عنوان یک وظیفه  شهروندی مجبور به نوشتن این مطلب شدم..امیدوارم به کسی بر نخورده باشد اما مشکل من کیوسک نیست و نبوده مشکل و دغدغه من بیان مشکلات برای پیشرفت شهرستانم بوده......



که گر مراد نیابم، به قدر وسع کوشم...
دوشنبه 7 مهر 1393 ساعت 11:03 | نوشته ‌شده به دست صادق حسنی | ( نظرات )
"او گفت: 
اشتباه می‌کنند بعضی‌ها 
که اشتباه نمی‌کنند! 
باید راه افتاد، 
مثل رودها که بعضی به دریا می‌رسند 
بعضی هم به دریا نمی‌رسند. 
رفتن، هیچ ربطی به رسیدن ندارد
!

و دقیقا داستان برای ما همین طور خلاصه می شود.... باید راه افتاد... مثل رودها که بعضی به دریا می‌رسند و بعضی هم به دریا نمی‌رسند.... 
قصه و شاید غصه ی پیشرفت لردگانمان این روزها و بلکه تا سال ها همین خواهد بود.... همه باید بخواهیم و تلاش کنیم و جلو برویم و البته این رفتن هیچ ربطی به رسیدن ندارد.... ده ها هزار رفتن باید دست به دست هم بدهند تا لردگانی آباد فقط شعار و در متن ها و نوشته ها نباشد و این حرکت ها و این خواستن ها و این رفتن ها قطره هستند در مقابل آنچه که باید باشد...و همین قطره ها هستند که نوید آمدن باران می دهند... 

   گروهی بیست نفره از دانشجویان و نفرات برتر کنکور امسال شهرستان عازم دیار رضا(ع) شدیم و عهد بستیم تا آخر برای جلو رفتن لردگانمان در کنار هم بمانیم 
از همه ی قومیت ها در این سفر بودند، ساطحی، جلیلی، فلاردی،خانمیرزایی، درویش، غریب،و دیگرانی از طوایف دیگر 
چه احساس خوبی و چه لحظات خوبی بود وقتی همه با هم بودیم... و کاش همه ی لردگان را می توانستیم در این لحظات خوب شریک کنیم... یکی از دوستان می گفت تصور این جمع برایم سخت بود اما شد....!!!!! 
رشته ی جمعیت ای یاران همدل مگسلید     در پریشانی، پریشانیست... از هم مگسلید. 
و البته همه اتفاق نظر داشتند که برای بیرون آمدن لردگانمان از وضع امروزی اش همه باید باشند و البته همه باید در کنار هم باشند...
جمعیت ارباب وفا نگسلد از هم        این سلسله تا روز جزا نگسلد از هم.... 



اگر امروز جاده خوزستان لردگان آدم می کشد، اگر امروز درصد بیکاری لردگانی ها سقف ندارد، اگر امروز گردشگری شهرستان فلج است، اگر امروز و بعد از چند سال هنوز پتروشیمی نیمه کار است، هنوز داستان بیمارستان غم انگیز و گریه آور است، اگر هر روز اعتیاد و فساد 
ادامه مطلب

تقدیم به دانشجویانی که......(به مناسبت سال تحصیلی جدید)
چهارشنبه 2 مهر 1393 ساعت 10:58 | نوشته ‌شده به دست اسماعیل حسنی | ( نظرات )


دانشجویانی که عقلشان بر احساسشان غلبه می کند،

دانشجویانی که برای تحمل آرای دیگران،تمرین می کنند،

دانشجویانی که به واسطه ی زحمتی که می کشند،همیشه خسته اند،

دانشجویانی که برای چهل سال آینده ی خود،برنامه دارند،

دانشجویانی که فرق بین هشت و هشت و یک دقیقه را می دانند،

ادامه مطلب
لردگانیها و تحرک بر سبیل « توازن معرفت و هویت»
یکشنبه 30 شهریور 1393 ساعت 11:19 | نوشته ‌شده به دست رحمت الله محمودی | ( نظرات )

به نام خدای قلم، كه خدابر آن سوگند خورد و از روح خویش درآن هم دمید. قلمی بیصدا كه میتوان دردها را با آن فریاد زد. قلمی كه با صدای خش خش عصیانگر خویش روح بعضی را از فرط غیظ و فریادش میرنجاند و برخی را شعف شكستنش سر به سقف میكوباند. قلم، این همه قلم و همه این كاغذ؛ كه تاریخ را بر كمرش سنگینی دادند. صداها را؛ دردها را؛ نگفتنی هارا؛ نتوانست هارا؛ حقارت ها را؛ همه را یكجا در دلش ریختند. و همه این سكوت؛ سكوت زجرآور حلق آویزی خشن برگردن خریت!! وهمه این خریت؛ خریت خروپف های متمولان؛ چاپلوسان؛ خریت قهقهه ای از برای مسند ها؛ پسوندها؛ پیشوند ها؛ برچسب ها؛ خریت هر آنچه نمی‌بایست بود اما هست و همه این هست كه...كه...بماند!!! سلام عرض می کنم به هموطنان اهل ایمان ، ایران، لردگان و مخاطبانی که از خطه‌های دیگر این دردنوشته را می بینند، می خوانند و شاید سود و نقدی را یافتند.
در همین آغازتشکر میکنم از دوست فرهیخته، رضا رستمی بنا بر لطفی که داشتند برای این حقیر مطالبه و پیشنهاد ایده و نظر درباره لردگانیها را فرمودند. حقیقتأ سخن برای گفتن بسیار است، آنقدر ممالک اسلامی در جهان اسلام مشکل دارند، آنقدر گرفتاری متأسفانه فراوان است که بقول شاعر: «
ادامه مطلب

اگر فقط یک کار در لردگانمان می توانستید انجام دهید.....
پنجشنبه 27 شهریور 1393 ساعت 01:19 | نوشته ‌شده به دست لردگانی ها | ( نظرات )

چند سوال از چند سوالی که ما پرسیدیم و چند جواب از چندین جوابی که شما ندادید را در چند مطلب به قلم چند نفر و با نظرات متفاوت بررسی خواهیم کرد:هدف اصلی این است که اگر روزی مثلا یک دانش آموزدبیرستانی و یا خدای ناکرده یک طلبه از ما پرسید چه باید کرد....سریع بتوانیم جواب درست و روشنی به او بدهیم....مشکلات را شمردن آسان است(البته بود!) ما باید مسائل را اولویت بندی کنیم و بگوییم ماه آینده - عید  - سال آینده - 5 سال آینده چه می خواهیم؟!؟ و هر کدام بر اساس ظرفیتمان به دنبال عملیاتی کردن گفته های درست و با پشتوانه خود برویم!

سوال اولمان را بدون مقدمه و هیچ گونه پیش زمینه ای پرسیدیم که اگر فقط یک کار در شهرستان لردگان می توانستید انجام دهید چه بود؟؟؟؟؟

شاید معنای دیگر این سوال این باشد که بزرگترین دغدغه ی شما درباره ی لردگان چیست و البته پاسخی که من خبرنگار به این سوال می دهم ممکن است با پاسخی که دوست هنرمندمان شاغل در اداره ی ارشاد با پاسخی که دوست دغدغه مند ی که قبلا مسئول بوده با پاسخ کسی که می خواهد در آینده در شهرستان کاره ای شود با پاسخ کسی که می خواهد در شهرستان کار درست و ریشه دار انجام دهد با پاسخ فرماندار با پاسخ شهردار با پاسخ او که به ما پول داد و از پیش ما رفت  و و تک تک کسانی که به این سوال فکر کرده اند متفاوت باشد....

می توانیم از این سوال اینچنین برداشت کنیم که بزرگترین مشکل در شهرستان چیست اما دقت شود حل شدن بزرگترین مشکل لزوما به معنای حل کردن کلیدی ترین مشکل نیست.

کمی مصداقی تر می شویم و وارد شهرستان و در بین مردم....

مشکلاتی که مشاهده خواهیم کرد از بدیهی ترین مثل نداشتن آب شرب سالم تا نداشتن کلاس درس کافی یا نبود معلم تا آسفالت کوچه ها تا چشمه برم و آتشگاهمان تا .... تا فردا می شود نوشت!

همه ی این مشکلات را می شود تحمل کرد و بزرگترین سند 

ادامه مطلب




 
نظر سنجی
نمونه کارهایی که می توان انجام داد تا نسل جوان کنونی،در آینده،به نسلی دغدغه مندتر و به دور از تعصبات بی مورد طایف گرایی مبدل شود.به نظر شما کدام در اولویت قرار دارد؟




>
دیگر موارد
تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :

Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت